صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۸۷ - صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست
صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۴۷ - آسایش در مصر
و در سنه تسع و ثلثین و اربعمایه سلطان را پسری آمد فرمود که مردم خرمی کنند شهر و بازار بیاراستند چنان که اگر وصف آن کرده شود همانا که بعض مردم آن را باور نکنند و استوار ندارند که دکان های بزازان وصرافان و غیرهم چنان بود که از زر و جواهر و نقد و جنس و جام های زربفت و قصب جایی که کسی بنشیند و همه از سلطان ایمناند که هیچ کس از عوانان و غمازان نمی ترسید و بر سلطان اعتماد داشتند که بر کسی ظلم نکند و به مال کسی هرگز طمع نکند، و آن جا مالها دیدم از آن مردم که اگر گویم یا صفت کنم مردم عجم را آن قبول نیفتد و مال ایشان را حد و حصر نتوانستم کرد و آن آسایش که آن جا دیدم هیچ جا ندیدم، و آن جا شخصی ترسا دیدم که از متمولان مصر بود چنان که گفتند کشتیها و مال و ملک او را قیاس نتوان کرد. مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۶۹ - در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر
در سَماعِ عاشقانْ زد فَرّ و تابِشْ بر اثیر فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۳۶ - رسید قاصد و پیغام وصل جانان گفت
رسید قاصد و پیغام وصل جانان گفت امیر معزی : قصاید
شماره ۱۸۹ - گفتم به عقل دوش که یا اَحسَنالصُّور
گفتم به عقل دوش که یا اَحسَنالصُّور ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ١۵۴ - وله در مدح تاج الدین علی سربداری
چون سعادت رهنمائی کرد و دولت یاوری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۳۹ - از گرمی اشکم صف مژگان گله دارد
از گرمی اشکم صف مژگان گله دارد مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۵۳ - آمدم باز تا چنان گردم
آمدم باز تا چُنان گردم حزین لاهیجی : ودیعة البدیعه
بخش ۲۸ - غفلت از خویش داشت بی خبرت
غفلت از خویش داشت بی خبرت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۳۰ - هر دلی را که محبت صدف راز کند
هر دلی را که محبت صدف راز کند میرداماد : رباعیات
شماره ۱۳۵ - در عهد کفت کزوسخا می بارد
در عهد کفت کزوسخا می بارد صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۳۶ - گر چه از وعدهٔ احسان فلک پیر شدیم
گر چه از وعدهٔ احسان فلک پیر شدیم صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۸۸۶ - آمد کار من و رشتهٔ تسبیح یکی است
آمد کار من و رشتهٔ تسبیح یکی است مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۹۰ - چو عشق آمد که جان با من سپاری؟
چو عشق آمد که جان با من سِپاری؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۵۳ - زندگی بخشا! روان چند کس خواهی شدن؟
زندگی بخشا! روان چند کس خواهی شدن؟ حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۹۲۲ - میروی ای در دلِ تنگم مقیم
میروی ای در دلِ تنگم مقیم فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۳۳۷ - دوشینه مهی به خواب دیدم
دوشینه مهی به خواب دیدم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۸۸ - نازک اندامی که عالم تشنه آغوش اوست
نازک اندامی که عالم تشنه آغوش اوست اقبال لاهوری : پیام مشرق
آزادی بحر
بطی می گفت بحر آزاد گردید جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۹ - خطت تا بر گل از عنبر نوشتست
خطت تا بر گل از عنبر نوشتست
غزل ۱۶۸۷ - صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست
صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۴۷ - آسایش در مصر
و در سنه تسع و ثلثین و اربعمایه سلطان را پسری آمد فرمود که مردم خرمی کنند شهر و بازار بیاراستند چنان که اگر وصف آن کرده شود همانا که بعض مردم آن را باور نکنند و استوار ندارند که دکان های بزازان وصرافان و غیرهم چنان بود که از زر و جواهر و نقد و جنس و جام های زربفت و قصب جایی که کسی بنشیند و همه از سلطان ایمناند که هیچ کس از عوانان و غمازان نمی ترسید و بر سلطان اعتماد داشتند که بر کسی ظلم نکند و به مال کسی هرگز طمع نکند، و آن جا مالها دیدم از آن مردم که اگر گویم یا صفت کنم مردم عجم را آن قبول نیفتد و مال ایشان را حد و حصر نتوانستم کرد و آن آسایش که آن جا دیدم هیچ جا ندیدم، و آن جا شخصی ترسا دیدم که از متمولان مصر بود چنان که گفتند کشتیها و مال و ملک او را قیاس نتوان کرد. مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۶۹ - در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر
در سَماعِ عاشقانْ زد فَرّ و تابِشْ بر اثیر فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۳۶ - رسید قاصد و پیغام وصل جانان گفت
رسید قاصد و پیغام وصل جانان گفت امیر معزی : قصاید
شماره ۱۸۹ - گفتم به عقل دوش که یا اَحسَنالصُّور
گفتم به عقل دوش که یا اَحسَنالصُّور ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ١۵۴ - وله در مدح تاج الدین علی سربداری
چون سعادت رهنمائی کرد و دولت یاوری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۳۹ - از گرمی اشکم صف مژگان گله دارد
از گرمی اشکم صف مژگان گله دارد مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۵۳ - آمدم باز تا چنان گردم
آمدم باز تا چُنان گردم حزین لاهیجی : ودیعة البدیعه
بخش ۲۸ - غفلت از خویش داشت بی خبرت
غفلت از خویش داشت بی خبرت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۳۰ - هر دلی را که محبت صدف راز کند
هر دلی را که محبت صدف راز کند میرداماد : رباعیات
شماره ۱۳۵ - در عهد کفت کزوسخا می بارد
در عهد کفت کزوسخا می بارد صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۱۳۶ - گر چه از وعدهٔ احسان فلک پیر شدیم
گر چه از وعدهٔ احسان فلک پیر شدیم صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۸۸۶ - آمد کار من و رشتهٔ تسبیح یکی است
آمد کار من و رشتهٔ تسبیح یکی است مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۹۰ - چو عشق آمد که جان با من سپاری؟
چو عشق آمد که جان با من سِپاری؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۵۳ - زندگی بخشا! روان چند کس خواهی شدن؟
زندگی بخشا! روان چند کس خواهی شدن؟ حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۹۲۲ - میروی ای در دلِ تنگم مقیم
میروی ای در دلِ تنگم مقیم فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۳۳۷ - دوشینه مهی به خواب دیدم
دوشینه مهی به خواب دیدم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۸۸ - نازک اندامی که عالم تشنه آغوش اوست
نازک اندامی که عالم تشنه آغوش اوست اقبال لاهوری : پیام مشرق
آزادی بحر
بطی می گفت بحر آزاد گردید جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۹ - خطت تا بر گل از عنبر نوشتست
خطت تا بر گل از عنبر نوشتست