تو هم بنویس! مجموعه خودت رو بساز! افزودن مجموعه جدید

روزی بهای سکوتم را

از حقیقت خواهم ستاند

در همه عمر

تنها شاهدی بودم و خاموش

برده اند رمه ام را و باز نظاره کردم. . .

می خشکانند گلشن جوان را ..


تنها شاهد غروب آفتاب بودم

روزی پاسخ سکوت های پر از ایهام را ،

خواهم گفت

در جاده ای که انتهایش نور است و تسلیم

شرم از خویشتن دارم


مباد یارب در خموشی مردن ،

با اینهمه چراغ رحمت دوست

دوباره سکوت خواهم کرد

و تنها شاهد هجرت آمال و نیاز نفسم خواهم بود

بگذر ، تو نیز بگذر ا

ز این تن ها


نوشته قبلی:برای دکتر حشمت از یاران میرزا
نوشته بعدی:شوق لطیف یک خیال
این نوشته را بشنوید

این نوشته را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط نوشته با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.
مجموعه های دیگری از همین نویسنده
تصویر مجموعه
عاشقی محنت بسیار کشید تا دم دجله.... ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
عاشقی محنتِ بسیار کشید

تا لبِ دِجله به معشوق رسید

نشده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به آب

نازنین چَشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دلسوخته بود.....
تصویر مجموعه
بهار ۱۴۰۴/۱۰/۶
آخرین عشق
آخرین حسرت
آخرین اشک
تصویر مجموعه
باغ زمستانی ۱۴۰۴/۹/۳۰
توضیحی برای این مجموعه نوشته نشده است.