تعداد ۹۶۸۸ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۲۵ - آخر غبار خط تو گرد کساد شد
آخر غبار خط تو گرد کساد شد
جوهر به چشم آینه موی زیاد شد
هر عاشقی که شیوه وارستگی شناخت
چون بنده گریخته بی اعتماد شد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۲۶ - خالش بلای جان ز خط مشکبار شد
خالش بلای جان ز خط مشکبار شد
پرهیز ازان ستاره که دنباله دار شد
انصاف نیست سوختن از تشنگی مرا
کز خون من عقیق لبت آبدار شد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۲۷ - بال و پر محیط ز موج آشکاره شد
بال و پر محیط ز موج آشکاره شد
گردد یکی هزار چو دل پاره پاره شد
بالیدگی است لازمه التفات خلق
فربه به یک دو هفته هلال از اشاره شد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۲۸ - آثار عشق در دل چون سنگ من نماند
آثار عشق در دل چون سنگ من نماند
در بیستون من اثر از کوهکن نماند
تا رنگ من شکسته خود را درست کرد
گلگونه در بساط سهیل یمن نماند
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۲۹ - گردنکشی مکن که ضعیفان به آه سرد
گردنکشی مکن که ضعیفان به آه سرد
دیهیم نخوت از سر قیصر گرفته اند
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۳۰ - مردم ز حد خویش برون پا نهاده اند
مردم ز حد خویش برون پا نهاده اند
راه هزار تفرقه بر خود گشاده اند
بسته است روزگار جهان را به کار گل
یکسر به فکر باغ و عمارت فتاده اند
خواهند عاقبت ز ندامت به سر زدن
دستی که ظالمان به تعدی گشاده اند
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۳۱ - روشندلان که آینه جان زدوده اند
روشندلان که آینه جان زدوده اند
از روی حشر پرده هم اینجا گشوده اند
غافل مشو ز گل که فرورفتگان خاک
آن نامه را به خون دل انشا نموده اند
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۳۲ - این ریش پروران که گرفتار شانه اند
این ریش پروران که گرفتار شانه اند
غافل که صد خدنگ بلا را نشانه اند
در خانمان خرابی دل سعی می کنند
این غافلان که در پی تعمیر خانه اند
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۶۴ - با بخت تیره کوکب ما را چه اعتبار؟
با بخت تیره کوکب ما را چه اعتبار؟
در روز ابر، بال هما را چه اعتبار؟
در کوی دوست نرخ دل از خاک کمترست
در صحن کعبه قبله نما را چه اعتبار؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۶۵ - درویش خامش است ز مبرم کشنده تر
درویش خامش است ز مبرم کشنده تر
از پشه هاست پشه خاکی گزنده تر
خاموش بی کمال چو باروت بی صدا
باشد ز پوچ گو به مراتب کشنده تر
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۷۰ - سرو از قد تو کسب رعونت کند هنوز
سرو از قد تو کسب رعونت کند هنوز
خورشید از عذار تو حیرت کند هنوز
از جوش بلبلان نفس دام تنگ شد
صیاد من ز بخت شکایت کند هنوز
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۸۴ - تیغی که غمزه تو کند سایه پرورش
تیغی که غمزه تو کند سایه پرورش
ابریشم بریده شود زلف جوهرش
بی عشق، آه در جگر روزگار نیست
خاکستری است چرخ که عشق است اخگرش
دارد خطر ز جنبش مژگان سفینه اش
چشمی که نیست حیرت دیدار لنگرش
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۸۸ - هر کس که چون صدف دهن خویش کرد پاک
هر کس که چون صدف دهن خویش کرد پاک
لبریز می شود ز گهرهای تابناک
بی سجده می کنند نماز جنازه را
مگذار پیش مرده دلان روی خود به خاک
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۹۰ - بازآ که بی تو رنگ نیاید به روی گل
بازآ که بی تو رنگ نیاید به روی گل
در جیب غنچه زنگ برآورد بوی گل
در گلستان حسن تو از جوش عندلیب
تنگ است جای بال فشانی به بوی گل
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۲۶ - فرهادم و ثبات قدم هست پیشه ام
فرهادم و ثبات قدم هست پیشه ام
ناخن دوانده در جگر سنگ تیشه ام
از بخت شور در نمک آبم چو مغز تلخ
می روترش کند چو درآید به شیشه ام
از ناخن آب دشنه الماس برده ام
فرهاد را به کوه جهانده است تیشه ام
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۲۷ - صد خنده واکشم ز تو تا ترک جان کنم
صد خنده واکشم ز تو تا ترک جان کنم
در خون صد بهار روم تا خزان کنم
تیغش ز سخت جانی من کند اگر شود
لوح مزار خویش ز سنگ فسان کنم
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۲۸ - در کار عشق سعی چو فرهاد می کنم
در کار عشق سعی چو فرهاد می کنم
مشق جنون به خامه فولاد می کنم
تا فکر کرده است مرا بر سخن سوار
در کوه قاف صید پریزاد می کنم
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۲۹ - گاهی به کوه و گاه به صحرا نمی روم
گاهی به کوه و گاه به صحرا نمی روم
چون سیل بی حجاب به هر جا نمی روم
در کوهسار سنگ ملامت مجاورم
مجنون صفت به دامن صحرا نمی روم
نقش فنا در آینه خشت دیده ام
هرگز پی عمارت دنیا نمی روم
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۳۰ - کو می که اختیار خرد را به او دهم؟
کو می که اختیار خرد را به او دهم؟
مستانه دست خویش به دست سبو دهم
بر هر طرف که می نگرم حشر آرزوست
زلف ترا به دست کدام آرزو دهم؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۳۱ - دل را به زلف حسن شمایل نمی دهم
دل را به زلف حسن شمایل نمی دهم
تا دل نمی دهند مرا دل نمی دهم
این گردن ضعیف سزاوار تیغ نیست
در قتل خویش زحمت قاتل نمی دهم