فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۵۴ - گل نیست دلم که رنگ و بو خواهد و بس
گل نیست دلم که رنگ و بو خواهد و بس جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۱ - این دشت که دل چسبی هر خار به دل
این دشت که دل چسبی هر خار به دل جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۰۵ - چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گردد
چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گردد سلمان ساوجی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ - در مدح خواجه شمس الدین زکریا
داغ ابروی تو دل پیوسته دارد بر جبین فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۶۷ - جان بجانان عرض کردن عاشقانرا عار نیست
جان بجانان عرض کردن عاشقانرا عار نیست فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۷۲ - خواهی تو چو مشت بسته را وانکنی
خواهی تو چو مشت بسته را وانکنی قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۴۱ - ز پیدایی چو پنهانست آن دوست
ز پیدایی چو پنهانست آن دوست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۸۶ - جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست
جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۸ - عمر تو همه هباست ای فیض
عمر تو همه هباست ای فیض اهلی شیرازی : معمیات
بخش ۲۱ - پیر
برداشت ساقی ما شرم از میان و منهم ادیب صابر : مقطعات
شماره ۱۶ - ساقیا در جام من ریز آب رز
ساقیا در جام من ریز آب رز قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۱۱۸ - تا دست شانه در شکن زلف یار بود
تا دست شانه در شکن زلف یار بود یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۵۶ - به دوستی نوشته شد
روزنامه آن پیر پریشان و پور پشیمان در دیده و کامم روز روشن و آب شیرین تلخ و تار افکند و از باغ دل و روان بر جای لاله و گل خس و خار انگیخت آری در این سودا زیان سود انگاشت و بد افتاد بهبود شمرد. بیت: جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۴ - شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا
شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا عطار نیشابوری : باب سوم: در فضیلت صحابه رضی الله عنهم اجمعین
شماره ۳ - ای آن که حیا و حلم، قانون تو بود
ای آن که حیا و حلم، قانون تو بود امیر معزی : غزلیات
شماره ۱۹ - رفت یار و غمی ز یار بماند
رفت یار و غمی ز یار بماند فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۱۵ - چشم خوش پر شعبده مست تو نازم
چشم خوش پر شعبده مست تو نازم غزالی : عنوان اول - در شناختن نفس خویش
فصل پنجم
شناختن تفاصیل لشکر دل دراز است و آنچه مقصود است تو را به مثالی معلوم شود بدان که مثال تن چون شهری است و دست و پای و اعضا پیشه وران شهرند و شهوت چون عامل خراج است و غضب چون شحنه شهر است و دل پادشا ه شهر است و عقل وزیر پادشاه است و پادشاه را بدین همه حاجت است تا مملکت راست کند. جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۰۴ - کشیده لاله شراب شبانه از رگ سنگ
کشیده لاله شراب شبانه از رگ سنگ حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۵۴ - در تاریخ فوت عالمی عبدالله نام۳
نور دل و دیده، مجلس آرای زمان
شماره ۲۵۴ - گل نیست دلم که رنگ و بو خواهد و بس
گل نیست دلم که رنگ و بو خواهد و بس جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۸۱ - این دشت که دل چسبی هر خار به دل
این دشت که دل چسبی هر خار به دل جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۰۵ - چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گردد
چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گردد سلمان ساوجی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ - در مدح خواجه شمس الدین زکریا
داغ ابروی تو دل پیوسته دارد بر جبین فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۶۷ - جان بجانان عرض کردن عاشقانرا عار نیست
جان بجانان عرض کردن عاشقانرا عار نیست فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۷۲ - خواهی تو چو مشت بسته را وانکنی
خواهی تو چو مشت بسته را وانکنی قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۴۱ - ز پیدایی چو پنهانست آن دوست
ز پیدایی چو پنهانست آن دوست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۸۶ - جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست
جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۸ - عمر تو همه هباست ای فیض
عمر تو همه هباست ای فیض اهلی شیرازی : معمیات
بخش ۲۱ - پیر
برداشت ساقی ما شرم از میان و منهم ادیب صابر : مقطعات
شماره ۱۶ - ساقیا در جام من ریز آب رز
ساقیا در جام من ریز آب رز قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۱۱۸ - تا دست شانه در شکن زلف یار بود
تا دست شانه در شکن زلف یار بود یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۵۶ - به دوستی نوشته شد
روزنامه آن پیر پریشان و پور پشیمان در دیده و کامم روز روشن و آب شیرین تلخ و تار افکند و از باغ دل و روان بر جای لاله و گل خس و خار انگیخت آری در این سودا زیان سود انگاشت و بد افتاد بهبود شمرد. بیت: جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۴ - شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا
شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا عطار نیشابوری : باب سوم: در فضیلت صحابه رضی الله عنهم اجمعین
شماره ۳ - ای آن که حیا و حلم، قانون تو بود
ای آن که حیا و حلم، قانون تو بود امیر معزی : غزلیات
شماره ۱۹ - رفت یار و غمی ز یار بماند
رفت یار و غمی ز یار بماند فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۱۵ - چشم خوش پر شعبده مست تو نازم
چشم خوش پر شعبده مست تو نازم غزالی : عنوان اول - در شناختن نفس خویش
فصل پنجم
شناختن تفاصیل لشکر دل دراز است و آنچه مقصود است تو را به مثالی معلوم شود بدان که مثال تن چون شهری است و دست و پای و اعضا پیشه وران شهرند و شهوت چون عامل خراج است و غضب چون شحنه شهر است و دل پادشا ه شهر است و عقل وزیر پادشاه است و پادشاه را بدین همه حاجت است تا مملکت راست کند. جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۰۴ - کشیده لاله شراب شبانه از رگ سنگ
کشیده لاله شراب شبانه از رگ سنگ حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۵۴ - در تاریخ فوت عالمی عبدالله نام۳
نور دل و دیده، مجلس آرای زمان