تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۷۰ - اکنون که شدی مه خرد برده من
اکنون که شدی مه خرد برده من
از وصل تو زنده شد دل مرده من
سیمرغ غمت کشد به منقار ستم
خاشاک بلا به جان افسرده من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۷۱ - ای زنگ غمت صیقل آیینه‌ی من
ای زنگ غمت صیقل آیینه‌ی من
انبار فلک مباش در کینه‌ی من
خود بس باشد گیاه هستی مرا
این شعله که سر کشید از سینه من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۷۲ - ای یاد تو سرمایه بیهوشی من
ای یاد تو سرمایه بیهوشی من
هیچت نشد از یاد فراموشی من
آخر نه ز عشق تست بر بستر غم
با خار و خس بلا هم آغوشی من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۷۳ - ای خون ز تو باده روان دل من
ای خون ز تو باده روان دل من
آتش ز تو در خرمن جان دل من
گفتم به تو زین شعله حدیثی گویم
تا دامن لب سوخت زبان دل من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۷۴ - ای باد سلام من نومید رسان
ای باد سلام من نومید رسان
از سایه ثنا بعرض خورشید رسان
احوال گیا به ابر امید بگوی
پیغام روان به عمر جاوید رسان
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۷۵ - ای خون دل از عشق تو در گردن من
ای خون دل از عشق تو در گردن من
وی خار بلا فشانده پیرامن من
یا ریشه عشق تو کشم از دل خویش
یا ریشه جان کشد غمت از تن من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۷۶ - ای وصل تو ناداشته پاس دل من
ای وصل تو ناداشته پاس دل من
خون کرده بجای می به کاس دل من
بر دست تو گفتم در وم خوشه غم
خود دست غم تو بود داس دل من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۷۷ - ای گلخن غم کرده سرای دل من
ای گلخن غم کرده سرای دل من
خون داده بجای می سزای دل من
بر ساقی بزم تو جه تهمت بندم
می خون جگر کند هوای دل من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۷۸ - ای عشق تو فرخنده همای دل من
ای عشق تو فرخنده همای دل من
با جور تو زندگی بلای دل من
خود خون فسرده دلم پاک بریز
کس نطلبد از تو خونبهای دل من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۷۹ - ای زلف تو جزیه گیر عود دل من
ای زلف تو جزیه گیر عود دل من
از آتش همچو تست دود دل من
گو پرتو روی تو که تابد خورشید
از خط شعاع تار و پود دل من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۸۰ - اشراق دل از غم بتان شاد مکن
اشراق دل از غم بتان شاد مکن
بتخانه به سنگ کعبه آباد مکن
این دیر فنا را سر آبادی نیست
تو بر سرسیل خانه بنیاد مکن
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۸۱ - ای ز آتش غم نهفته چاک دل من
ای ز آتش غم نهفته چاک دل من
بر باد فنا فشانده خاک دل من
بنمای تو چهره تا دهد دختر رز
خون دل خود خراج تاک دل من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۸۲ - ای عشق تو نور خانه سوز دل من
ای عشق تو نور خانه سوز دل من
سودای رخت خانه فروز دل من
روزی ز درم در آمدی روز جهان
ز آن روز کند شبی به روز دل من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۸۳ - ای آتش تو مرهم داغ دل من
ای آتش تو مرهم داغ دل من
می خون شده از تو در ایاغ دل من
از بوم و بر هستی ام آتش روید
تا گلشن روی تست باغ دل من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۸۴ - ای وهم تو از مزیفاتی بس کن
ای وهم تو از مزیفاتی بس کن
محبوس مخلد جهاتی بس کن
اینجا قلم عقل ز خاموشان است
تو رنگ سیاهی ز دواتی بس کن
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۸۵ - ای دیده عقل کلبه نقاشی کن
ای دیده عقل کلبه نقاشی کن
در جلوه شد آن نگار جانپاشی کن
دلدار من از دوگونه خورشیدی کرد
خورشید فلک کنون تو خفاشی کن
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۸۶ - ای مرهم زخم اندرون دل من
ای مرهم زخم اندرون دل من
کونین ز عشق تو زبون دل من
من روی ترا وجه دیت می بینم
از بسکه گرانبهاست خون دل من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۸۷ - این پند نگاهدار هموار ای تن
این پند نگاهدار هموار ای تن
تا سور ترا پیش نیاید شیون
عضوی که ز تو دوست شود با دشمن
دشمن دو شمر تیغ دوکش زخم دو زن
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۸۸ - تا یافت شود مگر برای دل من
تا یافت شود مگر برای دل من
یاری که بسربرد هوای دل من
در کوچه روزگار پر آبله شد
از پویه بیفایده پای دل من
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۸۹ - تا دور شدی ز چشم غمدیده من
تا دور شدی ز چشم غمدیده من
افعی بلا شد مژه در دیده من
خود سوختم و همی نمی دارد دست
آتش ز گیاه جان تفتیده من