عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۷۱ - مازار کسی، کز تو گزیرش نبود
مازار کسی، کز تو گزیرش نبود
جز بندگی تو در ضمیرش نبود
بخشای بر آن کسی، که هر شب تا روز
جز آب دو دیده دستگیرش نبود
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۷۴ - دل دیدن رویت به دعا می‌خواهد
دل دیدن رویت به دعا می‌خواهد
وصلت به تضرع از خدا می‌خواهد
هستند شکرلبان درین ملک بسی
لیکن دل دیوانه تو را می‌خواهد
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۷۶ - یاری که نکو بخشد و بد بخشاید
یاری که نکو بخشد و بد بخشاید
گر ناز کند و گر نوازد شاید
روی تو نکوست، من بدانم خوشدل
کز روی نکو به جز نکویی ناید
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۸۳ - اندر همه عمر خود شبی وقت نماز
اندر همه عمر خود شبی وقت نماز
آمد بر من خیال معشوق فراز
برداشت ز رخ نقاب و می گفت مرا:
باری، بنگر، که از که می‌مانی باز؟
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۹۰ - در دل همه خار غم شکستیم دریغ!
در دل همه خار غم شکستیم دریغ!
وز دست غم عشق نرستیم دریغ!
عمری به امید یار بردیم بسر
با یار دمی خوش ننشستیم دریغ!
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۹۱ - حاشا! که کند دل به دگر جا منزل
حاشا! که کند دل به دگر جا منزل
او را ز رخ که گردد از عشق خجل
گردیده به کس در نگرد عیبی نیست
کو شاهد دیده است و او شاهد دل
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۹۴ - ای جان و جهان، تو را ز جان می‌طلبم
ای جان و جهان، تو را ز جان می‌طلبم
سرگشته تو را گرد جهان می‌طلبم
تو در دل من نشسته‌ای فارغ و من
از تو ز جهانیان نشان می‌طلبم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۰۳ - ای دوست، بیا، که با تو باقی دارم
ای دوست، بیا، که با تو باقی دارم
با هجر تو چند وثاقی دارم؟
در من نظری کن، که مگر باز رهم
زین درد که از درد عراقی دارم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۴ - در عشق تو زارتر ز موی تو شدیم
در عشق تو زارتر ز موی تو شدیم
خاک قدم سگان کوی تو شدیم
روی دل هر کسی به روی دگری است
ماییم که بت‌پرست روی تو شدیم
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۲۰ - تا چند مرا به دست هجران دادن؟
تا چند مرا به دست هجران دادن؟
آخر همه عمر عشوه نتوان دادن
رخ باز نمای، تا روان جان بدهم
در پیش رخ تو می‌توان جان دادن
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۲۸ - ای مایهٔ اصل شادمانی غم تو
ای مایهٔ اصل شادمانی غم تو
خوشتر ز حیات جاودانی غم تو
از حسن تو رازها به گوش دل من
گوید به زبان بی‌زبانی غم تو
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۲۹ - ای زندگی تو و توانم همه تو
ای زندگی تو و توانم همه تو
جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی، از آنم همه من
من نیست شدم در تو، از آنم همه تو
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۳۸ - عشقی نبود چو عشق لولی و گدای
عشقی نبود چو عشق لولی و گدای
افگنده کلاه از سر و نعلین از پای
پا بر سر جان نهاده، دل کرده فدای
بگذاشته از بهر یکی هر دو سرای
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۳۹ - عیشی نبود چو عیش لولی و گدای
عیشی نبود چو عیش لولی و گدای
او را نه خرد، نه ننگ و نه خانه، نه جای
اندر ره عشق می‌دود بی‌سر و پای
مشغول یکی و فارغ از هر دو سرای
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۴۰ - نی بر سر کوی تو دلم یافته جای
نی بر سر کوی تو دلم یافته جای
نی در حرم وصل نهاده جان پای
سرگشته چنین چند دوم گرد جهان؟
ای راه‌نما، مرا به خود راه‌نمای
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۴۷ - در عشق، اگر بسی ملامت ببری
در عشق، اگر بسی ملامت ببری
تا ظن نبری جان به قیامت ببری
انصاف ده از خویشتن، ای خام طمع
عاشق شوی و جان به سلامت ببری؟
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۴۹ - هر لحظه ز چهره آتشی افروزی
هر لحظه ز چهره آتشی افروزی
تا جان من سوخته‌دل را سوزی
چون دوست نداری تو بدآموزان را
ای نیک، تو این بد ز که می‌آموزی؟
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۵۰ - هم دل به دلستانت رساند روزی
هم دل به دلستانت رساند روزی
هم جان بر جانانت رساند روزی
از دست مده دامن دردی که تو راست
کین درد به درمانت رساند روزی
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۵۶ - گر مونس و همدمی دمی یافتمی
گر مونس و همدمی دمی یافتمی
زو چاره و مرهمی همی یافتمی
از آتش دل سوختمی سر تا پای
از دیده اگر نمی نمی‌یافتمی
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۵۹ - در عشق ببر از همه، گر بتوانی
در عشق ببر از همه، گر بتوانی
جانا طلب کسی مکن، تا دانی
تا با دگرانت سر و کاری باشد
با ما سر و کارت نبود، نادانی