صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۴۵۲ - علامه دفع التکبر
نشانی از تواضع وز تکبر امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۵۶ - از تو بر خاطر مرا آزار نیست
از تو بر خاطر مرا آزار نیست حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۷۹ - بده بیار که می مایه ی حیات من است
بده بیار که می مایه ی حیات من است مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۳ - جان بقید تنم از کوی کسی افتاده است
جان بقید تنم از کوی کسی افتاده است اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۳۲ - الخوف
من در پی عشق تو چه پویم که کیم حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۴۶ - عشق آشنا شد شمع من، طبع هوا خواهش نگر
عشق آشنا شد شمع من، طبع هوا خواهش نگر جامی : دفتر دوم
بخش ۴۸ - قصه عاشق شدن کنیزک خلیفه بغداد بر غلام وی و از استیلای عشق وی خود را در دجله انداختن
نوبهاران خلیفه بغداد جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۹ - بیدار شدن زلیخا از خواب و نهفتن اندوه خود از پرستاران
سحر چون زاغ شب پرواز برداشت ترکی شیرازی : فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها
شمارهٔ ۴۲ - حال خویش
گر مردگان ز زیر لحد سر بر آوردند کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۰۴ - ای کرده رخت بماه و اختر بازی
ای کرده رخت بماه و اختر بازی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۲۰۴ - موجیم و حباب هر دو آبست
موجیم و حباب هر دو آبست مفاتیح الجنان : تعیین اسامى نبى و ائمه (ع) به روزهاى هفته و زیارت ایشان در هر روز
زیارت امام کاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادی (ع) در روز چهارشنبه
روز چهارشنبه به نام حضرت موسی بن جعفر و حضرت رضا و حضرت جواد و حضرت هادی(علیهم السلام) است. در زیارت آن بزرگواران بگو: صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۴ - نداد عشق گریبان به دست کس ما را
نداد عشق گریبان به دست کس ما را کمالالدین اسماعیل : ملحقات
شمارهٔ ۳۰ - وله ایضا
شگرف برگ نها دست دررزان انگور ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۶۸ - به یادگار در دفتر یکی از دوستان نوشته شد
چه یادگار نوبسم من اندرین دفتر کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۳ - کعبه کویش مراد است این دل آواره را
کعبه کویش مراد است این دل آواره را ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۴ - در مرثیه و مادهٔ تاریخ فوت پدر
دربغ و درد که از کید فتنهٔ گردون نهج البلاغه : حکمت ها
روش برخورد با ستایش دیگران
وَ قَالَ عليهالسلام وَ مَدَحَهُ قَوْمٌ فِي وَجْهِهِ سعدی : قطعات
شماره ۱۸۷ - نه نیکان را بد افتادست هرگز
نه نیکان را بد افتادست هرگز رشیدالدین میبدی : ۲۷- سورة النمل- مکیة
۵ - النوبة الثانیة
قوله: قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ: اى قل یا ایها الرسول الْحَمْدُ لِلَّهِ اى الشکر و الثناء کلّه للَّه، لانّه هو الذى یستحقّه على الحقیقة على آلائه و نعمائه. و قیل قل یا محمد الحمد للَّه على هلاک کفّار الامم الخالیة. و قیل قل الحمد للَّه الذى علّمک هذا الامر الذى ذکر، وَ سَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَّذِینَ اصْطَفى و هم الانبیاء علیهم السلام، دلیله قوله: وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ و قیل هم اصحاب محمد (ص) اصطفاهم اللَّه لنبیّه، و قیل هم امة محمد (ص)، و هى امّة الاتّباع الّذین اصطفاهم اللَّه لمعرفته و طاعته و هى الفرقة النّاجیة من الثلاث و السّبعین، قال اللَّه تعالى: وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ. ثمّ قال الزاما للحجة: آللَّهُ خَیْرٌ اى قل یا محمد لکفّار قومک الزاما للحجة علیهم: آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ، اى عبادة اللَّه خیر ام عبادتکم الاصنام. رسول خدا هر گه که این آیت خواندى گفتى:بل اللَّه خیر و ابقى و اجل و اکرم، قرائت اهل بصره و عاصم یشرکون بیاء است و باقى قرّاء بتاء مخاطبه خوانند، و استفهام بر طریق انکار و توبیخ است. فان قیل لفظ «الخیر» یستعمل فى شیئین فیهما خیر و لاحدهما مزیّة و لا خیر فى الاصنام اصلا قلنا مطلق لفظ «الخیر» لا یقتضى هذا، و الدلیل علیه قوله: أَصْحابُ الْجَنَّةِ یَوْمَئِذٍ خَیْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِیلًا و لم یقتض ذلک ان یکون لاهل النّار مقیل حسن و لکنّ المراد به زیادة التشدید. و قیل انّما ذکر ذلک لاعتقاد الجهلة و الکفّار، انّ فى الاصنام خیرا فکان ذلک على زعمهم.
