تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۹ - ای دوست ز لطف خویش کن خرسندم
ای دوست ز لطف خویش کن خرسندم
کز غیر تو دیده بسته دل برکندم
از درگه تو کجا برم حاجت خویش
تو شاهی و من بنده حاجتمندم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۱ - خلقی به صد احترام می‌خوانندم
خلقی به صد احترام می‌خوانندم
ز اخلاق رذیله پاک می‌دانندم
شک نیست که گر چنان که هستم دانند
از دیر و کنشت و کعبه می‌رانندم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۸ - هرچند طریق تجربت پیمودم
هرچند طریق تجربت پیمودم
در نیک و بد خلق نظر بنمودم
کس را به گناه خود ندیدم یعنی
از جمله گناه‌کارتر من بودم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۵ - یا پیر مکن ز درگه خود دورم
یا پیر مکن ز درگه خود دورم
میدار به لطف دائمت مسرورم
من کلب در تو هستم ای شیر خدای
مگذار سگ نفس کند مقهورم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۱ - گر غرق گناه است ز سر تا قدمم
گر غرق گناه است ز سر تا قدمم
با چون تو کریمی از گنه نیست غمم
هر چیز به مستحق آن چیز رسد
من عاصی و مستحق تو را بر کرمم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۵ - هرچند من از سم گنه مسمومم
هرچند من از سم گنه مسمومم
بر درگه دوست ز آبرو محرومم
دانم که شود لطف حقم شامل حال
چون کلب در چهارده معصومم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۰ - رفتم بدر خدای خود توبه کنم
رفتم بدر خدای خود توبه کنم
وز هر گنه و خطای خود توبه کنم
تحقیق گناه می‌نمودم دیدم
باید ز ثوابهای خود توبه کنم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۰ - عمرم همه صرف شد بغفلت چه کنم
عمرم همه صرف شد بغفلت چه کنم
شد حاصل عمرم گل حسرت چه کنم
من آن کف خاکم که تو گفتی یارب
با این کف خاک غیررحمت چه کنم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۸ - ای آنکه منت کمنیهٔ درگاهم
ای آنکه منت کمنیهٔ درگاهم
وی آنکه به حق شدی دلیل راهم
بر آنچه نمودی آگهم ثابت دار
وز آنچه نه آگهم بکن آگاهم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۰ - یاد تو دمی به ملکت جم ندهم
یاد تو دمی به ملکت جم ندهم
نی ملکت جم به ملک عالم ندهم
یک لحظه غمت به بوستان‌های جهان
نی‌نی که به بستان جنان هم ندهم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۷ - ای خسرو طوس ای‌امام مسموم
ای خسرو طوس ای‌امام مسموم
ای همچو قضا قدر بحکمت محکوم
خواهم ز تو آنچه خویشتن میدانی
ای شاه مکن گدای خود را محروم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۲ - خواهی که ز توحید نمانی محروم
خواهی که ز توحید نمانی محروم
میکوش به درک فیض و تحصیل علوم
آنگاه رسی به کام دل کاندر تو
گردید یکی عالم و علم و معلوم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۹ - یکچند به دنیای دنی دل بستیم
یکچند به دنیای دنی دل بستیم
یکچند به‌ام ید جنان جان خستیم
دیدیم دو عالم شده بار دل ما
رستیم ز خویش و از دو عالم رستیم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۶ - شاها به توما دیده احسان داریم
شاها به توما دیده احسان داریم
مهر تو سرشته در دل و جان داریم
غیر از تو نداریم به کس روی نیاز
موریم و نظر سوی سلیمان داریم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۶ - عمریست که دم بدم علی میگویم
عمریست که دم بدم علی میگویم
درحال نشاط و غم علی می‌گویم
تا حال علی گفته‌ام انشاءالله
در باقی عمر هم علی می‌گویم
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۲ - خورشید ازل سیم ماه شعبان
خورشید ازل سیم ماه شعبان
چون خواست شود ز برج عصمت تابان
مأمور به خدمتش بفرمان خدای
جبریل ز سد ره گشت و لعیا ز جنان
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۳ - خاکی که بکفش بودت از اصفاهان
خاکی که بکفش بودت از اصفاهان
همراه ببردی ای مرا راحت جان
من خویش بدان خاک مثل میکردم
معلومم شد که بوده‌ام کمتر از آن
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۴ - در عشق توام همین بس ای روح روان
در عشق توام همین بس ای روح روان
کز غیر تو فارغم من سوخته جان
یک دل دارم تو هستی آن را دلبر
یک جان دارم تو هستی آن را جانان
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۱ - در راه خدا چو نیست شد هست حسین
در راه خدا چو نیست شد هست حسین
شد عالم هستی همه پا بست حسین
حق داد به خونبهای او در دو جهان
ترتیب خدائی همه در دست حسین
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۶ - در نیمه شعبان برخی همچون ماه
در نیمه شعبان برخی همچون ماه
شد جلوه گر انوار الهی ناگاه
در تهنیتش خیل ملایک گفتند
لاحول ولا قوه الا باالله