تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۶۵ - ماییم نهفته گریه در خنده چو گل
ماییم نهفته گریه در خنده چو گل
مرده بدمی و از دمی زنده چو گل
خود را بهمه میان درافگنده چو گل
و اندر همه مجمعی پراگنده چو گل
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۶۶ - وقتست که دل کند منوّر قندیل
وقتست که دل کند منوّر قندیل
آب آرد بر دهان ز آذر قندیل
سنگ اندازی کنیم امروز چنان
کافتد آن سنگ روزه را در قندیل
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۶۷ - آن زلف نگر بر رخ آن شهره صنم
آن زلف نگر بر رخ آن شهره صنم
آویخته بی جنگ و خصومت در هم
وان ابرو بین بشکل کشتی گیران
سر سوی سر آورده و قدها زده خم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۶۸ - بهر تو بود میل بسوی که کنم؟
بهر تو بود میل بسوی که کنم؟
وصل تو بود هر آرزوی که کنم؟
ما را غم تو راحت جانست و درو
چون غنچه ز دل کنیم روی که کنیم؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۶۹ - گر در همه عمر روزی از روی کرم
گر در همه عمر روزی از روی کرم
گویی که چگونه بی تو با این همه غم
دانم نشود هیچ ز خوبی تو کم
کآخر نه برفت مردمی از عالم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۷۰ - گر چاشنی غمش بیابی یک دم
گر چاشنی غمش بیابی یک دم
هرگز نخوری تو از پی شادی غم
شادی غم اوست خود ولیکن چه کنم ؟
چون تو غم و شادی نشناسی از هم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۷۱ - از حد چو برفت ماجرای من و غم
از حد چو برفت ماجرای من و غم
گفتم که بنامه در از آن شرح دهم
خود ز آب سرشک و آتش سینه بهم
نه رنگ دوات ماند و نه آب قلم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۷۲ - از لعل تو پخته گشت هر کاری خام
از لعل تو پخته گشت هر کاری خام
وز خط تو شد دایرۀ ماه تمام
لبهای تو کرد کام شکّر شیرین
دندان تو کرد کار گوهر بنظام
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۷۳ - ای شب بستان درازی از صبح بوام
ای شب بستان درازی از صبح بوام
مگذار که باز خندد امشب لب بام
در عمر خود امشبم به دام آمد مرغ
گر صبح بخندد برمد مرغ از دام
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۷۴ - لب باز مگیر یک زمان از لب جام
لب باز مگیر یک زمان از لب جام
تا برداری کام جهان از لب جام
در جام جهان چو تلخ و شیرین بهمست
این از لب یار خواه و آن از لب جام
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۷۵ - پیوسته خمیدههمچو ابروی توام
پیوسته خمیدههمچو ابروی توام
چون خطّ تو فتنه گشته بر روی توام
در پای تو افتاده چو گیسوی توام
همواره شکسته بسته چون موی توام
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۷۶ - شاید گر از آن روی نکو نشکیبم
شاید گر از آن روی نکو نشکیبم
یا زان سر زلف مشک بو نشکیبم
ناسازتر از غمش حریفی نبود
روزی که نبینمش ازو نشکیبم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۷۷ - یاری که ازو بسی جفادیدم ستم
یاری که ازو بسی جفادیدم ستم
زان پس که ازو چه رنجها دید ستم
دی حال دل خویش بدو می گفتم
گفتا تو که ای ؟ منت کجا دید ستم؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۷۸ - بر دل ز غمت دوش ببخشایستم
بر دل ز غمت دوش ببخشایستم
زان گونه که گر نبودمی شایستم
گرز آنکه کسی ز غم بمیرد ، پس من
دوش از غم تو مرده همی بایستم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۷۹ - آن عهد که من داد طرب می دادم
آن عهد که من داد طرب می دادم
یک دم قدح باده زکف ننهادم
چون ریش همیشه با زنح بدکارم
واکنون چو زنخ در پس ریش افتادم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۸۰ - من دوش بآرزوی رویت هر دم
من دوش بآرزوی رویت هر دم
در رنگ گل و باده نگه می کردم
با ساغر و با رباب تا روز فراخ
بر یاد رخت می زدم و می خوردم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۸۱ - بس جور که من ز دست جانان بردم
بس جور که من ز دست جانان بردم
بس دست که از غصّه بدندان بردم
بس غصّه که آشکار و پنهان بردم
تا عمر عزیز را بپایان بردم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۸۲ - تیغت که فشاند بر و سر مردم
تیغت که فشاند بر و سر مردم
کوتاه کند راه اجل بر مردم
زان سان که رود برهنه مردم در آب
این آب برهنه می رود در مردم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۸۳ - من دوش شراب ارغوانی خوردم
من دوش شراب ارغوانی خوردم
با یار بکام دوستکانی خوردم
تاریکی شب شاهد حالست که دوش
من با خضر آب زندگانی خوردم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۸۴ - کاری که نبود از آن گزردم یک دم
کاری که نبود از آن گزردم یک دم
هرگز غم آن کار نخوردم یک دم
گفتند که یک دم بجزین کار مکن
من در همه عمر خود نکردم یک دم