بخش ۴۵۲ - علامه دفع التکبر
نشانی از تواضع وز تکبر امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۵۶ - از تو بر خاطر مرا آزار نیست
از تو بر خاطر مرا آزار نیست حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۷۹ - بده بیار که می مایه ی حیات من است
بده بیار که می مایه ی حیات من است مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۳ - جان بقید تنم از کوی کسی افتاده است
جان بقید تنم از کوی کسی افتاده است اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۳۲ - الخوف
من در پی عشق تو چه پویم که کیم حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۴۶ - عشق آشنا شد شمع من، طبع هوا خواهش نگر
عشق آشنا شد شمع من، طبع هوا خواهش نگر جامی : دفتر دوم
بخش ۴۸ - قصه عاشق شدن کنیزک خلیفه بغداد بر غلام وی و از استیلای عشق وی خود را در دجله انداختن
نوبهاران خلیفه بغداد جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۹ - بیدار شدن زلیخا از خواب و نهفتن اندوه خود از پرستاران
سحر چون زاغ شب پرواز برداشت ترکی شیرازی : فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها
شمارهٔ ۴۲ - حال خویش
گر مردگان ز زیر لحد سر بر آوردند کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۰۴ - ای کرده رخت بماه و اختر بازی
ای کرده رخت بماه و اختر بازی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۲۰۴ - موجیم و حباب هر دو آبست
موجیم و حباب هر دو آبست مفاتیح الجنان : تعیین اسامى نبى و ائمه (ع) به روزهاى هفته و زیارت ایشان در هر روز
زیارت امام کاظم و امام رضا و امام جواد و امام هادی (ع) در روز چهارشنبه
روز چهارشنبه به نام حضرت موسی بن جعفر و حضرت رضا و حضرت جواد و حضرت هادی(علیهم السلام) است. در زیارت آن بزرگواران بگو: صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۴ - نداد عشق گریبان به دست کس ما را
نداد عشق گریبان به دست کس ما را کمالالدین اسماعیل : ملحقات
شمارهٔ ۳۰ - وله ایضا
شگرف برگ نها دست دررزان انگور ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۶۸ - به یادگار در دفتر یکی از دوستان نوشته شد
چه یادگار نوبسم من اندرین دفتر کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۳ - کعبه کویش مراد است این دل آواره را
کعبه کویش مراد است این دل آواره را ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۴ - در مرثیه و مادهٔ تاریخ فوت پدر
دربغ و درد که از کید فتنهٔ گردون نهج البلاغه : حکمت ها
روش برخورد با ستایش دیگران
وَ قَالَ عليهالسلام وَ مَدَحَهُ قَوْمٌ فِي وَجْهِهِ سعدی : قطعات
شماره ۱۸۷ - نه نیکان را بد افتادست هرگز
نه نیکان را بد افتادست هرگز رشیدالدین میبدی : ۲۷- سورة النمل- مکیة
۵ - النوبة الثانیة
قوله: قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ: اى قل یا ایها الرسول الْحَمْدُ لِلَّهِ اى الشکر و الثناء کلّه للَّه، لانّه هو الذى یستحقّه على الحقیقة على آلائه و نعمائه. و قیل قل یا محمد الحمد للَّه على هلاک کفّار الامم الخالیة. و قیل قل الحمد للَّه الذى علّمک هذا الامر الذى ذکر، وَ سَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَّذِینَ اصْطَفى و هم الانبیاء علیهم السلام، دلیله قوله: وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ و قیل هم اصحاب محمد (ص) اصطفاهم اللَّه لنبیّه، و قیل هم امة محمد (ص)، و هى امّة الاتّباع الّذین اصطفاهم اللَّه لمعرفته و طاعته و هى الفرقة النّاجیة من الثلاث و السّبعین، قال اللَّه تعالى: وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ. ثمّ قال الزاما للحجة: آللَّهُ خَیْرٌ اى قل یا محمد لکفّار قومک الزاما للحجة علیهم: آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ، اى عبادة اللَّه خیر ام عبادتکم الاصنام. رسول خدا هر گه که این آیت خواندى گفتى:بل اللَّه خیر و ابقى و اجل و اکرم، قرائت اهل بصره و عاصم یشرکون بیاء است و باقى قرّاء بتاء مخاطبه خوانند، و استفهام بر طریق انکار و توبیخ است. فان قیل لفظ «الخیر» یستعمل فى شیئین فیهما خیر و لاحدهما مزیّة و لا خیر فى الاصنام اصلا قلنا مطلق لفظ «الخیر» لا یقتضى هذا، و الدلیل علیه قوله: أَصْحابُ الْجَنَّةِ یَوْمَئِذٍ خَیْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِیلًا و لم یقتض ذلک ان یکون لاهل النّار مقیل حسن و لکنّ المراد به زیادة التشدید. و قیل انّما ذکر ذلک لاعتقاد الجهلة و الکفّار، انّ فى الاصنام خیرا فکان ذلک على زعمهم.