سهراب سپهری : آوار آفتاب
بیراههای در آفتاب
ای کرانه ما ! خنده گلی در خواب ، دست پارو زن ما را بسته است. ترانه های کودکانه : بخش اول
آهای آهای ای گرگه
آهای آهای ای گرگه سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۳۳ - دی بدان رستهٔ صرافان من بر در تیم
دی بدان رستهٔ صرافان من بر در تیم رودکی : رباعیات
رباعی ۷ - ...
... غبار همدانی : غزلیات
شماره ۲۷ - دلی که در خم زلف بتی اسیر نباشد
دلی که در خم زلف بتی اسیر نباشد طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۲۸ - ماندم از بس که به غربت، وطن از یادم رفت
ماندم از بس که به غربت، وطن از یادم رفت سعدی : غزلیات
غزل ۴۷۸ - ای چشم تو دلفریب و جادو
ای چشم تو دلفریب و جادو قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - وعده وصل ار دهد، صبر تقاضا بس است
وعده وصل ار دهد، صبر تقاضا بس است خیام : دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]
رباعی ۱۳۰
* ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم، حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۲۶۸ - خرم از درد توام، زان رو که درمانم تویی
خرم از درد توام، زان رو که درمانم تویی ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۹۴ - سر که ندارد ز تو سودا بگور
سر که ندارد ز تو سودا بگور بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۹ - غنچهسان بیدر است خانهٔ ما
غنچهسان بیدر است خانهٔ ما غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۱۴ - بیا به باغ و نقاب از رخ چمن برکش
بیا به باغ و نقاب از رخ چمن برکش رودکی : ابیات به جا مانده از دیگر مثنویها
پاره ۵
لقمهای از زهر زده در دهن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۲۳ - گیرم نقاب دور ز سیمای او کنند
گیرم نقاب دور ز سیمای او کنند ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۳۵ - هر که گوید که چرخ بیکار است
هر که گوید که چرخ بیکار است اثیر اخسیکتی : قطعات
شماره ۲۵ - زهی دست بیضات چون تیغ خورشید
زهی دست بیضات چون تیغ خورشید رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۷ - آتش هجر ترا هیزم منم
آتش هجر ترا هیزم منم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۴۵ - قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم
قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم عمان سامانی : گنجینة الاسرار
بخش ۹ - در بیان اینکه چون معشوق ازلی جمال لم یزلی مر عشاق را نمود و بادۀ عشق طالبان مشتاق را پیمود از در امتحان درآمد، شیوههای معشوقی بکار آورد، منکرین جام س
در بیان اینکه چون معشوق ازلی جمال لم یزلی مر عشاق را نمود و بادۀ عشق طالبان مشتاق را پیمود از در امتحان درآمد، شیوههای معشوقی بکار آورد، منکرین جام سعادت را سرخوش از جام شقاوت کرده، بدیشان گماشت و چیزی از لوازم عاشق کشی فرو نگذاشت تا شرایط معشوقی با تکالیف عاشق، موافق آید.
بیراههای در آفتاب
ای کرانه ما ! خنده گلی در خواب ، دست پارو زن ما را بسته است. ترانه های کودکانه : بخش اول
آهای آهای ای گرگه
آهای آهای ای گرگه سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۳۳ - دی بدان رستهٔ صرافان من بر در تیم
دی بدان رستهٔ صرافان من بر در تیم رودکی : رباعیات
رباعی ۷ - ...
... غبار همدانی : غزلیات
شماره ۲۷ - دلی که در خم زلف بتی اسیر نباشد
دلی که در خم زلف بتی اسیر نباشد طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۲۸ - ماندم از بس که به غربت، وطن از یادم رفت
ماندم از بس که به غربت، وطن از یادم رفت سعدی : غزلیات
غزل ۴۷۸ - ای چشم تو دلفریب و جادو
ای چشم تو دلفریب و جادو قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - وعده وصل ار دهد، صبر تقاضا بس است
وعده وصل ار دهد، صبر تقاضا بس است خیام : دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]
رباعی ۱۳۰
* ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم، حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۲۶۸ - خرم از درد توام، زان رو که درمانم تویی
خرم از درد توام، زان رو که درمانم تویی ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۹۴ - سر که ندارد ز تو سودا بگور
سر که ندارد ز تو سودا بگور بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۹ - غنچهسان بیدر است خانهٔ ما
غنچهسان بیدر است خانهٔ ما غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۱۴ - بیا به باغ و نقاب از رخ چمن برکش
بیا به باغ و نقاب از رخ چمن برکش رودکی : ابیات به جا مانده از دیگر مثنویها
پاره ۵
لقمهای از زهر زده در دهن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۲۳ - گیرم نقاب دور ز سیمای او کنند
گیرم نقاب دور ز سیمای او کنند ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۳۵ - هر که گوید که چرخ بیکار است
هر که گوید که چرخ بیکار است اثیر اخسیکتی : قطعات
شماره ۲۵ - زهی دست بیضات چون تیغ خورشید
زهی دست بیضات چون تیغ خورشید رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۷ - آتش هجر ترا هیزم منم
آتش هجر ترا هیزم منم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۴۵ - قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم
قدح دمید لبالب، خراب گو شده باشم عمان سامانی : گنجینة الاسرار
بخش ۹ - در بیان اینکه چون معشوق ازلی جمال لم یزلی مر عشاق را نمود و بادۀ عشق طالبان مشتاق را پیمود از در امتحان درآمد، شیوههای معشوقی بکار آورد، منکرین جام س
در بیان اینکه چون معشوق ازلی جمال لم یزلی مر عشاق را نمود و بادۀ عشق طالبان مشتاق را پیمود از در امتحان درآمد، شیوههای معشوقی بکار آورد، منکرین جام سعادت را سرخوش از جام شقاوت کرده، بدیشان گماشت و چیزی از لوازم عاشق کشی فرو نگذاشت تا شرایط معشوقی با تکالیف عاشق، موافق آید.