جامی : سلامان و ابسال
بخش ۴۷ - آگاه شدن حکیم و پادشاه از حال سلامان و ابسال و سرزنش کردن سلامان را و تنگ شدن احوال بر او
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۴۸ - نصیحت کردن پادشان سلامان را
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۴۹ - اشارت به خونریزی شیرویه خسرو را و نامبارکی آن بر وی
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۵۱ - حکایت روباه و روباه بچه
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۵۲ - نصیحت کردن حکیم سلامان را
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۵۷ - حکایت فراخ بودن زندان تنگ بر زلیخا در مشاهده یوسف علیه السلام
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۶۰ - آگاه شدن شاه از رفتن سلامان و خبر نایافتن از حال وی و آیینه گیتی نمای را کار فرمودن و حال وی را دانستن
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۶۲ - اندوهگین شدن شاه از تمادی شعف سلامان به صحبت ابسال و وی را به قوت همت از تمتع به وی بازداشتن
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۶۳ - حکایت سؤال و جواب حکیم که حلال زاده کیست و نشانه آن چیست
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۶۴ - رسیدن سلامان پیش شاه و اظهار شفقت نمودن شاه با وی
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۶۵ - در بیان چهار خصلت که از شرایط سلطنت است
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۷۰ - شنیدن پادشاه حال سلامان را و عاجز ماندن از تدبیر کار او و در تدبیر آن به حکیم رجوع کردن
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۷۱ - منقاد شدن سلامان حکیم را و تدبیر کار او کردن
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۷۳ - وصیت کردن پادشاه سلامان را
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۱ - آغاز
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۱۷ - در تنبیه سخنوران هنرپرور بر آنچه دربایست شعر است تا مقبول طباع و مطبوع اسماع افتد
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۱۹ - صحبت اول با پیر روشن ضمیر در تاریکی شب ظن و تخمین و رسیدن مرید به واسطه وی به دولت علم الیقین
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۲۵ - حکایت مسافر کنعانی که به رسم ارمغانی آیینه ای نورانی پیش روی یوسف علیه السلام نهاد
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۲۶ - مقاله سیم در بیان آنکه آدمیت آدمی نه به صورت ماء و طین است بلکه به سعادت اسلام و دین است و اول ارکان این سعادت اقرار است بکلمتین شهادت
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۲۷ - حکایت تیز بصری حسن بصری رضی الله عنه که نکته حکمت حجاج را در ظلمات ظلم او مشاهده نموده