تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

در خواب گشتم ،در پائیزی سرد

شیشه احساس را ،نا بخردانه بشکستم

در خواب بودم

که طوفان بر ساحلم زد -

باز غم دوست آتش بر خرمنم

در پائیزی تلخ

آنچنان ترسی بر جان دارم .

هراس از کوچ پرستوی این خانه

هرگزم نیست تاب سفرت

ای همسفر دلباختگی های قرن

در خواب بودم

نابخردانه سنگ بر کبوترها زدم

ترسم که ....

ترسم نیایی سوی تنهایی اینجا

دیگر نیستم اگر دیر باز آئی

ایمان دارم به قلب پاک صحرائیت

ساحل آرام دل

اینجا دشتی تشنه می گرید

تنها در حسرت صدای تو

من هستم

باز در حسرت باران

نوشته قبلی:حلقه اسرار
نوشته بعدی:پریشانحال
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
باغ زمستانی ۱۴۰۴/۹/۳۰
توضیحی برای این مجموعه نوشته نشده است.
تصویر مجموعه
باغ زمستانی دو ۱۴۰۴/۱۰/۲
باغ زمستانی چند صباحی ست دستچینی از دست نوشته هایم از دهه های هفتاد و هشتاد و نود خورشیدی در سه فصل گرد اوردم بجهت یادگار از باغ اول زمستانی و اقرار به ظلمانی شب و گمگشته بودن عشق در عهد تاریکی و
در پس اندیشه و آمال ها،میان انبوهی از سیاه مشق های روزانه و سالانه ، اولین دفتر و گزیده ای از دست نوشته ها بجهت یادگار و پاسخ به خواست دوستان پاک سرشت ، حصل دهه های هفتاد و هشتاد و نود زندگی در سه فصل منتشر گردید ، تقدیم به همه عزیزان و عزیزترین های زندگی.
، از عشق گفتن ها ، از مام میهن و تاریکی و شب سرما و عداوت
از دوست گفتن ها ، از فوران احساس در پس کوچه ای ، پهنادشت کویر را سرودن...
برگ سبزی تحفه چشمان درویش شما

امید که رضا افتد یاران را
حلقه ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
س