تعداد ۴۸۴۸ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۹۱ - خواهم غزلی را که به محبوب توان خواند
خواهم غزلی را که به محبوب توان خواند
بیتی خوشم آید که به مطلوب توان خواند
بی روی تو، از شعله آهم شب تاریک
روشن شده زان گونه که مکتوب توان خواند
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۰۷ - آرام نگیرد نفسی بر مژه ام اشک
آرام نگیرد نفسی بر مژه ام اشک
کودک چو رود بر سر دیوار، بترسد
در گوشه این کلبه، خرابی شده پنهان
روزی که برآید، در و دیوار بترسد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۲۲ - عمری ست که همخوابه میناست درین بزم
عمری ست که همخوابه میناست درین بزم
جا دارد اگر دختر رز حامله باشد
بسیار نماز از پی هم کرد صراحی
واجب نتوان خواند، مگر نافله باشد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۳۵ - در مدرسه عشق، چو من بی خبری نیست
در مدرسه عشق، چو من بی خبری نیست
با هر که در بحث گشودم، خجلم کرد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۵۳ - حرفی که به سرگوشی ازان شوخ زند سر
حرفی که به سرگوشی ازان شوخ زند سر
از طالع ما، صورت پیغام برآرد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۷۱ - دل پیش تو از طعنه اغیار نترسد
دل پیش تو از طعنه اغیار نترسد
گلچین ز خراشندگی خار نترسد
منصور چه غم دارد از آشوب خلایق
پادار محبت ز سر دار نترسد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۷۴ - در ساز فغانم ره آواز غلط شد
در ساز فغانم ره آواز غلط شد
از زمزمه ام نغمه دمساز غلط شد
پیچید صدا در چمن از نغمه بلبل
چندان که رگ گل به رگ ساز غلط شد
در باغ تمنا چو گشودیم پرو بال
از هر طرف اندازه پرواز غلط شد
درمانده اصلاح غلط زار سلوکم
هرجا پی اصلاح شدم، باز غلط شد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۹۱ - با روی تو خورشید جهانگرد چه باشد
با روی تو خورشید جهانگرد چه باشد
در پیش گل سرخ، گل زرد چه باشد
بر هم نخورد صحبت رندان ز نصیحت
گرم است چو هنگامه، دم سرد چه باشد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۱۶ - ساقی به ته شیشه می ناب نگه دار
ساقی به ته شیشه می ناب نگه دار
خواهیم دگر تشنه شدن، آب نگه دار
مطرب من کم حوصله را سوختی آخر
گفتم به تو در پرده که مضراب نگه دار
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۴۰ - انگیخت شراب از رخ زیبای تو آتش
انگیخت شراب از رخ زیبای تو آتش
چون لاله شد از آب، سراپای تو آتش
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۵۶ - پروانه ما گرچه رسد زود به آتش
پروانه ما گرچه رسد زود به آتش
خواهد که رسد پیشتر از دود به آتش
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۶۲ - کس را غم سوز دل ما نیست درین بزم
کس را غم سوز دل ما نیست درین بزم
شمع از غم ما سوخته و ما ز غم شمع
بی آمدنت مجلس ما نور ندارد
شب، روشنی خانه بود در قدم شمع
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۶۹ - کو پیر مغان کز می اسرار زند حرف
کو پیر مغان کز می اسرار زند حرف
با ما به لب ساغر سرشار زند حرف
چشمک زدن نرگس او دلخوشی آورد
شاد است پرستار چو بیمار زند حرف
واعظ به سخن عزت خود را مده از دست
کم قدر شود مرد چو بسیار زند حرف
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۸۶ - هرجا که بیفتد به زمین سایه زلفت
هرجا که بیفتد به زمین سایه زلفت
از خاک دمد تا سر زانوی تو سنبل
از لعل تو می ریخته، از چشم تو مستی
از روی تو گل ریخته، از موی تو سنبل
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۰۰ - یک شورش ما رهبر صد بارش سنگ است
یک شورش ما رهبر صد بارش سنگ است
لیکن سر هنگامه طفلانه نداریم
یک جا نشود جمع، دو برگ طرب ما
داریم گهی شیشه که پیمانه نداریم
گویی که ز ما گم شده انگشت شهادت
روزی که کلید در میخانه نداریم
داریم سر زلف گرهگیر تو در دست
غم نیست اگر سبحه صد دانه نداریم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۲۵ - مویی شده ام، به که به موی تو بسازم
مویی شده ام، به که به موی تو بسازم
تا مویه کنان با غم روی تو بسازم
من بلبل مستم، تو هراسان گل سرکش
باید ز ره صبر، به بوی تو بسازم
داغت ز سراپای تنم دود برآورد
می خواست که با آتش خوی تو بسازم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۲۸ - گویند که آزار، مکافات گناه است
گویند که آزار، مکافات گناه است
ما بهر چه پیش از گنه آزار کشیدیم
درشهر وفا، کس به نگون بختی ما نیست
هر ظلم که امسال شود، پار کشیدیم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۵۰ - برگل فکنم دست رد و روی تو گیرم
برگل فکنم دست رد و روی تو گیرم
سنبل ز کف اندازم و گیسوی تو گیرم
بر چشم خودم جای دهد غنچه سیراب
در رنگ گل تازه اگر بوی تو گیرم
مستانه چو در جلوه گه ناز خرامی
تعویذ شوم، دست به بازوی تو گیرم
هر جا که به خون ریختنم تیغ برآری
من هم ز پی کشتن خود، سوی تو گیرم
گفتم که به خوی تو و بوی تو برآیم
بوی تو گرفتم، عجب ار خوی تو گیرم
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۹۴ - بازی خور عقلم، سگ دیوانه به از من
بازی خور عقلم، سگ دیوانه به از من
غمخوار دلم، خوشه بی دانه به از من
در بیخودی ام پای هوس ره نکند گم
رندی نبود بر در میخانه به از من
رگ بر تن زارم خط بیزاری عقل است
آرد ز کجا عشق تو دیوانه به از من؟
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۹۹ - پیوسته طلبکار شراب است دل من
پیوسته طلبکار شراب است دل من
گر می ندهد دست، کباب است دل من
از موجه گرداب قدح باک ندارد
طوفان زده عالم آب است دل من