عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۹۶ - ای دیدهٔ روشن سنایی ز غمت
ای دیدهٔ روشن سنایی ز غمت
تاریک شد این دو روشنایی ز غمت
با این همه یک ساعت و یک لحظه مباد
این جان و دل مرا جدایی ز غمت
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۹۷ - از ظلمت چون گرفته ما هم ز غمت
از ظلمت چون گرفته ما هم ز غمت
چون آتش و خون شد اشک و آهم ز غمت
از بس که شب و روز بکاهم ز غمت
از زردی رخ چو برگ کاهم ز غمت
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۹۹ - هر چند دلم بیش کشد بار غمت
هر چند دلم بیش کشد بار غمت
گویی که بود شیفته‌تر بر ستمت
گفتی کم من گیر نگیرد هرگز
آن دل که کم خویش گرفتست کمت
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۱ - زین رفتن جان ربای درد افزایت
زین رفتن جان ربای درد افزایت
چون سازم و چون کنم پشیمان رایت
برخیزم و در وداع هجر آرایت
بندی سازم ز دست خود بر پایت
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - اندر همه عمر من بسی وقت صبوح
اندر همه عمر من بسی وقت صبوح
آمد بر من خیال آن راحت روح
پرسید ز من که چون شدی تو مجروح
گفتم ز وصال تو همین بود فتوح
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۷ - گوشت سوی عاقلان غافل‌وش باد
گوشت سوی عاقلان غافل‌وش باد
چشمت سوی صوفیان دردی کش باد
بی روی تو آب دیده‌ها آتش باد
بی وصل تو روز نیک را شب خوش باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۸ - زلفینانت همیشه خم در خم باد
زلفینانت همیشه خم در خم باد
واندوهانت همیشه دم در دم باد
شادان به غم منی غمم بر غم باد
عشقی که به صد بلا کم آید کم باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۰۹ - نور بصرم خاک قدمهای تو باد
نور بصرم خاک قدمهای تو باد
آرام دلم زلف به خمهای تو باد
در عشق داد من ستمهای تو باد
جانی دارم فدای غمهای تو باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۰ - اصل همه شادی از دل شاد تو باد
اصل همه شادی از دل شاد تو باد
تا بنده بود همیشه بر یاد تو باد
بیداد همی کنی و دادم ندهی
داد همه کس فدای بیداد تو باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۲ - گردی که ز دیوار تو برباید باد
گردی که ز دیوار تو برباید باد
جز در چشمم از آن نشان نتوان داد
ای در غم تو طبع خردمندان شاد
هر کو به تو شاد نیست شادیش مباد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۳ - کاری که نه کار تست ناساخته باد
کاری که نه کار تست ناساخته باد
در کوی تو مال و ملک درباخته باد
گر چهرهٔ من جز از غم تست چو زر
در بوتهٔ فرقت تو بگداخته باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۴ - چشمم ز فراق تو جهانسوز مباد
چشمم ز فراق تو جهانسوز مباد
بر من سپه هجر تو پیروز مباد
روزی اگر از تو باز خواهم ماندن
شب باد همه عمر من آن روز مباد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۵ - آن را شایی که باشم از عشق تو شاد
آن را شایی که باشم از عشق تو شاد
و آن را شایم که از منت ناید یاد
با این همه چشم زخم ای حورنژاد
در راه تو بنده با خود و بی خود باد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۷ - ما را به جز از تو عالم افروز مباد
ما را به جز از تو عالم افروز مباد
بر ما سپه هجر تو پیروز مباد
اندر دل ما ز هجر تو سوز مباد
چون با تو شدم بی‌تو مرا روز مباد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۸ - در دیدهٔ خصم نیک روی تو مباد
در دیدهٔ خصم نیک روی تو مباد
بر عاشق سفله نیک خوی تو مباد
چون قامت من دل دو توی تو مباد
جز من پس ازین عاشق روی تو مباد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۱۹ - آب از اثر عارض تو می گردد
آب از اثر عارض تو می گردد
آتش زد و رخسار تو پر خوی گردد
گر عاشق تو چو خاک لاشی گردد
چون باد به گرد زلف تو کی گردد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۲۰ - تن در غم تو در آب منزل دارد
تن در غم تو در آب منزل دارد
دل آتش سودای تو در دل دارد
جان در طلب تو باد حاصل دارد
پس کیست که او نیل ترا گل دارد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۲۱ - هجر تو خوشست اگر چه زارم دارد
هجر تو خوشست اگر چه زارم دارد
وصل تو بتر که بی‌قرارم دارد
هجر تو عزیز و وصل خوارم دارد
این نیز مزاج روزگارم دارد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۲۲ - از روی تو دیده‌ها جمالی دارد
از روی تو دیده‌ها جمالی دارد
وز خوی تو عقلها کمالی دارد
در هر دل و جان غمت نهالی دارد
خال تو بر آن روی تو حالی دارد
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۲۳ - با هجر تو بنده دل خمین می‌دارد
با هجر تو بنده دل خمین می‌دارد
شبهاست که روی بر زمین می‌دارد
گویند مرا که روی بر خاک منه
بی روی توام روی چنین می‌دارد