همین حالا به چی فکر می کنی؟ چه احساس داری؟ چی دوست داری بگی؟
از جایی کپی نکن! از خودت بگو. از خودت بنویس.
تعداد حروف باقیمانده: 300
قوانین نوشتن روی دیوار

الف- لطفا از حروف فارسی استفاده نمایید.
ب- مسئولیت این نوشته بر عهده ی شماست و گوهرین مسئولیتی در قبال آن ندارد.
پ- این نوشته نباید شامل هیچگونه توهین یا مطلب خلاف قانون و اخلاق باشد.
ت- عدم رعایت موارد بالا (به تشخیص مدیر گوهرین) موجب عدم نمایش و حذف نوشته شما خواهد شد.

علی اصغر.شیراز
۱۴۰۰/۹/۲۶ ۰۳:۰۵

گاهی حرف هایت را حتی نمی توانی بنویسی بسکه بلاتکلیفه دلت.نمیدونه با خودش چند چنده دلم.خدایا من فقط یکچیز را نیک میدانم و آن اینکه میدانی...

Artin
۱۴۰۰/۹/۱۹ ۱۵:۴۰

مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد / وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد
اما
ای دل اگرت طاقت غم نیست ، برو / آواره ی عشق چون تو کم نیست ، برو
ای جان ، تو بیا اگر نخواهی ترسید / ور می ترسی کار تو هم نیست ، برو

هیچ
۱۴۰۰/۸/۲۷ ۲۳:۳۸

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات

۱۴۰۰/۸/۲۷ ۰۳:۰۷

جز بهار عدل آن کز وی بخشکد شاخ ظلم
غیر نقش مهر این‌کز وی برآساید روان

yas
۱۴۰۰/۸/۲۵ ۰۸:۳۸

کسی از کسی نمی پرسد: ‏آهای فلانی! ‏از خانه دلت چه خبر؟! ‏گرم است؟ ‏چراغش نوری دارد هنوز؟

آشفته
۱۴۰۰/۸/۲۴ ۱۵:۴۷

تو‌منگر به لب خندانم
دلی آغشته در غم دارم
آشفته و وامانده وبی جانم
دردرونم قامتی خم دارم

علی قاسم پور
۱۴۰۰/۸/۱۷ ۰۲:۰۷

صبح امد و خورشید به اسمان خواهد شد
وقت طلب و شادی جان خواهد شد
یک ذره خورشید اگر به این جان افتد
به به که جهانی چه جهان خواهد شد

۱۴۰۰/۸/۶ ۱۰:۴۴

ملولم من ز نااهلان، دل ازاری شده حاصل
چه بهتر تا به تنهایی کنم درمان شبی این دل
در این بازار دنیایی، نه شوری مانده اندر سر
نه سر دارم پریشانم، چو خر کو مانده اندر گل
مگر الطاف رحمانی بتابد بر تن سردم
که شاید او بدین حالت کشد من را برون از گل

سپید اندیش
۱۴۰۰/۷/۲۰ ۰۷:۳۷

آغاز کلام‌، سلام
کبوتر خیالم تا بلندای آفاق عشق
پریده و من
فارق از هرچه تعلق
فارق از هرچه تلاطم
با "عطر یاد تو"
چشم برهم نهاده ام!!!

مهشید
۱۴۰۰/۷/۱۶ ۱۵:۳۵

سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو
ای بی بصر من میروم او میکشد قلاب را!!!

۱۴۰۰/۶/۱۲ ۱۷:۲۶

غمی در استخوانم میگدازد...

یاس
۱۴۰۰/۶/۱۱ ۰۷:۰۷

قهوه می ریزم برایت
نیستی آن سوی میز
هی شکر می ریزم
و تلخ است جای خالی ات...!

#معصومه_صابر

سراب تقدیم به حسینم
۱۴۰۰/۵/۴ ۰۱:۴۴

به اینکه چقدرمیتونم دوستش داشته باشم ....که حتی در ذهنم نمیگنجه..

مائده
۱۴۰۰/۵/۳ ۰۳:۵۶

دوستش دارم؟

۱۴۰۰/۴/۱۵ ۲۲:۳۲

از سرخی غروب تا سرخی طلوع تاریکی مطلقیست که زندگی من در آن خلاصه میشود...
شامگاه تقابل مابین عشق و نفرت در دلی که پوچی هستی در آخر آن را بی رحمانه در آغوش خواهد کشید!
۷ژوئیه۲۰۲۱
Fuad

۱۴۰۰/۴/۱۲ ۰۶:۵۰

آدما گاهی جایی خودشونو جا میذارن...
سالها میگذره که دلتنگ خودشون بشن...

نجوا
۱۴۰۰/۴/۲ ۱۵:۰۵

عجبم آید از آن لعل که نه چون دل سرخست
عجبم آید از این دل که چو شیشه بشکست

ahmet
۱۴۰۰/۲/۲۷ ۱۲:۰۴

بلبل چهچه زنان مست خروش آمده ست!

۱۴۰۰/۲/۲۳ ۰۱:۰۸

اندر دل بی‌وفا غم و ماتم باد
آنرا که وفا نیست ز عالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد