باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۴۱ - مو که آشفته حالم چون ننالم
مو که آشفته حالم چون ننالم ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۳۲ - چرخ و مه و مهر در تمنای تواند
چرخ و مه و مهر در تمنای تواند صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۵۷ - در همین مقام
کسی پرسید از من سر خلقت حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۶۶۴ - تویی یار دیرینهٔ همنفس
تویی یار دیرینهٔ همنفس مولوی : غزلیات
غزل ۳۱۶۷ - از مه من، مست دو صد مشتری
از مَهِ من، مَستْ دو صد مُشتری مولوی : غزلیات
غزل ۶۶۶ - چمن جز عشق تو کاری ندارد
چَمَن جُز عشقِ تو کاری ندارد مولوی : غزلیات
غزل ۹۹۳ - زان ازلی نور که پروردهاند
زان اَزَلی نور که پَروَردهاند فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۴۹ - زار و نزار و خسته ام و بی قرار دوست
زار و نزار و خسته ام و بی قرار دوست نصرالله منشی : باب النابل و اللبوة
بخش ۱ - رای گفت: شنودم مثل ملوک در آنچه میان ایشان و خدم تازه گردد از خلاف و خیانت و جفا و عقوبت، و مراجعت بتجدید اعتماد؛ که بر ملوک لازم است برای نظام ممالک
رای گفت: شنودم مثل ملوک در آنچه میان ایشان و خدم تازه گردد از خلاف و خیانت و جفا و عقوبت، و مراجعت بتجدید اعتماد؛ که بر ملوک لازم است برای نظام ممالک و رعایت مصالح بر مقتضای این سخن رفتن که الرجوع الی الحق اولی من التمادی فی الباطل. اکنون بیان کند از جهت من داستان آن کس که برای صیانت نفس و رعایت مصالح خویش از ایذای دیگران و رسانیدن مضرت بجانوران باز باشد، و پند خردمندان را در گوش گذارد تا بامثال آن در نماند. برهمن جواب داد که: بر تعذیب حیوان اقدام روا ندارند مگر جاهلان که میان خیر و شر و نفع و ضر فرق نتوانند کرد، و بحکم حمق خویش از عواقب اعمال غافل باشند، و نظر بصیرت ایشان بخواتم کارها کم تواند رسید، که علم اصحاب ضلالت از ادراک مصالح بر اطلاق قاصر است و حجاب جهل، احراز سعادت را مانعی ظاهر. و خردمند هرچه برخود نپسندد در باب همچو خودی چگونه روا دارد؟ قال النبی صلی الله علیه: کیف تبصر القذاة فی عین اخیک و لاتبصر الجذل فی عینک؟ فخرالدین عراقی : ترجیعات
شمارهٔ ۴ (در میکده میکشم سبویی - باشد که بیابم از تو بویی)
در میکده با حریف قلاش نهج البلاغه : حکمت ها
بى نيازى از عذر خواهى
وَ قَالَ عليهالسلام اَلاِسْتِغْنَاءُ عَنِ اَلْعُذْرِ أَعَزُّ مِنَ اَلصِّدْقِ بِهِ کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۲۶۸ - ایضا له
ای سروری که در دهن نفس ناطقه مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۳۷ - یا رب من بدانمی چیست مراد یار من
یا رَب من بِدانَمی چیست مُرادِ یارِ من فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۳۲ - ساقی، قدحی می مغان کو؟
ساقی، قدحی می مغان کو؟ قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲۲ - ما را ز عنایتش جمیلست جمال
ما را ز عنایتش جمیلست جمال ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۷۹ - ای آن که تو را میل به گلزار بود
ای آن که تو را میل به گلزار بود فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۵۸ - ای کاش پی قتل من آن سیم تن افتد
ای کاش پی قتل من آن سیم تن افتد حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۴۷ - تاریخ نظم
به چشمِ جهان دیدة دوربین سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۵۸ - به خشم رفتن خسرو از پیش شیرین
شباهنگام کان آهوی غماز خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۳۷ - نه مرا بر سر کوی تو به جز سایه جلیس
