عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۲۶ - دل عاشق به جنت قانع از دلبر نمی گردد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۲۸ - خطش خورشید را در دامگاه هاله می آرد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۳۰ - نهال قامت او کی مرا از خاک بردارد؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۳۳ - ازان فرهاد دایم جای در کوه و کمر دارد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۳۷ - مگر شمشیر او امروز آب تازه ای دارد؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۴۰ - گه تبسم از لبش، گاهی سخن گل می کند
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۴۱ - نشأه دیوانگی تکلیف باغم می کند
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۴۲ - داغ عاشق سازگاری کی به مرهم می کند؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۴۹ - یکه تازان جنون چون روی در هامون کنند
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۵۱ - یاد ایامی که رویش را بهار شرم بود
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۵۲ - چشم من دایم سپند آتش رخساره بود
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۵۸ - کی دل دیوانه من رام آهو می شود؟
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۶۱ - آنچه آن روی لطیف از سایه مژگان کشید
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۶۵ - ز شور بلبلان گل از هوای خود نمی افتد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۷۱ - ز می هرگاه روی یار عالمسوز می گردد
ز می هرگاه روی یار عالمسوز می گردد
خجل خورشید از خود چون چراغ روز می گردد
گسستن رشته مهر و محبت را بود مشکل
رهایی نیست مرغی را که دست آموز می گردد
کند افتادگی چون خاک ره هر کس شعار خود
اگر با آسمان گردد طرف، فیروز می گردد
بشو از عیش شیرین دست تا گردد دلت روشن
که موم از شهد چون شد دور، بزم افروز می گردد
خجل خورشید از خود چون چراغ روز می گردد
گسستن رشته مهر و محبت را بود مشکل
رهایی نیست مرغی را که دست آموز می گردد
کند افتادگی چون خاک ره هر کس شعار خود
اگر با آسمان گردد طرف، فیروز می گردد
بشو از عیش شیرین دست تا گردد دلت روشن
که موم از شهد چون شد دور، بزم افروز می گردد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۷۲ - به کوی عشق زاهد دشمن ناموس می گردد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۸۱ - نفس را یاد رویش شعله بی باک می سازد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۸۳ - نفس را صافی از کلفت خراش سینه می سازد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۹۰ - ز حیرت بهره عاشق ز خوبان بیشتر باشد
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۹۴ - همان خشک است مژگان گر به خوناب دگر غلطد