تعداد ۹۶۸۵ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨١٧ - برای نعمت دنیا مکش مذلت خلق
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٢٣ - جلال دولت و دین آصف سلیمان فر
جلال دولت و دین آصف سلیمان فر
خدیو کشور اهل هنر امیر علی
فلک چو یاد وزیران کند توئی که بود
یکیش صاحب کافی دگر امیر علی
جهان پیر دگر باره نوجوان گردد
ز ناز آنکه فتادش پسر امیر علی
کمینه بنده عالی جنابش ابن یمین
که دارد از بد و نیکش خبر امیر علی
شبی نشسته بامید روز بهروزی
بر آستانه جمشید فر امیر علی
شکایتی دو سه از روزگار گفت و شنود
کسی بدرگه والا گهر امیر علی
چه گفت گفت که این بنده محکم از کارت
کس دگر نگشاید مگر امیر علی
همین بسست که یکره بحال تو زکرم
کند بعین عنایت نظر امیر علی
خدیو کشور اهل هنر امیر علی
فلک چو یاد وزیران کند توئی که بود
یکیش صاحب کافی دگر امیر علی
جهان پیر دگر باره نوجوان گردد
ز ناز آنکه فتادش پسر امیر علی
کمینه بنده عالی جنابش ابن یمین
که دارد از بد و نیکش خبر امیر علی
شبی نشسته بامید روز بهروزی
بر آستانه جمشید فر امیر علی
شکایتی دو سه از روزگار گفت و شنود
کسی بدرگه والا گهر امیر علی
چه گفت گفت که این بنده محکم از کارت
کس دگر نگشاید مگر امیر علی
همین بسست که یکره بحال تو زکرم
کند بعین عنایت نظر امیر علی
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٢۴ - چو روزگار بکام تو گشت و دولت یار
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٢۶ - چهار چیز بچار دگر بود محتاج
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٢٧ - چهار چیزست آئین مردم هنری
چهار چیزست آئین مردم هنری
که مردم هنری زین چهار نیست بری
یکی سخاوت طبعی چو دستگاه بود
به نیکنامی دائم ببخشی و بخوری
دو دیگر آنکه دل دوستان نیازاری
که دوست آینه باشد چو اندرو نگری
سه دیگر آنکه زبان را بوقت گفتن بد
نگاهداری تا وقت عذر غم نخوری
چهارم آنکه کسی گر بجای تو بد کرد
چو عذر خواهد نام گناه او نبری
که مردم هنری زین چهار نیست بری
یکی سخاوت طبعی چو دستگاه بود
به نیکنامی دائم ببخشی و بخوری
دو دیگر آنکه دل دوستان نیازاری
که دوست آینه باشد چو اندرو نگری
سه دیگر آنکه زبان را بوقت گفتن بد
نگاهداری تا وقت عذر غم نخوری
چهارم آنکه کسی گر بجای تو بد کرد
چو عذر خواهد نام گناه او نبری
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٣۵ - دلا تفرج فردوس اگر همی طلبی
دلا تفرج فردوس اگر همی طلبی
بیا و نزهت فردوس بین در این طنبی
ببین زپر تو جام پر از عجایب او
بچرخ آنیه گون بر هزار بوالعجبی
چو گفتمش طنبی عقل رهنمایم گفت
که عاقلان شمرند اینسخن ز بی ادبی
دگر مگو طنبی خلد گویش از پی انک
چو اهل خلد درو سال و ماه در طربی
بگوی کین وطن جانفزای همچو بهشت
بیابی آنچه در او آرزوی دل طلبی
همیشه باد مزین بدان وزیر که اوست
پناه ملک چه موروثی و چه مکتسبی
علاء دولت و ملت محمد آنکه ازوست
رواج دولت و دین محمد عربی
بیا و نزهت فردوس بین در این طنبی
ببین زپر تو جام پر از عجایب او
بچرخ آنیه گون بر هزار بوالعجبی
چو گفتمش طنبی عقل رهنمایم گفت
که عاقلان شمرند اینسخن ز بی ادبی
دگر مگو طنبی خلد گویش از پی انک
چو اهل خلد درو سال و ماه در طربی
بگوی کین وطن جانفزای همچو بهشت
بیابی آنچه در او آرزوی دل طلبی
همیشه باد مزین بدان وزیر که اوست
پناه ملک چه موروثی و چه مکتسبی
علاء دولت و ملت محمد آنکه ازوست
رواج دولت و دین محمد عربی
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٣٩ - ز بهر خوشدلی خویش درون دنیا را
