تعداد ۶۳۳۷ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۶۲ - نیم در کسوت فقر از فلک ممنون احسانی
نیم در کسوت فقر از فلک ممنون احسانی
گرفته جامه اطلس، کهن شالی بدل داده
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۷۰ - تو خود مهری، ولیکن با سیه روز غم عشقت
تو خود مهری، ولیکن با سیه روز غم عشقت
چو خورشید درخشان، مهرورزیدن نمی دانی
چو با من برخوری، از رنگ زردم می شوی آگه
ولی چون طفل اشک، احوال پرسیدن نمی دانی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۷۴ - دلا غیر از رهی کز دیدن او می روی از خود
دلا غیر از رهی کز دیدن او می روی از خود
به هر راهی که خواهی رفت، از رهزن خطر داری
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۷۷ - به آن گل می توانی همچو شبنم گشت همزانو
به آن گل می توانی همچو شبنم گشت همزانو
اگر از چشمه سار پاکی طینت وضو داری
نه رنگی از گلت دیدم، نه بوی سنبلت آمد
گلستانی، ولیکن قفلها بررنگ و بو داری
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۸۱ - نه دود است این که بر اطراف روی شمع می افتد
نه دود است این که بر اطراف روی شمع می افتد
پریشان می کند در ماتم پروانه، گیسویی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۸۵ - بکش ساغر پیاپی تا به رنگ ارغوان باشی
بکش ساغر پیاپی تا به رنگ ارغوان باشی
بنوش آب حیات از جوی مینا تا جوان باشی
مشو چون گردباد از انتقام سرکشی غافل
بخوان نقش زمین خود را، اگر در آسمان باشی
ز تاب غیرت عشق تو الفت برنمی تابم
شوم با خویش دشمن، گر تو با من مهربان باشی
به یک گل باش قانع تا پسند بلبلان باشی
به هر گل تا به کی دلبسته چون آب روان باشی؟
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۹۱ - چو یاقوت از زمین هم در وطن گر پست تر باشی
چو یاقوت از زمین هم در وطن گر پست تر باشی
ازان بهتر که در غربت به روی تخت زر باشی
به تعریف پدر شد منحصر حرف تو در مجلس
چه خواهی گفت اگر مانند عیسی بی پدر باشی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۹۹ - دلا در زیر بار آرزو بسیار می مانی
دلا در زیر بار آرزو بسیار می مانی
بیفکن بار خود را، ورنه از رفتار می مانی
نشد یک گل به شاخ بیکسی دمسازت ای بلبل
به امید که در غمخانه گلزار می مانی؟
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۰۵ - نخواهی داشت رنگ از سوختن هم، ای خس گلشن
نخواهی داشت رنگ از سوختن هم، ای خس گلشن
اگر در آتش بی طالعیها همچو من باشی
ز بوی دلکشت مستی فزاید عندلیبان را
به گل حاجت ندارد باغبان، تا در چمن باشی
گل از شوخی هزاران خنده بر گفتار بلبل زد
لبی بگشا تو هم ای غنچه، تا کی بی دهن باشی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۰۹ - اگر با ما سیه بختان بود ماه جهانتابی
اگر با ما سیه بختان بود ماه جهانتابی
شب ما چون شب زلفت نخواهد دید مهتابی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۱۵ - به این بی برگی ات در برگرفتم، نرگسی بگشا
به این بی برگی ات در برگرفتم، نرگسی بگشا
اگر خواهی بهاری را در آغوش خزان بینی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۲۳ - چو آن سربسته مینایی که دارد باده روشن
چو آن سربسته مینایی که دارد باده روشن
به جای چشم بیدارم، دل بیدار بایستی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۳۲ - دهان غنچه، روی گل، جبین نسترن داری
دهان غنچه، روی گل، جبین نسترن داری
گلستانی ست رخسارت، چه پروای چمن داری
به گردت چون نگردد فوج مرغان خزان دیده؟
که رنگین نوبهاری در حصار پیرهن داری
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۳۸ - گشودم لب که با مطرب برآرم یک نفس چون نی
گشودم لب که با مطرب برآرم یک نفس چون نی
هجوم ناله ام نگذاشت از بهر نفس جایی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۴۲ - به زلفت می کند از آشنایی شانه همراهی
به زلفت می کند از آشنایی شانه همراهی
وگرنه با پریشان کی کند بیگانه همراهی
چو محتاجی که افتد از پی حاجت روای خود
به هر جا می رود مینا، کند پیمانه همراهی
به غیر از سنگباران، در عوض چیزی نمی بیند
اگر صد ره به طفلان می کند دیوانه همراهی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۴۵ - جوان مردم، ولیکن نه زنی دارم نه فرزندی
جوان مردم، ولیکن نه زنی دارم نه فرزندی
نبوده غالبا در طالع من، دشمن چندی
ندارم قوتی، ورنه چو تیر از کمان جسته
ازین مهمانسرای بی حلاوت، می زدم کندی
صراحی در بناگوش قدح سرگرم قلقل شد
چو آن مادر که هر دم طفل خود را می دهد پندی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۶۲ - ندارد دیده ما طالع نظاره رویی
ندارد دیده ما طالع نظاره رویی
چو پیشانی نمی بینیم غیر از چین ابرویی
چو دام از خود نیم در صیدگاه آرزو آگه
ز بس در حیرتم افکنده نقش پای آهویی
به گل در یک قبایم، لیک از بسیاری غفلت
به رنگ بلبل دیبا، ازو نشنیده ام بویی
تنم گردیده خاک و در شکنج سایه دامم
نمی دانم که بر یادم پریشان کرده گیسویی؟
طغرای مشهدی : متفرقات
شماره ۹ - دماغم از ضعیفی، نکهت گل بر نمی تابد
دماغم از ضعیفی، نکهت گل بر نمی تابد
دلم از ناتوانی، بوی سنبل برنمی تابد
طغرای مشهدی : متفرقات
شماره ۱۱ - ز بس گرد خموشی بی تو در کاشانه می پیچد
ز بس گرد خموشی بی تو در کاشانه می پیچد
سخن چون بگذرد در دل، صدا در خانه می پیچد!
طغرای مشهدی : متفرقات
شماره ۱۲ - نه زلف است آنکه بر دور تو مشک آلود می گردد
نه زلف است آنکه بر دور تو مشک آلود می گردد
به تحریک صبا، برگرد آتش دود می گردد