جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۵۱ - حکایت سرد شدن پیر سفید موی از نفس آن خورشید گرم خوی که با زلف شبرنگ دم از صبح سفید مویی زد
فصل خزان کز دم باد وزان
ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۴۰ - آمدن دستور هفتم به حضرت شاه
دستور عالی رای که با فر همای بود، پیش تخت شاه رفت و گفت: بنیت شاه که سرمایه غنیت آفریدگان و گوهر ذات او که با صفات فریشتگان است، در ترقی درجات معالی و استجماع ماثر حمیده، موبد و مخلد باد. رای جهان آرای که جام جهان نمای از خجالت او صدا پذیرفته است و آینه خورشید گنبد گردان از غیرت او رنگ زنگ گرفته، داند که در امور معضل و خطوب مشکل، هیچ خصلت پسندیده تر از تدبر و تفکر نیست و هیچ عادت مذمومتر از سرعت و عجلت نه و از حصافت عقل و شهامت خرد آن لایق تر که به امضای عزایم در امور مبهم و مهمات معظم، تعجیل فرموده نشود و ناستوده است نزدیک ارباب الباب و اصحاب احسان و اعیان اذهان، تدبیر زنان و استصواب ایشان را منقاد و ممتثل بودن و مظهر شرع و مفتی عقل می فرماید که: «النساء حبائل الشیطان». معنی آنست که زن به خوی و عادت شیطان است و چون طبیعت و شهوت او به چیزی مایل شود، نهمت طبع و شره نفس، پیش عقل و خرد او حجاب غفلت بدارد و هوای دل و نهمت تن در مقابله دین و دیانت او حایل و مانع گردد، شرم و آزرم فرو گذارد و هوا و نعمت بردارد و روی در کف پای شهوت مالد و پشت پای بر روی مروت زند.
ترانه های کودکانه : بخش اول
صبح و کودک
صبح است و کودک
جامی : دفتر اول
بخش ۱۶۴ - در بیان آنکه هر چیزی را که با معشوق در اموری مشابهت باشد به قدر مشابهت عاشق را به او میل افتد
هر که در راه عاشقی روزی
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۳۷ - به یکی از وکلای مجلس
ای سید عراقی شغلی دگر نداری
ملک‌الشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
صفت زن بد
نیز دانم زنی ثقیل وگران
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۸۱ - مناجات در توجه از مقام حریت به فتوت
ای غمت مایه ده شادی ما
جامی : لیلی و مجنون
بخش ۴۱ - نامه نوشتن لیلی به مجنون و عذر خواستن که شوهر کردن نه اختیار وی بلکه تکلیف مادر و پدر بود
دردانه فروش درج این درج
سعدی : غزلیات
غزل ۴۷ - خرما نتوان خوردن ازین خار که کشتیم
خرما نتوان خوردن ازین خار که کشتیم
ترانه های کودکانه : بخش اول
برفای ریزه
برفای ریزه ریزه روی زمین می‌ریزه
سعدی : رباعیات
رباعی ۱۸ - آن ماه که گفتی ملک رحمانست
آن ماه که گفتی ملک رحمانست
جامی : دفتر اول
بخش ۷۸ - اشارت به تقسیم علم به علمی که مضاف به مرتبه جمع است و به علمی که مضاف به مرتبه فرق است و علی هذاالقیاس سائرالصفات
علم حق است کامده ست پدید
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۹ - دریاب که جان خراب گشته ست
دریاب که جان خراب گشته ست
فردوسی : فریدون
بخش ۸ - یکی نامه بنوشت شاه زمین
یکی نامه بنوشت شاه زمین
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۸ - ساقی بیار از بامداد آن آب آتش رنگ را
ساقی بیار از بامداد آن آب آتش رنگ را
جامی : اعتقادنامه
بخش ۲۲ - اشارت به آنکه تکفیر اهل قبله جایز نیست
هر که شد ز اهل قبله بر تو پدید
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
نشان آزادگی
به سوزنی ز ره شکوه گفت پیرهنی
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۲۸ - تا نقش خیال دوست با ماست
تا نقش خیال دوست با ماست
جامی : لیلی و مجنون
بخش ۳۱ - ملاقات کردن مجنون با شبان لیلی و خبر یافتن که مردان قبیله لیلی به غارت بیرون رفته اند و پیش لیلی رفتن وی
خورشید به وقت بامدادان
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۶ - مستغرق نیل معصیت جامهٔ ما
مستغرق نیل معصیت جامهٔ ما