ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۳۰ - گر زیر فلک فکر من آزاد نبود
گر زیر فلک فکر من آزاد نبود
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۳۹ - شکواییه
شریر، قاضی و رهزن‌، امین و دزد، عسس‌!
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۷۰ - تعزیت گفتن حکیم سوم
حکیم دوم چون لب از نطق بست
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۲ - از سر کوی تو دردا که من دل نگران
از سر کوی تو دردا که من دل نگران
عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۱۲ - خوشا کسی که ز عشقش دمی رهایی نیست
خوشا کسی که ز عشقش دمی رهایی نیست
محتشم کاشانی : رباعیات
رباعی ۷۳ - گفتم چو رسد کوکبهٔ دولت تو
گفتم چو رسد کوکبهٔ دولت تو
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۶۵ - مه لاف حسن زد به نو زا رخ بر او گرفت
مه لاف حسن زد به نو زا رخ بر او گرفت
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۲ - از کین گر آن بیدادگر بر سینه ام خنجر زند
از کین گر آن بیدادگر بر سینه ام خنجر زند
مفاتیح الجنان : بعضی آیات و دعاهاى کوتاه سودمند
دعای فرج حضرت حجت (ع)
کفعمی در کتاب «بلدالامین» فرموده: این دعا، دعای امام زمان (عج) است که آن را به شخصی که در زندان بود آموخت، پس آن زندانی با خواندن آن آزاد شد:
ملک‌الشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۷۳ - کوشش و امید ترجمه !ز یک قطعه فرانسه
جدا شد یکی چشمه از کوهسار
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۰ - بهار آمد و سبزه نو شد به جوها
بهار آمد و سبزه نو شد به جوها
سعدی : غزلیات
غزل ۲۰۱ - آن به که نظر باشد و گفتار نباشد
آن به که نظر باشد و گفتار نباشد
فریدون مشیری : تشنه طوفان
آتش
کاروان رفته بود و دیدهٔ من، همچنان خیره مانده بود به راه
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۹۷ - شوخ فارسی
مژه از سر نیزهٔ فوج بهادر تیزتر
نهج البلاغه : حکمت ها
مسئولیت ثروتمندان
وَ قَالَ عليه‌السلام إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً يَخْتَصُّهُمُ اَللَّهُ بِالنِّعَمِ لِمَنَافِعِ اَلْعِبَادِ فَيُقِرُّهَا فِي أَيْدِيهِمْ مَا بَذَلُوهَا فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنْهُمْ ثُمَّ حَوَّلَهَا إِلَى غَيْرِهِمْ
نهج البلاغه : خطبه ها
شناخت خدا در پاسخ به ذعلب یمانی
و من كلام له عليه‌السلام و قد سأله ذعلب اليماني فقال هل رأيت ربك يا أمير المؤمنين
ایرج میرزا : مثنوی ها
دزدانِ نادان
دو دزد خری دزدیدند
سعدی : مفردات
بیت ۶۵
اگر بریان کند بهرام، گوری
جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۳۹ - احسان یوسف به زندانیان و تعبیر خواب ایشان و شاه مصر را کردن
ز مادر هر که دولتمند زاید
سعدی : باب دوم در احسان
حکایت - بزارید وقتی زنی پیش شوی
بزارید وقتی زنی پیش شوی