فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۱ - خوش آن که در نظرم عارض نکوی تو باشد
خوش آن که در نظرم عارض نکوی تو باشد
صفای اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۱۵ - در تهنیت عید مولود ناصر الدینشاه
یکی مر است بمشکوی از سعادت حال
سعدی : رباعیات
رباعی ۹۲ - ای بی‌تو فراخای جهان بر ما تنگ
ای بی‌تو فراخای جهان بر ما تنگ
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۳۱ - عید مولود علی را تا شه والا گرفت
عید مولود علی را تا شه والا گرفت
هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
امّا الخّرازیّة
تولا خرازیان به ابی سعید خراز رضی اللّه عنه کنند و وی را اندر طریقت تصانیف از هراست و اندر تجرید و انقطاع شأنی عظیم داشت و ابتدای عبارات از حال فنا و بقا او کرد و طریقت خود را جمله اندر این دو عبارت مضمر گردانید. اکنون من معنی آن بگویم و غلط‌های گروهی اندر آن بیارم تا بدانی که مذهب وی چیست و مقصود این طایفه از این دو عبارت متداول چیست.
قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۶۵ - در غزل است
همه ای دل بلای ما خواهی
ترانه های کودکانه : بخش اول
کوزه گر
چرخی بزن ای چرخ گردنده
جامی : لیلی و مجنون
بخش ۴۴ - بیمار شدن شوهر لیلی و وفات یافتن وی با داغ محرومی از وصال لیلی
نیرنگ زن بیاض این راز
سعدی : قطعات
شماره ۹۳ - بدین الحان داودی عجب نیست
بدین الحان داودی عجب نیست
جامی : دفتر دوم
بخش ۴۹ - قصه آن جوان که بر دختر عم عاشق شد و در عشق وی نام دزدی بر خود نهاد و ناموس عم نگاه داشت و بدان سبب به مقصود رسید
نوجوانی نخورده نشتر غم
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۶۱ - مرا در سینه دل چون نافه تا پر خون نخواهد شد
مرا در سینه دل چون نافه تا پر خون نخواهد شد
ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۸
هرکه با تو به خشم وکین رود هرآینه از وی دور باش‌
نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش صدقه
وَ قَالَ عليه‌السلام إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اَللَّهَ بِالصَّدَقَةِ
بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۷۷ - بازم بسینه عشق و جنون جوش می زند
بازم بسینه عشق و جنون جوش می زند
صوفی محمد هروی : غزلیات
شماره ۲۵ - خرم آن روز که دیدار توام روزی بود
خرم آن روز که دیدار توام روزی بود
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۴۲ - مناجات در طلب مقام فقر بعد از تحقق به مقام زهد
ای در رحمت تو بر همه باز
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۸ - مست عشقم ز خرابات میارید مرا
مست عشقم ز خرابات میارید مرا
سعدی : رباعیات
رباعی ۸۴ - یا روی به کنج خلوت آور شب و روز
یا روی به کنج خلوت آور شب و روز
سعدی : باب چهارم در فواید خاموشی
حکایت ۹ - در عقدِ بَیْع سرایی مُتَرَدِّد بودم. جهودی گفت
در عقدِ بَیْع سرایی مُتَرَدِّد بودم. جهودی گفت: آخر من از کدخدایانِ این محلّتم؛ وصفِ این خانه چنان که هست از من پرس. بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم: به جز آن که تو همسایهٔ منی!
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۶۴ - رسیدن سلامان پیش شاه و اظهار شفقت نمودن شاه با وی
چون پدر روی سلامان را بدید