تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

حدیث جوئیدن وصل و مراد است

جدا گشته ز نیزار

می گدازم ، می نویسم ، می خروشم،پنجه در دیوار و دشت

همه ایهام است و عجز

همه سو ،همه دنیا ، از هوا و کهکشان

از فرود آمدن قاصدکی گوشه باغ

از تمدن از فلک گویم تو را

می نویسم سطر به سطر ، بیکرانی، بی معانی

از هجوم قوم زهر آلود درد

دلتنگی ست قصه بارش ابر، قصه جوشش آب

ناله پر دود آتش

از میان یک جهان ذکر و سالم، از همه بانگ کالم

درد بی پاسخ همان یک دو حرف بود که بگذشت

ای بهانه خفته در این شهر کهن

ای خداوندا ، ای منتهای راه ما ، ای ابد

از تو می آیم و می شتابم پر شتاب تر ز نسیم

ماَمن مان از جنس توست،

لوح ما پوشیده نیست

ای داننده هر سر نهانی، قصه پوپک بدانی

اندوه ساحلم تو خوانی ،

درد تا صبح سوختنم را

همه سطر های عالم گفتنم را

ای من بی تاب پیموده سفر

پله ای بیش نیست ، قاصدک در راه نیست

قرن ماست و درد ماست

درد

فرو ریختن به تالاب زمان

نوشته بعدی:حسرت باران
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
پری شاد ۱۴۰۴/۱۰/۳
یکی یک دانه قلبم
تصویر مجموعه
باغ زمستانی ۱۴۰۴/۹/۳۰
توضیحی برای این مجموعه نوشته نشده است.
حلقه ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
س