درباره ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی(زاده خوسف) شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است.آثار او عبارتند از: دلائل النبوه و نسب نامه،خاوران نامه، دیوان اشعار، نظم نثر الالی. دیوان او شامل اشعاری در قالب‌های قصیده، ترجیع‌بند، مسمط و ترکیب‌بند است. او در قصیده از انوری، ظهیر فاریابی، خاقانی شروانی و سلمان ساوجی تأثیر گرفته‌است. از مهم‌ترین آثار او خاوران‌نامه است که به تقلید از شاهنامه فردوسی سروده شده‌است. این حسام حلقه‌ای حلقات ادبیات شیعی خراسان است و برخی دیگر از حلقه‌ها سلیمی تونی (م ۸۵۴) و آذری اسفراینی و لطف‌الله نیشابوری (م ۸۱۲)هستند. دیوان ابن حسام خوسفی توسط احمد احمدی بیرجندی تصحیح و منتشر شده‌است.
آرامگاه وی در شهر خوسف واقع و محل زیارت مردم است.
ابنِ حسام در سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان به دنیا آمد. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی در همان روزگار روزگار را به زهد و وَرَع میگذراند.
خاوران‌نامه از آثار ادبی‌است که به نظم فارسی در سال ۸۳۰ هجری قمری سروده شده‌است. این منظومه حماسه‌ای دینی و مصنوع است که در بحر متقارب و به وزن شاهنامه فردوسی سروده شده‌است. موضوع خاوران‌نامه جنگ‌های علی بن ابی‌طالب در سرزمین خاوران به همراهی مالک اشتر، و نیز با قباد پادشاه شرق و تهماسب‌شاه است. این منظومه به گفته ابن حسام از یک کتاب عربی به نظم کشیده شده‌است. این منظومه با حمد خدا و نعت محمد پیامبر اسلام و دیگر امام‌های شیعه آغاز می‌شود. این منظومه را تازیان‌نامه نیز گفته‌اند.
آرامگاه ابن حسام خوسفی در سال ۹۲۰ هجری قمری بر روی تپه ای سنگی در بین مزارع‌های خوسف ساخته شد و در سده ۱۳ قمری مورد مرمت قرار گرفت. این بنای کوچک شامل اتاقکی است با فرم هشت ضلعی که نقشه فضای داخلی آن به صورت چلیپایی است. پوشش مقبره به صورت گنبدی طراحی شده که در مرکز آن یک کلاه‌فرنگی ساخته شده‌است. در این قسمت نورگیرهایی تعبیه شده تا هم نور فضای داخلی آرامگاه را تأمین کند و هم باعث تهویه فضای داخل آرامگاه شود. این بنا ابتدا در دوره صفویه بنا شده و در دوره قاجار تغییراتی در آن داده شد. این بنا دارای نقشه چلیپایی شکل و پوشش گنبدی بوده و در سه جهت، سه طاق‌نما با قوس جناقی دارد. همچنین در داخل آرامگاه کتیبه‌ای کاشیکاری شده به رنگ سفید حاوی اشعار ابن حسام می باشد و دور مقبره را فرا گرفته‌است.

در ویکی پدیا بیشتر بخوانید

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
رباعی ۱ - قاضی پسرش در رمضان خورد شراب رباعی ۲ - ای خلعت فاستقم ببالای تو راست رباعی ۳ - بالای خوشت به سرو می ماند راست رباعی ۴ - در خانه تو مزاج مرزنگوش است رباعی ۵ - اسرار غم عشق بگنجینه ماست رباعی ۶ - آن رفته ز چشم و مانده در دل چونست رباعی ۷ - عنبر اثری ز فضله خامه توست رباعی ۸ - خوش وقت بهار و سبزه و دامن کشت رباعی ۹ - ایام نشاط و شادمانی بگذشت رباعی ۱۰ - فریاد که آن یار پسندیده برفت رباعی ۱۱ - زادی که ره دراز می باید رفت رباعی ۱۲ - دائم ز ولایت ولی خواهم گفت رباعی ۱۳ - بلبل ز پی گل غزلی تر می گفت رباعی ۱۴ - در خانه خود به کمترین مایه قوت رباعی ۱۵ - ای کعبه مقصود دل من کویت رباعی ۱۶ - ای هزل تمام هیچ و هازل همه هیچ رباعی ۱۷ - تیر تو هلاکت بداندیش تو باد رباعی ۱۸ - لاله زدم باد صبا می خندد رباعی ۱۹ - لاله به کرشمه بر چمن می خندد رباعی ۲۰ - صافی جهان چو نیست می ساز به درد رباعی ۲۱ - نوک قلمت که مشک از او می بارد رباعی ۲۲ - ز آن درد که آن دیده روشن دارد رباعی ۲۳ - لطفت همه کارهای او نیکو کرد