نه مرا بر سر کوی تو به جز سایه جلیس
دوبیتی ۱۴۱ - مو که آشفته حالم چون ننالم
مو که آشفته حالم چون ننالم ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۳۲ - چرخ و مه و مهر در تمنای تواند
چرخ و مه و مهر در تمنای تواند صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۵۷ - در همین مقام
کسی پرسید از من سر خلقت حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۶۶۴ - تویی یار دیرینهٔ همنفس
تویی یار دیرینهٔ همنفس مولوی : غزلیات
غزل ۳۱۶۷ - از مه من، مست دو صد مشتری
از مَهِ من، مَستْ دو صد مُشتری مولوی : غزلیات
غزل ۶۶۶ - چمن جز عشق تو کاری ندارد
چَمَن جُز عشقِ تو کاری ندارد مولوی : غزلیات
غزل ۹۹۳ - زان ازلی نور که پروردهاند
زان اَزَلی نور که پَروَردهاند فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۴۹ - زار و نزار و خسته ام و بی قرار دوست
زار و نزار و خسته ام و بی قرار دوست نصرالله منشی : باب النابل و اللبوة
بخش ۱ - رای گفت: شنودم مثل ملوک در آنچه میان ایشان و خدم تازه گردد از خلاف و خیانت و جفا و عقوبت، و مراجعت بتجدید اعتماد؛ که بر ملوک لازم است برای نظام ممالک
رای گفت: شنودم مثل ملوک در آنچه میان ایشان و خدم تازه گردد از خلاف و خیانت و جفا و عقوبت، و مراجعت بتجدید اعتماد؛ که بر ملوک لازم است برای نظام ممالک و رعایت مصالح بر مقتضای این سخن رفتن که الرجوع الی الحق اولی من التمادی فی الباطل. اکنون بیان کند از جهت من داستان آن کس که برای صیانت نفس و رعایت مصالح خویش از ایذای دیگران و رسانیدن مضرت بجانوران باز باشد، و پند خردمندان را در گوش گذارد تا بامثال آن در نماند. برهمن جواب داد که: بر تعذیب حیوان اقدام روا ندارند مگر جاهلان که میان خیر و شر و نفع و ضر فرق نتوانند کرد، و بحکم حمق خویش از عواقب اعمال غافل باشند، و نظر بصیرت ایشان بخواتم کارها کم تواند رسید، که علم اصحاب ضلالت از ادراک مصالح بر اطلاق قاصر است و حجاب جهل، احراز سعادت را مانعی ظاهر. و خردمند هرچه برخود نپسندد در باب همچو خودی چگونه روا دارد؟ قال النبی صلی الله علیه: کیف تبصر القذاة فی عین اخیک و لاتبصر الجذل فی عینک؟ فخرالدین عراقی : ترجیعات
شمارهٔ ۴ (در میکده میکشم سبویی - باشد که بیابم از تو بویی)
در میکده با حریف قلاش نهج البلاغه : حکمت ها
بى نيازى از عذر خواهى
وَ قَالَ عليهالسلام اَلاِسْتِغْنَاءُ عَنِ اَلْعُذْرِ أَعَزُّ مِنَ اَلصِّدْقِ بِهِ کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۲۶۸ - ایضا له
ای سروری که در دهن نفس ناطقه مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۳۷ - یا رب من بدانمی چیست مراد یار من
یا رَب من بِدانَمی چیست مُرادِ یارِ من فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۳۲ - ساقی، قدحی می مغان کو؟
ساقی، قدحی می مغان کو؟ قاسم انوار : رباعیات
شماره ۲۲ - ما را ز عنایتش جمیلست جمال
ما را ز عنایتش جمیلست جمال ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۷۹ - ای آن که تو را میل به گلزار بود
ای آن که تو را میل به گلزار بود فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۵۸ - ای کاش پی قتل من آن سیم تن افتد
ای کاش پی قتل من آن سیم تن افتد حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۴۷ - تاریخ نظم
به چشمِ جهان دیدة دوربین سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۵۸ - به خشم رفتن خسرو از پیش شیرین
شباهنگام کان آهوی غماز خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۳۷ - نه مرا بر سر کوی تو به جز سایه جلیس
نه مرا بر سر کوی تو به جز سایه جلیس