تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۳۰ - با خون جگر ز شوق جانان گریم
با خون جگر ز شوق جانان گریم
با سیل بلا ز بیم هجران گریم
زین دیده بوالعجب بجانم تا چند
گاهی همه شعله گاه طوفان گریم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۳۱ - با خوی تو لاف آشنائی چه زنم
با خوی تو لاف آشنائی چه زنم
با صاعقه قرعه گیائی چه زنم
بر کنگره عشق تو عنقا مگس است
من جغد بلا دم از همائی چه زنم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۳۲ - بر تیر تو دیده گفتم آماج کنم
بر تیر تو دیده گفتم آماج کنم
روز رخ تو مه شب داج کنم
هر شب ز جفای تو همی از تف دل
دوزخ به شرار خویش محتاج کنم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۳۳ - بالعل تو تنگ های شکر چکنم
بالعل تو تنگ های شکر چکنم
بازلف تو توده های عنبر چکنم
خود کافر و زلف کافر و دل کافر
من نیم مسلمان به سه کافر چکنم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۳۴ - تا با سر زلفت آشنائی دارم
تا با سر زلفت آشنائی دارم
مشکین نفسی به عطر سائی دارم
از سر به رهت بیعت پائی دارم
جغد غمم و سر همائی دارم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۳۵ - تا عشق تو در گشود بر روی دلم
تا عشق تو در گشود بر روی دلم
هر لحظه غمی روی کند سوی دلم
هر شعله که سر کشد ز آتشکده ای
آید به زیارت به سر کوی دلم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۳۶ - تا با غم دوست عهد صحبت بستم
تا با غم دوست عهد صحبت بستم
عهد خود از این سوی برون نشکستم
آسوده ز غوغای جهان چون معنی
در خانه اندرون خود بنشستم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۳۷ - تا عهد وصال گنج عشقت بستم
تا عهد وصال گنج عشقت بستم
از شهر وجود رخت جان بر بستم
چون گوهر قیمتی معنی اندر
گنجینه قیمتی خود بشکستم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۳۸ - تانیت صحبت وصالت بستم
تانیت صحبت وصالت بستم
قفل در کاخ نقد جان بشکستم
همچون معنی اساس و اسباب وجود
در خانه دل نهادم و بنشستم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۳۹ - تسخیر ممالک معانی کردم
تسخیر ممالک معانی کردم
پیری ز خرد وام جوانی کردم
تا بوم و بر زمین عقل از قبسات
رشک طبقات آسمانی کردم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۰ - خون شد جگرم که غرق خون باد دلم
خون شد جگرم که غرق خون باد دلم
وز پردهئ عاقبت برون باد دلم
بازیچه بخت واژگون بین تو چنین
از دست دلم سرنگون باد دلم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۱ - خاکستر گلخن عدم باد دلم
خاکستر گلخن عدم باد دلم
تا نفخه صور غم دژم باد دلم
در کوی تو دل رهین غم کرد مرا
زینسان که منم رهین غم باد دلم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۲ - خواهم هدف تیر عتابت باشم
خواهم هدف تیر عتابت باشم
چون سعد فلک خاص جنابت باشم
اقبال شهنشهی نیم من کم چرخ
آن بخت دهد که در رکابت باشم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۳ - در گلشن ایجادم اگر خار توام
در گلشن ایجادم اگر خار توام
بی قدر متاعم و به بازار توام
مخلوق توام اگر چه طاعت نکنم
در کار تو نیستم ولی کار توام
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۴ - دل مخزن اسرار الهی کردم
دل مخزن اسرار الهی کردم
در عالم عقل پادشاهی کردم
اندر قباست بحر تحقیق شدم
کشتی شک و شبهه تباهی کردم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۵ - در خانه عشق تا که من بنشستم
در خانه عشق تا که من بنشستم
از هر فکری بجز خیالت رستم
آسوده شدم که برد سلطان غمت
در کاخ وجود هر چه بود از دستم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۶ - دی با یاری بسوی گرمابه شدم
دی با یاری بسوی گرمابه شدم
وندر قدمش روان چو خونابه شدم
از گرمی گرمابه من زار ضعیف
چون ماهی خشک بر سر تابه شدم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۷ - در دیده چو خار گشته خوابم چه کنم؟
در دیده چو خار گشته خوابم چه کنم؟
در جوی جگر نمانده آبم چه کنم؟
با اینهمه آشنائی این ساقی عشق
از خون جگر دهد شرابم چه کنم؟
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۸ - دلدار نشد به وصل یارم چکنم
دلدار نشد به وصل یارم چکنم
نگشوده یکی گره ز کارم چکنم
من دیده برای دیدنش خواستم او
در دیده جان شکست خارم چکنم
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۹ - رهبان کلیسیای دوران شده ام
رهبان کلیسیای دوران شده ام
ناقوس نواز دیر حرمان شده ام
نه معصیتی نه طاعتی وای به من
شرمنده کافر و مسلمان شده ام