صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۴۰ - جمعی که ره به چشم و دل سیر برده اند
جمعی که ره به چشم و دل سیر برده اند نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - چرا چو ابر نگریی چرا چو باد نکوشی
چرا چو ابر نگریی چرا چو باد نکوشی ملا احمد نراقی : باب چهارم
شرک و اقسام آن
صفت سیم شرک است و آن عبارت است از اینکه غیر از خدا دیگری را هم مصدر امری و منشأ اثری داند، و چنان داند که از غیر پروردگار هم کاری متمشی می شود پس اگر به عقیده آن غیر را بندگی و عبادت کند آن را شرک عبادت گویند و اگر آن را عبادت نکند و لیکن اطاعت کند او را در چیزی که رضای خدا در آن نیست آن را شرک طاعت گویند، و اول را شرک جلی و دوم را شرک خفی نامند و اشاره به این شرک است قول خدای تعالی که می فرماید: «و ما یومن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون» یعنی «ایمان نمی آورند بیشتر ایشان به خدا مگر اینکه مشرک اند» و شبهه ای نیست در اینکه صفت شرک، اعظم بواعث هلاک و موجب خلود در عذاب دردناک و سبب حشر در زمره کفار است. سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۲۸ - بر روی تو از هلاک جانم غم نیست
بر روی تو از هلاک جانم غم نیست مولوی : غزلیات
غزل ۴۵۱ - پنهان مشو که روی تو بر ما مبارک است
پنهان مشو که روی تو بر ما مبارک است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۹۵ - تا در ترددست نفس، جان روانه است
تا در ترددست نفس، جان روانه است اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۷۰ - یا برای چشم بد تعویذ می باید نوشت
یا برای چشم بد تعویذ می باید نوشت واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۲۰۲ - نفست از طول امل چند بود در تک و تاز؟
نفست از طول امل چند بود در تک و تاز؟ فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۲۸ - دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید
دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید ملا احمد نراقی : باب چهارم
باب چهارم
و پیش از این دانستی که قوه انسانیه که مدخلیت در صفات و اخلاق دارند چهارند: قوه عاقله، عامله، غضبیه و شهویه و دانستی که کمال قوه عامله، انقیاد و اطاعت اوست از برای عاقله در استعمال سایر قوا در اعمال حسنه و عدالت عبارت از آن است، و نقص آن در عدم انقیاد است. فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۳۱ - همی بود بهمن به زابلستان
همی بود بهمن به زابلستان سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۳۹ - رفتن شاپور پیش شیرین و عتاب کردن شیرین به او
چو بشنید این سخن شاپور از شاه سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۲۵ - در باغ نخل خشک ز بادام مانده است
در باغ نخل خشک ز بادام مانده است غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۷۸ - فضیلت توکل
بدان که خدای تعالی همه را به توکل فرمود و آن شرط ایمان کرد و گفت، «و علی الله فتوکل ان کنتم مومنین» و گفت، «خدای تعالی متوکلان را دوست دارد، ان الله یحب المتوکلین» و گفت، «هرکه بر وی توکل کند بسنده است، و من یتوکل علی الله فهو حسبه» و گفت، «به خدای بسنده است بنده خود را؟ الیس الله بکاف عبده» و چنین آیات بسیار است. و رسول (ص) گفت، «امتها را به من نمودند. امت خویش را دیدم که کوه و بیابان از ایشان پر بود. عجب داشتم از بسیاری ایشان و شاد شدم. مرا گفتند: خشنود شدی؟ گفتم: شدم. گفتند: با این به هم هفتاد هزار در بهشت شوند بی حساب. گفتند: آن کیند؟ گفت آنها که کارها را بر افسون و داغ و فال نکنند، ولکن جز برای خدای تعالی اعتماد و توکل نکنند». پس عکاشه برخاست و گفت، «یا رسول الله دعا کن تا مرا از ایشان کند». گفت، «بارخدایا وی را از ایشان کن». دیگری برپای خاست و همین دعا خواست، گفت، «سبقک بها عکاشه، یعنی عکاشه سبق برد». جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۹۹۱ - بگفتی هم شبی جانا نظر بر حالت اندازم
بگفتی هم شبی جانا نظر بر حالت اندازم وحشی بافقی : فرهاد و شیرین
در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید
ز شاخی عندلیبی کرد پرواز اوحدی مراغهای : جام جم
در آداب مریدی
طلبت چون درست باشد و راست مفاتیح الجنان : فضیلت و اعمال ماه مبارک رجب
اعمال روز بیست و هفتم ماه رجب
روز بیست و هفتم یکی از اعیاد بزرگ است و روزی است که حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) به پیامبری مبعوث شد و جبرئیل برای ابلاغ پیامبری، بر آن حضرت فرود آمد و برای این روز چند عمل وارد است: صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۰ - به زلف عنبرین روبند خوبان جلوه گاهش را
به زلف عنبرین روبند خوبان جلوه گاهش را آذر بیگدلی : رباعیات
شمارهٔ ۵۹ - ماده تاریخ (۱۱۷۵ ه.ق)
