شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۲۳۰ - گفتمش روی تو جانا قمر است
گفتمش روی تو جانا قمر است
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۹۹ - عشق تو و نوبه آبگینه و سنگ است
عشق تو و نوبه آبگینه و سنگ است
سعدی : غزلیات
غزل ۲۸۱ - امیدوار چنانم که کار بسته برآید
امیدوار چنانم که کار بسته برآید
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۶۸ - تازی - ترک - کسروی
ای تازی‌! ترک معنوی از چه شدی
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۱۹ - باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد
باز بیرون شدی و نوبت حیرانی شد
ملک‌الشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
گفتار ششم عزیمت بهار به اصفهان و شرح آن
ماه مرداد چون به پایان شد
سعدی : غزلیات
غزل ۱۶۶ - هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۷۴ - گر موی تو را مشک خطا می گویم
گر موی تو را مشک خطا می گویم
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۸۹ - اندرز به حاکم قوچان
خرم و آباد باد مرز خبوشان
غروی اصفهانی : مدایح و مراثی فاطمة الزهراء سلام الله علیها
شمارهٔ ۱ - فی ولادة الصدیقة سلام الله علیها
ز دلیلی حسن قدم در بزم حدوث قدم
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۷ - دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۲۳ - یکی از بندگانِ عَمْروِ لَیْث گریخته بود
یکی از بندگانِ عَمْروِ لَیْث گریخته بود. کسان در عقبش برفتند و باز آوردند. وزیر را با وی غرضی بود و اشارت به کشتن فرمود تا دگر بندگان چنین فعل روا ندارند. بنده پیشِ عمرو سر بر زمین نهاد و گفت:
ملک‌الشعرای بهار : غزلیات
شماره ۴۴ - آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد
آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد
مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۳ - دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۷۶ - واپس مانی ز یار واپس باشی
واپس مانی ز یار واپس باشی
سعدی : قطعات
شماره ۸۲ - هر که مقصود و مرادش خور و خوابست از عمر
هر که مقصود و مرادش خور و خوابست از عمر
الهامی کرمانشاهی : غزلیات
شماره ۹ - در عشق اگر راهبری داشته باشی
در عشق اگر راهبری داشته باشی
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۹ - استغفار حسودان از کرده های خویش
وان جماعت که منکران بودند
سعدی : قطعات
شماره ۲۰۹ - هر کجا خط مشکلی بکشند
هر کجا خط مشکلی بکشند
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۰ - شناخت آنکه غم و محنت جدایی را
شناخت آنکه غم و محنت جدایی را