صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۴۸ - دل ز راه دیده از نور جمالش روشن است
دل ز راه دیده از نور جمالش روشن است امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۱ - ای خوانده، بتان حسن شاهت
ای خوانده، بتان حسن شاهت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۹۸ - جوهر غبار دیده حیران آینه است
جوهر غبار دیده حیران آینه است ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
در فضیلت شاگردی کردن
ز اوستادی کهن بگیر سراغ عبدالقهّار عاصی : اشعار نو
آزادی
درشت و هر چه درشت شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۲۳۰ - گفتمش روی تو جانا قمر است
گفتمش روی تو جانا قمر است کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۹۹ - عشق تو و نوبه آبگینه و سنگ است
عشق تو و نوبه آبگینه و سنگ است سعدی : غزلیات
غزل ۲۸۱ - امیدوار چنانم که کار بسته برآید
امیدوار چنانم که کار بسته برآید ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۶۸ - تازی - ترک - کسروی
ای تازی! ترک معنوی از چه شدی خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۱۹ - باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد
باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
گفتار ششم عزیمت بهار به اصفهان و شرح آن
ماه مرداد چون به پایان شد سعدی : غزلیات
غزل ۱۶۶ - هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۷۴ - گر موی تو را مشک خطا می گویم
گر موی تو را مشک خطا می گویم ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۸۹ - اندرز به حاکم قوچان
خرم و آباد باد مرز خبوشان غروی اصفهانی : مدایح و مراثی فاطمة الزهراء سلام الله علیها
شمارهٔ ۱ - فی ولادة الصدیقة سلام الله علیها
ز دلیلی حسن قدم در بزم حدوث قدم طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۷ - دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
دارم نظری با گل کو روی ترا ماند سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۲۳ - یکی از بندگانِ عَمْروِ لَیْث گریخته بود
یکی از بندگانِ عَمْروِ لَیْث گریخته بود. کسان در عقبش برفتند و باز آوردند. وزیر را با وی غرضی بود و اشارت به کشتن فرمود تا دگر بندگان چنین فعل روا ندارند. بنده پیشِ عمرو سر بر زمین نهاد و گفت: ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۴۴ - آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد
آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۳ - دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۷۶ - واپس مانی ز یار واپس باشی
واپس مانی ز یار واپس باشی
شماره ۱۴۸ - دل ز راه دیده از نور جمالش روشن است
دل ز راه دیده از نور جمالش روشن است امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۱ - ای خوانده، بتان حسن شاهت
ای خوانده، بتان حسن شاهت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۹۸ - جوهر غبار دیده حیران آینه است
جوهر غبار دیده حیران آینه است ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
در فضیلت شاگردی کردن
ز اوستادی کهن بگیر سراغ عبدالقهّار عاصی : اشعار نو
آزادی
درشت و هر چه درشت شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۲۳۰ - گفتمش روی تو جانا قمر است
گفتمش روی تو جانا قمر است کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۹۹ - عشق تو و نوبه آبگینه و سنگ است
عشق تو و نوبه آبگینه و سنگ است سعدی : غزلیات
غزل ۲۸۱ - امیدوار چنانم که کار بسته برآید
امیدوار چنانم که کار بسته برآید ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۶۸ - تازی - ترک - کسروی
ای تازی! ترک معنوی از چه شدی خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۱۹ - باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد
باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
گفتار ششم عزیمت بهار به اصفهان و شرح آن
ماه مرداد چون به پایان شد سعدی : غزلیات
غزل ۱۶۶ - هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۷۴ - گر موی تو را مشک خطا می گویم
گر موی تو را مشک خطا می گویم ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۸۹ - اندرز به حاکم قوچان
خرم و آباد باد مرز خبوشان غروی اصفهانی : مدایح و مراثی فاطمة الزهراء سلام الله علیها
شمارهٔ ۱ - فی ولادة الصدیقة سلام الله علیها
ز دلیلی حسن قدم در بزم حدوث قدم طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۷ - دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
دارم نظری با گل کو روی ترا ماند سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۲۳ - یکی از بندگانِ عَمْروِ لَیْث گریخته بود
یکی از بندگانِ عَمْروِ لَیْث گریخته بود. کسان در عقبش برفتند و باز آوردند. وزیر را با وی غرضی بود و اشارت به کشتن فرمود تا دگر بندگان چنین فعل روا ندارند. بنده پیشِ عمرو سر بر زمین نهاد و گفت: ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۴۴ - آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد
آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۳ - دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۷۶ - واپس مانی ز یار واپس باشی
واپس مانی ز یار واپس باشی