سعدی : مفردات
بیت ۷
رفتن چو ضرورتست و منزل بگذاشت
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
همنشین ناهموار
آب نالید، وقت جوشیدن
سعدی : رباعیات
رباعی ۲ - عشاق به درگهت اسیرند بیا
عشاق به درگهت اسیرند بیا
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۵۳ - مانع رفتن به جز مهر و وفای من نبود
مانع رفتن به جز مهر و وفای من نبود
نهج البلاغه : خطبه ها
خبر از سلطه معاویه
و من كلام له عليه‌السلام في صفة رجل مذموم ثم في فضله هو عليه‌السلام
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۲ - عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۵۷ - حکایت فراخ بودن زندان تنگ بر زلیخا در مشاهده یوسف علیه السلام
یوسف کنعان چو در زندان نشست
مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۹۴ - ای باغبان ای باغبان آمد خزان، آمد خزان
ای باغبان ای باغبان آمد خزان، آمد خزان
عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شماره ۸۱ - کجا من چشم دارم بر سخایت
کجا من چشم دارم بر سخایت
نهج البلاغه : نامه ها
نامه به معاویه در جواب نامه اش
و من كتاب له عليه‌السلام إلى معاوية جوابا أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّا كُنَّا نَحْنُ وَ أَنْتُمْ عَلَى مَا ذَكَرْتَ مِنَ اَلْأُلْفَةِ وَ اَلْجَمَاعَةِ فَفَرَّقَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ أَمْسِ أَنَّا آمَنَّا وَ كَفَرْتُمْ وَ اَلْيَوْمَ أَنَّا اِسْتَقَمْنَا وَ فُتِنْتُمْ
ملک‌الشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۲۵ - خیال مستان
چو می خوردی خیال بد میندیش
فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۲۲ - چو شد روز رستم بپوشید گبر
چو شد روز رستم بپوشید گبر
نهج البلاغه : حکمت ها
نادانى ریشه دشمنى ها
وَ قَالَ عليه‌السلام اَلنَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۹۱ - ای دل اسرار ما ز جان دریاب
ای دل اسرار ما ز جان دریاب
نهج البلاغه : حکمت ها
ضرورت گرفتن حق خلافت
وَ قَالَ عليه‌السلام لَنَا حَقٌّ فَإِنْ أُعْطِينَاهُ وَ إِلاَّ رَكِبْنَا أَعْجَازَ اَلْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ اَلسُّرَى
فریدون مشیری : بهار را باورکن
خوشه اشک
قفسی باید ساخت
فریدون مشیری : تشنه طوفان
دلخسته
ای دل‌، این‌جا دگر جای ما نیست
سعدی : غزلیات
غزل ۳۰ - هر که خصم اندر او کمند انداخت
هر که خصم اندر او کمند انداخت
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۳۲ - گل شکفت و باز نو شد عشق ما بر روی دوست
گل شکفت و باز نو شد عشق ما بر روی دوست
نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۷۴ - پاسخ دادن خسرو شیرین را
ملک چون دید ناز آن نیازی