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨۴۵ - سرا فاضل آفاق رکن ملت و دین
سرا فاضل آفاق رکن ملت و دین
توئی که زبده اسلاف و فخر اخلافی
هر آن رموز کز آن عین عقل قاصر ماند
کند حقایق آن را بیانت کشافی
چگونه گوهر و صفت بسلک نظم آرم
که شرح فضل تو مشکل توان بوصافی
ز دیده همچو صراحی مدام خون بارد
کسی که با تو ندارد مدام دل صافی
کمینه بنده عالیجناب ابن یمین
که هست از ره اخلاص در وفا وافی
ز بندگی تو دور اوفتاده در تب و لرز
چو خاشه بر سر دریای خوی شده طافی
شفای خسته دلان چون ز تست لطف بود
بیک دو جرعه گلابش اگر شوی شافی
توئی که زبده اسلاف و فخر اخلافی
هر آن رموز کز آن عین عقل قاصر ماند
کند حقایق آن را بیانت کشافی
چگونه گوهر و صفت بسلک نظم آرم
که شرح فضل تو مشکل توان بوصافی
ز دیده همچو صراحی مدام خون بارد
کسی که با تو ندارد مدام دل صافی
کمینه بنده عالیجناب ابن یمین
که هست از ره اخلاص در وفا وافی
ز بندگی تو دور اوفتاده در تب و لرز
چو خاشه بر سر دریای خوی شده طافی
شفای خسته دلان چون ز تست لطف بود
بیک دو جرعه گلابش اگر شوی شافی
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨۶٠ - کسیکه سفله و ادنای خلق بوده بود
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨۶۵ - گذر کن از ره لطف ای نسیم باد شمال
گذر کن از ره لطف ای نسیم باد شمال
بخاک درگه نوئین شهنشان کرتای
امیر عالم عادل که غیر او نرسید
ز خسروان جهان کس درین سپنج سرای
به بی نظیری عنقا و همت شهباز
بدلفریبی طاوس و فرخی همای
ز رهبری سعادت همانزمان که رسی
بدان خجسته جناب ای نسیم روح افزای
نخست بوسه ده آن آستان عالی را
بس آنکه از در تقریر اشتیاق درای
نیاز ابن یمین عرضه کن بشرط ادب
بگوی کای مه و مهرت خجل ز روی و زرای
تو آفتابی و من ذره هوا دارت
چو آفتاب سوی ذره التفات نمای
بخاک درگه نوئین شهنشان کرتای
امیر عالم عادل که غیر او نرسید
ز خسروان جهان کس درین سپنج سرای
به بی نظیری عنقا و همت شهباز
بدلفریبی طاوس و فرخی همای
ز رهبری سعادت همانزمان که رسی
بدان خجسته جناب ای نسیم روح افزای
نخست بوسه ده آن آستان عالی را
بس آنکه از در تقریر اشتیاق درای
نیاز ابن یمین عرضه کن بشرط ادب
بگوی کای مه و مهرت خجل ز روی و زرای
تو آفتابی و من ذره هوا دارت
چو آفتاب سوی ذره التفات نمای
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٧۵ - مرا مبشر فرخنده فال خوش خبری
مرا مبشر فرخنده فال خوش خبری
بگوش هوش رسانید موسم سحری
چه گفت گفت که پیدا شد از سپهر کرم
طلوع کوکب صبح نجاح را اثری
بیمن طالع میمون و فال سعد رسید
وزیر شاهنشانرا ز لطف حق پسری
پسر مگوی که از شاخ مکرمت ثمریست
عزیز ملک جهانی و مصر جان شکری
نه در زمان پدر دهر را چو او پسری
نه بر زمین پسری یافت همچو او پدری
چو نیست ابن یمین را نثار زر پاشی
نثار مقدم میمونش میکند گهری
بقای دولت این هر دو باد تا گه حشر
که ملک و ملت ازین هر دو یافت زیب و فری
بگوش هوش رسانید موسم سحری
چه گفت گفت که پیدا شد از سپهر کرم
طلوع کوکب صبح نجاح را اثری
بیمن طالع میمون و فال سعد رسید
وزیر شاهنشانرا ز لطف حق پسری
پسر مگوی که از شاخ مکرمت ثمریست
عزیز ملک جهانی و مصر جان شکری
نه در زمان پدر دهر را چو او پسری
نه بر زمین پسری یافت همچو او پدری
چو نیست ابن یمین را نثار زر پاشی
نثار مقدم میمونش میکند گهری
بقای دولت این هر دو باد تا گه حشر
که ملک و ملت ازین هر دو یافت زیب و فری
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٧۶ - مرا ز خدمت عالیجناب آصف عهد
مرا ز خدمت عالیجناب آصف عهد
علاء دولت و دین هندوی مبارک رای