صهبا، ز زکامش مژه چون پرنم شد؛
غزل ۴۱۴۰ - جمعی که ره به چشم و دل سیر برده اند
جمعی که ره به چشم و دل سیر برده اند نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - چرا چو ابر نگریی چرا چو باد نکوشی
چرا چو ابر نگریی چرا چو باد نکوشی ملا احمد نراقی : باب چهارم
شرک و اقسام آن
صفت سیم شرک است و آن عبارت است از اینکه غیر از خدا دیگری را هم مصدر امری و منشأ اثری داند، و چنان داند که از غیر پروردگار هم کاری متمشی می شود پس اگر به عقیده آن غیر را بندگی و عبادت کند آن را شرک عبادت گویند و اگر آن را عبادت نکند و لیکن اطاعت کند او را در چیزی که رضای خدا در آن نیست آن را شرک طاعت گویند، و اول را شرک جلی و دوم را شرک خفی نامند و اشاره به این شرک است قول خدای تعالی که می فرماید: «و ما یومن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون» یعنی «ایمان نمی آورند بیشتر ایشان به خدا مگر اینکه مشرک اند» و شبهه ای نیست در اینکه صفت شرک، اعظم بواعث هلاک و موجب خلود در عذاب دردناک و سبب حشر در زمره کفار است. سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۲۸ - بر روی تو از هلاک جانم غم نیست
بر روی تو از هلاک جانم غم نیست مولوی : غزلیات
غزل ۴۵۱ - پنهان مشو که روی تو بر ما مبارک است
پنهان مشو که روی تو بر ما مبارک است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۹۵ - تا در ترددست نفس، جان روانه است
تا در ترددست نفس، جان روانه است اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۷۰ - یا برای چشم بد تعویذ می باید نوشت
یا برای چشم بد تعویذ می باید نوشت واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۲۰۲ - نفست از طول امل چند بود در تک و تاز؟
نفست از طول امل چند بود در تک و تاز؟ فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۲۸ - دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید
دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید ملا احمد نراقی : باب چهارم
باب چهارم
و پیش از این دانستی که قوه انسانیه که مدخلیت در صفات و اخلاق دارند چهارند: قوه عاقله، عامله، غضبیه و شهویه و دانستی که کمال قوه عامله، انقیاد و اطاعت اوست از برای عاقله در استعمال سایر قوا در اعمال حسنه و عدالت عبارت از آن است، و نقص آن در عدم انقیاد است. فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۳۱ - همی بود بهمن به زابلستان
همی بود بهمن به زابلستان سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۳۹ - رفتن شاپور پیش شیرین و عتاب کردن شیرین به او
چو بشنید این سخن شاپور از شاه سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۲۵ - در باغ نخل خشک ز بادام مانده است
در باغ نخل خشک ز بادام مانده است غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۷۸ - فضیلت توکل
بدان که خدای تعالی همه را به توکل فرمود و آن شرط ایمان کرد و گفت، «و علی الله فتوکل ان کنتم مومنین» و گفت، «خدای تعالی متوکلان را دوست دارد، ان الله یحب المتوکلین» و گفت، «هرکه بر وی توکل کند بسنده است، و من یتوکل علی الله فهو حسبه» و گفت، «به خدای بسنده است بنده خود را؟ الیس الله بکاف عبده» و چنین آیات بسیار است. و رسول (ص) گفت، «امتها را به من نمودند. امت خویش را دیدم که کوه و بیابان از ایشان پر بود. عجب داشتم از بسیاری ایشان و شاد شدم. مرا گفتند: خشنود شدی؟ گفتم: شدم. گفتند: با این به هم هفتاد هزار در بهشت شوند بی حساب. گفتند: آن کیند؟ گفت آنها که کارها را بر افسون و داغ و فال نکنند، ولکن جز برای خدای تعالی اعتماد و توکل نکنند». پس عکاشه برخاست و گفت، «یا رسول الله دعا کن تا مرا از ایشان کند». گفت، «بارخدایا وی را از ایشان کن». دیگری برپای خاست و همین دعا خواست، گفت، «سبقک بها عکاشه، یعنی عکاشه سبق برد». جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۹۹۱ - بگفتی هم شبی جانا نظر بر حالت اندازم
بگفتی هم شبی جانا نظر بر حالت اندازم وحشی بافقی : فرهاد و شیرین
در پند دادن دایه به شیرین و دلداری از نازنین گوید
ز شاخی عندلیبی کرد پرواز اوحدی مراغهای : جام جم
در آداب مریدی
طلبت چون درست باشد و راست مفاتیح الجنان : فضیلت و اعمال ماه مبارک رجب
اعمال روز بیست و هفتم ماه رجب
روز بیست و هفتم یکی از اعیاد بزرگ است و روزی است که حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) به پیامبری مبعوث شد و جبرئیل برای ابلاغ پیامبری، بر آن حضرت فرود آمد و برای این روز چند عمل وارد است: صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۰ - به زلف عنبرین روبند خوبان جلوه گاهش را
به زلف عنبرین روبند خوبان جلوه گاهش را آذر بیگدلی : رباعیات
شمارهٔ ۵۹ - ماده تاریخ (۱۱۷۵ ه.ق)
صهبا، ز زکامش مژه چون پرنم شد؛