تعداد ۸۸۱۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۱۳ - (یک ادای نمکین در همه عمر نکرد
(یک ادای نمکین در همه عمر نکرد
یارب این بخت مرا تهمت شوری که نهاد؟)
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۱۴ - زلف او کی به خیال من غمناک افتد؟
زلف او کی به خیال من غمناک افتد؟
مگر از شانه به فکر دل صد چاک افتد
پرتو حسن غریب تو ازان شوخترست
که ازو عکس بر آیینه ادراک افتد
رشته گوهر سیراب شود مژگانش
هر که را چشم بر آن روی عرقناک افتد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۱۵ - گر چنین سرو ز بالای تو درهم گردد
گر چنین سرو ز بالای تو درهم گردد
طوق هر فاخته ای حلقه ماتم گردد
دولتی را که چو خورشید رسد وقت زوال
نورش افزون شود و سایه او کم گردد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۱۶ - اگر ابروی تو محراب نمازم گردد
اگر ابروی تو محراب نمازم گردد
کعبه پروانه صفت گرد نیازم گردد
به گریبان نرسد نکهت دامن دارش
جامه یوسف اگر پرده رازم گردد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۱۷ - حسن خط پرده فهمیدن مضمون گردد
حسن خط پرده فهمیدن مضمون گردد
کسی آگاه ز مضمون خطش چون گردد
مصرع سرو به تقطیع چه حاجت دارد؟
الف از صنعت مشاطه چه موزون گردد؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۱۸ - عیب در چشم و دل پاک هنر می گردد
عیب در چشم و دل پاک هنر می گردد
کف بی مغز درین بحر گهر می گردد
چون کند عاشق بی تاب عنانداری خود؟
کز نشیب آب به پابوس تو برمی گردد!
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۱۹ - شبنم از روی لطیف تو نظر می دزدد
شبنم از روی لطیف تو نظر می دزدد
غنچه از شرم تو سر در ته پر می دزدد
می کند بیهده دل عیب خود از عشق نهان
گل ز خورشید عبث دامن تر می دزدد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۲۰ - بوی گل مژده آشوب جنون می آرد
بوی گل مژده آشوب جنون می آرد
ناله بلبلم از پرده برون می آرد
مرو از راه برون بر اثر نکهت زلف
که سر از کوچه زنجیر برون می آرد!
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۲۱ - شوربختی ز دو چشم تر ما می بارد
شوربختی ز دو چشم تر ما می بارد
تلخکامی ز لب ساغر ما می بارد
از دم تیغ تو آسوده دلان محرومند
این رگ ابر همین بر سر ما می بارد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۲۲ - هر که را می نگری شکوه ز قسمت دارد
هر که را می نگری شکوه ز قسمت دارد
جز دل ما که به ناداده قناعت دارد
قد موزون ترا نیست به مشاطه نیاز
مصرع سرو به تقطیع چه حاجت دارد؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۲۳ - ناله ام کاوش ازان خنجر مژگان دارد
ناله ام کاوش ازان خنجر مژگان دارد
گریه من نمک طرز ز طوفان دارد
یک نگه کردن ما این همه آزار نداشت
باغبان حق نگاهی به گلستان دارد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۲۴ - نمک لعل تو کی چشمه حیوان دارد؟
نمک لعل تو کی چشمه حیوان دارد؟
یوسف مصر کی این چاه زنخدان دارد؟
راز این سینه صد چاک چرا گل نکند؟
که دریده دهنی همچو گریبان دارد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۲۵ - اشک ما آتش حل کرده به دامن دارد
اشک ما آتش حل کرده به دامن دارد
دانه سوختگان برق به خرمن دارد
با کلاه نمد خویش بسازید که شمع
تاج بر طرف سر و اشک به دامن دارد
آن به سرچشمه مقصود تواند ره برد
که دلی تنگ تر از چشمه سوزن دارد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۲۶ - چمن خلد کی این لاله و نسرین دارد؟
چمن خلد کی این لاله و نسرین دارد؟
لب اعجاز کی این خنده شیرین دارد؟
سر فتراک شهادت به سلامت باشد!
سر شوریده ما کی سر بالین دارد؟
کبک اگر ناز به فرهاد کند جا دارد
که قدم بر قدم جلوه شیرین دارد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۲۷ - با رخت آینه خوش عیش تمامی دارد
با رخت آینه خوش عیش تمامی دارد
شانه با هر شکن زلف تو دامی دارد
عمرها رفت ز وارستگی و می سوزم
تب واسوختگی طرفه دوامی دارد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۲۸ - خنک آن دل که ز وسواس تمنا گذرد
خنک آن دل که ز وسواس تمنا گذرد
دامن افشان چو نسیم از سر دنیا گذرد
در دل سنگ توان رخنه به همواری کرد
رشته را عقد گهر کوچه دهد تا گذرد
به شتابی که گذشتم من ازین وحشتگاه
رفرف موج مگر از سر دریا گذرد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۲۹ - رهنوردی که مدارش به توکل گذرد
رهنوردی که مدارش به توکل گذرد
گر قدم بر سر دریا نهد از پل گذرد
کی به فکر خس و خاشاک من افتد برقی
کز سیه خانه لیلی به تغافل گذرد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۳۰ - داغم از خنده بیهوده خود، می ترسم
داغم از خنده بیهوده خود، می ترسم
که چو گل مدت عمرم به شکفتن گذرد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۳۱ - قطع امید ازان زلف دوتا نتوان کرد
قطع امید ازان زلف دوتا نتوان کرد
دامن دولت جاوید رها نتوان کرد
قاصد و نامه و پیغام نمی خواهد عشق
در حرم پیروی قبله نما نتوان کرد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۳۲ - برو ای غیر به ما داغ محبت مفروش
برو ای غیر به ما داغ محبت مفروش
این زر قلب به کار همه کس نتوان کرد