تعداد ۶۱۴۷ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۵٧ - چون سفیهی ترا بیازارد
چون سفیهی ترا بیازارد
آن دمش گر ادب نیاری کرد
باید آبی زدن بر آتش خشم
تا بتدریج ازو بر آری گرد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۵٨ - تا بود در سرت کلهداری
تا بود در سرت کلهداری
یکدمت بی صداع نگذارند
پای در دامن قناعت کش
تا ز جیب تو دست وادارند
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۶١ - چند گوئی که دولت و دولت
چند گوئی که دولت و دولت
زینهوس تو هلاک خواهی شد
من گرفتم که خود ز دولت و مال
از سمک بر سماک خواهی شد
نه از اینخاکدان آدمخوار
عاقبت زیر خاک خواهی شد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۶٨ - حاسد بد سکال باری کیست
حاسد بد سکال باری کیست
او بمیزان من چه می سنجد
زود باشد که ماهی کلکم
چون زرو خونش از جگر هنجد
پوست اندر کشم بناخن هجو
از سرش همچو پوست از سنجد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۶٩ - حبذا روزگار بیعقلان
حبذا روزگار بیعقلان
کز خرابی عقل آبادند
عقل و غم را بهم گذاشته اند
وز حماقت همیشه دلشادند
هر کجا عقل هست شادی نیست
عقل و غم هر دو توامان زادند
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٨١ - دامن مرد کاهلی چو گرفت
دامن مرد کاهلی چو گرفت
گله از گردش زمانه کند
مطرب از کار چون فروماند
خشم بر گوشه چغانه کند
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٨۴ - دو سه روزی که زندگانی تست
دو سه روزی که زندگانی تست
هیچ دانی که چون همی گذرد
گر بکسب فضیلتی مشغول
عاقلت ز اهل معرفت شمرد
وانکه او کسب مال خواهد کرد
هست غافل بنزد اهل خرد
با همه کسب مال هم بد نیست
گر خوراند بدوستان و خورد
وانکه بهر نهادنش طلبد
از جهان غیر حسرتی نبرد
خوبتر آنکه همچو ابن یمین
رقم آرزو ز دل سترد
بسوی رفتگان و آمدگان
چشم عبرت گشاده مینگرد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٨٧ - دوش در تنگنای عقل مرا
دوش در تنگنای عقل مرا
با خرد صحبت اتفاق افتاد
گفتم از راه لطف نوعی کن
تا شوم از غمان دهر آزاد
گفت یاری طلب که در عالم
شهر بند وفا کند بنیاد
در جهان هیچکس ندیدم کو
عاقبت دوستی بباد نداد
چون چنین است هر که در عالم
فرد گردد خداش خیر دهاد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٩٨ - سالها خاطر مرا ز نشاط
سالها خاطر مرا ز نشاط
هیچ پروای قیل و قال نبود
ماه طبعم همیشه خرم بود
مهر جان را سر زوال نبود
چرخ میخواست تا کند خطری
لیکنش قدرت و مجال نبود
آخر الامر آنچه خواست بکرد
بطریقی که در خیال نبود
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٠۵ - شهریار جهان طغایتمور
شهریار جهان طغایتمور
شاه سیارگان غلام تو باد
جام گیتی نما که خورشید است
دور او تا ابد بکام تو باد
هست بزم تو رشک خلد برین
حور عین ساقی مدام تو باد
تا بمانی خضر صفت جاوید
آبحیوان شراب جام تو باد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٠٧ - شهریارا بدان خدای که او
شهریارا بدان خدای که او
از جهانت گزید و شاهی داد
روز و شب را زخم نیل فلک
هم سفیدی و هم سیاهی داد
ز بر آسمان و زیر زمین
گاه قسمت بماه و ماهی داد
که مرا مر کبیست کز سستی
تن بیکباره در تباهی داد
کرده بر خویشتن خری ثابت
هر که بر اسبیش گواهی داد
باز ماند رهی ز راه گرش
باره باد پا نخواهی داد
نظری کن که بنده ابن یمین
شرح احوال خود کماهی داد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٠٩ - صبر در کارها چه نیک و چه بد
صبر در کارها چه نیک و چه بد
از علامات بخردی باشد
بشتاب از تو رد نخواهد شد
هر قضائی که ایزدی باشد
بقضا دادنت رضا اولی
گر نکوئی و گر بدی باشد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣١١ - طالع من ببین که از پی آب
طالع من ببین که از پی آب
گر روم سوی بحر بر گردد
ور بدوزخ طلب کنم آتش
آتش از یخ فسرده تر گردد
گر برم حاجتی بنزد کسی
در زمان گوشهاش کر گردد
ور ز راهی طلب کنم کف خاک
خاک حالی بنرخ رز گردد
گر بکوهی طلب کنم سنگی
سنگ نایاب چون گهر گردد
ور بنزد کسی سلام برم
هر دو گوشش چو گوش خر گردد
اینچنین حالهاش پیش آید
هر که را روزگار بر گردد
بر همه حال شکر ابن یمین
که مبادا ازین بتر گردد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣١٨ - هر که را داد نعمتی ایزد
هر که را داد نعمتی ایزد
او ازو نی چشاند و نه چشد
ملک الموت را بقا بادا
تا ز قهرش بیکنفس باشد
وانکه آنرا بسان جان دارد
بستاند بدیگری بخشد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٢٨ - کار چون سخت گشت بر بنده
کار چون سخت گشت بر بنده
فضل حق زود دستگیر شود
چون ببرد طمع ز نصرت خلق
ایزدش بیگمان نصیر شود
چون کمان گر چه کج نماید کار
هم ز لطف خدا چو تیر شود
هر که گردد اسیر گو خوش باش
عاقبت همچو ما امیر شود
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣۴٠ - گر نبندی کمر بخدمت خود
گر نبندی کمر بخدمت خود
خدمت دیگرانت باید کرد
در همه کارها چه نیک و چه بد
فکر سود و زیانت باید کرد
در همه جا و در همه مورد
نفس خود امتحانت باید کرد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣۴٣ - گر کریمی بدولتی برسد
گر کریمی بدولتی برسد
دشمنانرا همیشه بنوازد
ور لئیمی سعادتی یابد
دوستانرا بکل بر اندازد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣۴۴ - گر تو یادم کنی و ور نکنی
گر تو یادم کنی و ور نکنی
من ز اخلاص کم نخواهم کرد
دسترس نیستم ببد عهدی
ور بود نیز هم نخواهد کرد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣۴٧ - گر بمثقال ذره ئی بد و نیک
گر بمثقال ذره ئی بد و نیک
آورد فعلت از عدم بوجود
در قیامت جزاش خواهی یافت
پس ببین تا چه میکنی محمود
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣۵۴ - مرد باید بهر کجا باشد
مرد باید بهر کجا باشد
عزت خویشتن نگهدارد
خود پسندی و ابلهی نکند
هر چه کبر و منی است بگذارد
بطریقی رود که مردم را
سر موئی ز خود نیازارد
همه کس را ز خویش به داند
هیچکس را حقیر نشمارد
سر و زر در طلب نهد آنگه
تا مگر دوستی بدست آرد