تعداد ۴۸۴۸ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۶ - آن بلبل مستم که ز گلریزی افغان
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۹ - ساقی! بط می در قفس طاقچه حیف است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۹۱ - گر گل نکند در طلبت آبله از پا
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۲۵ - بر یاد رخش چون رود از دیده من آب
بر یاد رخش چون رود از دیده من آب
صد باغ توان داد به یک چشم زدن آب
آب از مژه رو کرد به من، آه چه سازم
گر وانشود همچو حباب از سر من آب
با آن رخ شاداب به گلشن چو درآیی
از سایه روی تو خورد سرو و سمن آب
زاهد نشود قابل پابوس خم می
چون شیشه، گر از باده کشد دست و دهن آب
گر شهرت تردامنی گل شنود خاک
هرگز نگذارد که درآید به چمن آب
سرچشمه این بادیه را خضر بلد نیست
برداشتمی کاش چو گوهر ز وطن آب
تر شد ره گوشم ز غزلخوانی طغرا
هرگز نشنیدم که برآید ز سخن آب
صد باغ توان داد به یک چشم زدن آب
آب از مژه رو کرد به من، آه چه سازم
گر وانشود همچو حباب از سر من آب
با آن رخ شاداب به گلشن چو درآیی
از سایه روی تو خورد سرو و سمن آب
زاهد نشود قابل پابوس خم می
چون شیشه، گر از باده کشد دست و دهن آب
گر شهرت تردامنی گل شنود خاک
هرگز نگذارد که درآید به چمن آب
سرچشمه این بادیه را خضر بلد نیست
برداشتمی کاش چو گوهر ز وطن آب
تر شد ره گوشم ز غزلخوانی طغرا
هرگز نشنیدم که برآید ز سخن آب
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۲۷ - امشب من و چشم قدح و دیدن مهتاب
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۳۶ - لبریز جدایی کندش ساقی دوران
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۴۲ - لب تر نکنم ز آب خضر تا می ناب است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۶۱ - ای گل، همه تن لب شده در وصف بهاری
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۶۴ - آخر شدن حسن بتان، اول داغ است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۶۵ - ای حسن تو سرچشمه غوغای قیامت
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۷۰ - بی زلف سیه، دلبری از خال نیاید
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۹۰ - از وعده وصل تو وفا را خبری نیست
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۰۷ - آسوده دلی بر من بیتاب حرام است
آسوده دلی بر من بیتاب حرام است
بر روز سیاهم شب مهتاب حرام است
پروانه شب از بستر آرام گریزد
تا شمع نیاسوده، برو خواب حرام است
من همچو سبو، دست گرفتم به در گوش
آن روز که گفتند می ناب حرام است
کام طلب از چشمه و جو تر نتوان کرد
تا لب به محیطی نرسد، آب حرام است
ما تهمت آرام، به دشمن نپسندیم
در ملت ما، کشتن سیماب حرام است
بر روز سیاهم شب مهتاب حرام است
پروانه شب از بستر آرام گریزد
تا شمع نیاسوده، برو خواب حرام است
من همچو سبو، دست گرفتم به در گوش
آن روز که گفتند می ناب حرام است
کام طلب از چشمه و جو تر نتوان کرد
تا لب به محیطی نرسد، آب حرام است
ما تهمت آرام، به دشمن نپسندیم
در ملت ما، کشتن سیماب حرام است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۲۵ - بر کوه غمت بانگ زدم، بانگ به من زد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۳۳ - چون نقش قدم، غیر زمین، بستر ما نیست
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۴۱ - پایش ز حنابندی شب چون پر زاغ است
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۴۳ - فرق حرم و دیر ببین، کآمده هر سال
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۴۶ - از پنجره های مژه مهتاب درآید
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۵۱ - بی روی تو در بزم چراغ آید و گرید
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۶۶ - افسرده دلم، کو دم گرمی که ز فیضش