تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۵ - هر کجا که ز مهرت نظری افتادست
هر کجا که ز مهرت نظری افتادست
سودازده یی بر گذری افتادست
در کوی وصال تو که آید؟ کآنجا
هر پای که در نهی سری افتادست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۶ - گر افتدم آن ماه شبی مست بدست
گر افتدم آن ماه شبی مست بدست
بسپارم جان خود بدو دست بدست
ور دامن یار نیست پیوست بدست
دانم که گریبان خود هست بدست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۷ - عشق تو ز لطفها که با ما کردست
عشق تو ز لطفها که با ما کردست
چشمم صدف لؤلؤ لالا کردست
وین مردمک چشم سیه کاسۀ من
در دور غم تو دل بدریا کردست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۸ - اشکم که ز خون چو دردی شیره شدست
اشکم که ز خون چو دردی شیره شدست
وز رفتن او دو چشم من خیره شدست
از دیدۀ بیچاره نمی باید دید
کین آب ز سر چشمۀ دل تیره شدست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۹ - هر کجا که دلی هست ز غم فرسودست
هر کجا که دلی هست ز غم فرسودست
کس نیست که از رنج جهان آسودست
گر بلبل محنت زده عاشق بودست
باری دل غنچه از چه خون آلودست؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۹۰ - در عمر مرا با تو شبی خوش بودست
در عمر مرا با تو شبی خوش بودست
زان وقت هنوز چشم من نغنودست
باری بنده را طبیبی دانا
در خدمت تو شبی دگر فرمودست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۹۱ - گر لاله بهجران تو خوشدل بودست
گر لاله بهجران تو خوشدل بودست
خون جگرش نگر که چون پالودست
بی روی تو غنچه خنده یی از دل زد
وان نیز بدولت تو خون آلودست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۹۲ - از حلقۀ گوش تو دلم را خبرست
از حلقۀ گوش تو دلم را خبرست
کین تندی طبعت همه از بهر زرست
از گوش تو خود قیاس می باید کرد
کانجا که زرست پاره یی نرم ترست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۹۳ - در بند جهان کسی که او بیشترست
در بند جهان کسی که او بیشترست
چون زلف تو آشفته و آسیمه سرست
چون چشم تو آن خوشست در عالم، کو
مستست چنان که از جهان بی خبرست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۹۴ - تا تنگ دلم جای تو خوش پسرست
تا تنگ دلم جای تو خوش پسرست
الحق ز خوشی دلم چو تنگ شکرست
جانا چو شکر ز تنگت ارنا گزرست
دردست من آی کز دلم تنگ ترست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۹۵ - تا تنگ دلم جای چو تو خوش پسرست
تا تنگ دلم جای چو تو خوش پسرست
الحق ز خوشی دلم چو تنگ شکرست
جانا چو شکر ز تنگت از ناگزرست
در دست من آی کز دلم تنگ ترست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۹۶ - تیغ تو که همچو مرگ مردم خوارست
تیغ تو که همچو مرگ مردم خوارست
بر پایۀ تخت سلطنت مسمارست
گر گوهر آب دار در بحر بود
در بحر کف تو آب گوهر دارست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۹۷ - گفتم که مرا بر تو ببوسی نازست
گفتم که مرا بر تو ببوسی نازست
گفتا که زرت چاره اراینت آزست
گفتم: نه تو دانی که مرا زر نبود
گفتا که برو ، اوام را در بازست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۹۸ - اندیشۀ تو چو در دل ما بنشست
اندیشۀ تو چو در دل ما بنشست
دلرا همه آز و آرزوها بنشست
هر فتنه که خواست روز بازاری تیز
درحلقۀ زلف تو بسودا بنشست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۹۹ - این اشک که مونس من غمناکست
این اشک که مونس من غمناکست
در کوی تو بامن وطنش در خاکست
می نگسلد از دامن من دست وفا
پیداست که گوهرش ز آب پاکست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۰ - زلف که هزار عهد محکم بشکست
زلف که هزار عهد محکم بشکست
پشت و دل صفدران عالم بشکست
گفتم که بگیرمش شبی در مستی
با آن همه پر دلی از آن هم بشکست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۱ - دی گفت مرا اسب در آنت چه شکست
دی گفت مرا اسب در آنت چه شکست
کاصطبل تو از زاویه های فلکست؟
نه آب درو، نه سبزه، نه کاه، نه جو
این جای ستور نیست جای ملکست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۲ - بی مرگی اگر چه آشنایی مرگست
بی مرگی اگر چه آشنایی مرگست
از دست مده که آن نوای مرگست
چندین نکنی کوشش اگر بشناسی
کآسایش زندگی بلای مرگست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۳ - از عشق دهانت دل مسکین تنگست
از عشق دهانت دل مسکین تنگست
گفتند فراخست و دلم زین تنگست
هر چند که در جهان فراخست دهان
باری دهن فراخ شیرین تنگست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۰۴ - هر چند که روی لاله بس دلگسلست
هر چند که روی لاله بس دلگسلست
در هجر تو چشم من زر و بیش خجلست
سرتاسر عالم ار همه کام دلست
هر چ آن نه غم تو باشد از من بحلست