رباعی ۲۴ - در شست تو چون کمان خمیدن گیرد رباعی ۲۵ - اغیار چو از میان کناری گیرد رباعی ۲۶ - ایام گل است و ابر نم می ریزد رباعی ۲۷ - مشک از سر زلف آن صنم می ریزد رباعی ۲۸ - خوی از سر زلف آن صنم می ریزد رباعی ۲۹ - شب نیست که آهم به ثریا نرسد رباعی ۳۰ - بیچاره حسود بی بصر خواهد شد رباعی ۳۱ - چون خواجه نظام در چنان محرم شد رباعی ۳۲ - چون لاله و سبزه باهم آمیخته شد رباعی ۳۳ - چشم سیهت که فتنه خواب آمد رباعی ۳۴ - گر چه به قلم کام بسی دانی راند رباعی ۳۵ - آنکس که طریق مدح و ذمّ می داند رباعی ۳۶ - تا عارض چون آتشت افروخته اند رباعی ۳۷ - جانهای رسل براس و عین آمده اند رباعی ۳۸ - آنها که شراب را حکیمانه خورند رباعی ۳۹ - با قد تو سرو سرفرازی نکند رباعی ۴۰ - آن کس که عمل به جز مجازی نکند رباعی ۴۱ - خواهی که به کام دشمنانت نکنند رباعی ۴۲ - ای دُرّ گران مایهٔ دریای وجود رباعی ۴۳ - بر عارض چون گل تو سنبل بدمید رباعی ۴۴ - آن پیر که جنبشی ازو می آید رباعی ۴۵ - تیر تو چو شست کابلی بگشاید رباعی ۴۶ - آن سنبل تر چو بر لب آب آید رباعی ۴۷ - تیر دگران اگر زره بگشاید رباعی ۴۸ - یا بوی تو از باد صبا می‌آید رباعی ۴۹ - این باد معنبر ز کجا می آید رباعی ۵۰ - گویند همایی به هوا می آید رباعی ۵۱ - ابر آمد و بر روی هوا می گرید رباعی ۵۲ - با نغمه داوود کمانچه نزنید رباعی ۵۳ - ای دست نشان قلمت لؤلؤ تر رباعی ۵۴ - ای دست امید ما به لطف تو دراز رباعی ۵۵ - گر پیر شدم دلم جوانست هنوز رباعی ۵۶ - ای باد نشان کوی دلدار بپرس رباعی ۵۷ - بیداری شبهای من از اختر پرس رباعی ۵۸ - ماییم و هزار گونه خودکامی خویش رباعی ۵۹ - بنشست به ناز سرو در دامن باغ رباعی ۶۰ - سرو آمد و بنشست به رعنایی باغ رباعی ۶۱ - ای ماه گرفته روی آن ماه دریغ رباعی ۶۲ - هر چند که یار پارسا باشد گرگ رباعی ۶۳ - در مانده به چنگ شیر و دندان پلنگ رباعی ۶۴ - نور تو که در سینه نهان بد چو هلال رباعی ۶۵ - ای قطره ز دریا برسیدی به کمال رباعی ۶۶ - آنها که ببسته اند چون رشته طبل رباعی ۶۷ - بلبل بنشست باز بر منبر گل رباعی ۶۸ - بشکفت شکوفه باز چون خرمن گل رباعی ۶۹ - تیسیر ز فَسر سخنت یافت نظام رباعی ۷۰ - بدخواه تو صد بلا کشیده چو قلم رباعی ۷۱ - تا نرگس یار لاله گون می بینم رباعی ۷۲ - از خرمن جود خوشه ای می خواهم رباعی ۷۳ - ماییم که بی هیچ غمی دم نزنیم رباعی ۷۴ - گر موی تو را مشک خطا می گویم رباعی ۷۵ - تا من صفت عارض او می گویم رباعی ۷۶ - از خاک جهان به زرق رستن نتوان رباعی ۷۷ - اکنون که وداع می کنی مسکین من رباعی ۷۸ - خود نیست کسی دگر تبهکار چو من رباعی ۷۹ - ای روضه برون آی رسول ثقلین رباعی ۸۰ - جانیست مرا و نیست اندر خور تو رباعی ۸۱ - ای قامت دلکش تو سرمایه سرو رباعی ۸۲ - ای روضه بگو ابوالبشر آدم کو رباعی ۸۳ - در دست و دوا هست طبیب من کو؟ رباعی ۸۴ - اکنون که نماند مایه حشمت و جاه رباعی ۸۵ - چون خامه تو سیاه سازد جامه رباعی ۸۶ - ای خواجه چه گویم چو نیی فرزانه رباعی ۸۷ - از چار بلا که دور باد از خانه رباعی ۸۸ - از نشو و سحاب شد زمین سبزه نمای رباعی ۸۹ - ای مرگ چه گویم که چه ها ساخته ای رباعی ۹۰ - ای صبح ندانم که چه در یافته ای رباعی ۹۱ - نازکتر از آبی تو نه از آب و گلی رباعی ۹۲ - ای روشنی دیده بینا چونی رباعی ۹۳ - ای احمد دلخسته تو با ما چونی رباعی ۹۴ - ای جان اثری ز مظهر خاک بجوی رباعی ۹۵ - گر چه به تصور از خود آگاه شوی رباعی ۹۶ - گر تیر به جانب فلک بگشایی رباعی ۹۷ - ای باد صبا غالیه سا می آیی رباعی ۹۸ - در دست مرض گرچه زبون می آیی رباعی ۹۹ - ای ابر پر آب بر هوا می پویی رباعی ۱۰۰ - ای روشنی دیده بینا که تویی