ملامت آن نفس افزود و نفرت آندم خاست
که عزم ثابت او را برفت پای از جای
نشاند بیهنرانرا بجای اهل هنر
ندید هیچ تفاوت ز کوف تا بهمای
بر آستان چنوئی اقامت چو منی
برای منصب و مالست یا برای خدای
چو این دو نیست مهیا چرا بمدحت او
زبان بهر زه درائی گشوده ام چو درای
عجب که خواجه ندانست و داند اینمعنی
کسیکه باز تواند شناخت سر از پای
که هجو نیز توان گفت و هیچ مشکل نیست
بدان زبان که بود خواجه را مدیح سرای
علاء دولت و دین هندوی مبارک رای
ملامت آن نفس افزود و نفرت آندم خاست
که عزم ثابت او را برفت پای از جای
نشاند بیهنرانرا بجای اهل هنر
ندید هیچ تفاوت ز کوف تا بهمای
بر آستان چنوئی اقامت چو منی
برای منصب و مالست یا برای خدای
چو این دو نیست مهیا چرا بمدحت او
زبان بهر زه درائی گشوده ام چو درای
عجب که خواجه ندانست و داند اینمعنی
کسیکه باز تواند شناخت سر از پای
که هجو نیز توان گفت و هیچ مشکل نیست
بدان زبان که بود خواجه را مدیح سرای
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٧٨ - ندیده نان تو اندر جهان کسی هرگز
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شمارهٔ ٨٧٩ - القطعه فی الشعر
نگار ما هر خم چون گره زند بر موی
دل هزار در آرد بعقده هر موی
ز روی لطف چو نیلوفرست بر سر آب
فراز عارض آنسرو یاسمنبر موی
بغیر زلف و رخ همچو سنبل و گل او
بر آفتاب که دیدست سایه گستر موی
نسیم غالیه زلف از چه داد بر رخ او
چو بوی خوش ندهد بر فراز آذر موی
ندانم از چه بر آن گونه تیره دل گردد
نگشته دور دمی ز آنرخ منور موی
شد آفتاب فلک زیر ابر غالیه فام
چو بر عذار پراکنده کرد دلبر موی
بعینه مژه اشکبار من بودی
گر آن نگار بیاراستی بگوهر موی
بسان پیکر زار و نزار من باشد
گه خضاب کند گر کسی مزعفر موی
زهر که بر رخ زیبای اوست آشفته
بسان ابن یمین آمدست بر سر موی
نمیکند صنما بعد ازین طبیعت من
مسامحت که نشاند ردیف دیگر موی
از آنکه افضل عالم غیاث ملت و دین
که گاه نظم شکافد برأی انور موی
ز راه بنده نوازی بجملگی کردست
ردیف گفته خود در مدیح چاکر موی
چو موی بر سر اصحاب با دو هست که نیست
کسیکه در سخن آرد چو آن سخنور موی
دل هزار در آرد بعقده هر موی
ز روی لطف چو نیلوفرست بر سر آب
فراز عارض آنسرو یاسمنبر موی
بغیر زلف و رخ همچو سنبل و گل او
بر آفتاب که دیدست سایه گستر موی
نسیم غالیه زلف از چه داد بر رخ او
چو بوی خوش ندهد بر فراز آذر موی
ندانم از چه بر آن گونه تیره دل گردد
نگشته دور دمی ز آنرخ منور موی
شد آفتاب فلک زیر ابر غالیه فام
چو بر عذار پراکنده کرد دلبر موی
بعینه مژه اشکبار من بودی
گر آن نگار بیاراستی بگوهر موی
بسان پیکر زار و نزار من باشد
گه خضاب کند گر کسی مزعفر موی
زهر که بر رخ زیبای اوست آشفته
بسان ابن یمین آمدست بر سر موی
نمیکند صنما بعد ازین طبیعت من
مسامحت که نشاند ردیف دیگر موی
از آنکه افضل عالم غیاث ملت و دین
که گاه نظم شکافد برأی انور موی
ز راه بنده نوازی بجملگی کردست
ردیف گفته خود در مدیح چاکر موی
چو موی بر سر اصحاب با دو هست که نیست
کسیکه در سخن آرد چو آن سخنور موی
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٨۵ - هزار اهل مروت در آمدند از پای
ابن یمین فَرومَدی : ماده تاریخها
شمارهٔ ۱ - تاریخ منظوم و فیات و بعضی حوادث وفات نظام الدین یحیی
ابن یمین فَرومَدی : ماده تاریخها
شمارهٔ ۲ - تاریخ وفات غازان
ابن یمین فَرومَدی : ماده تاریخها
شمارهٔ ۳ - وفات بهاءالدین علی خواجه
ابن یمین فَرومَدی : ماده تاریخها
شمارهٔ ۴ - تاریخ زیارت مزار یکی از بزرگان
ابن یمین فَرومَدی : ماده تاریخها
شمارهٔ ۷ - وفات وجیه الدین زنگی