درباره ابوالفرج رونی

ابوالفرج ابن مسعود رونی (درگذشتهٔ ۵۲۵ هجری قمری)، در رونه از قراء نیشابور متولد شد. چون مدتی در لاهور زیست اور را لاهوری نیز گفته‌اند. آغاز شهرت او از هنگام ورودش به دربار سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی بود و در زمان پسرش سلطان مسعود غزنوی ادامه یافت. انوری از سبک او پیروی کرد. نامش بلفرج نیز ضبط شده‌است.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - ارزانی عشوه ی تو هستم صنما شماره ۲ - ای محتمشان حضرت آنید شما شماره ۳ - گه نیک به گفتار برافروخت مرا شماره ۴ - از درد فراقت ای به لب شکر ناب شماره ۵ - ای رأی سفر کرده فغان از رایت شماره ۶ - چون چرخ برافکند ردای زربفت شماره ۷ - با روی تو آبله بسی کوشیدست شماره ۸ - روی تو ز مشک زلف قارون گشت ست شماره ۹ - از عقل نگر تا نبرد نام دلت شماره ۱۰ - ای دل چو به تو چشم تو بهتر نگرد شماره ۱۱ - چون است که عشق اول از تن خیزد شماره ۱۲ - ای معطی دولت ای سرافراز عمید شماره ۱۳ - یارب تو کنی عید که گرداند عید شماره ۱۴ - با هجر من ضعیف را تاب نماند شماره ۱۵ - مسکین تن بی خواب مرا تاب نماند شماره ۱۶ - ای جوی فراق در تو پایاب نماند شماره ۱۷ - بر یاد جمال ملک چشمم به غنود شماره ۱۸ - چون دیده ی من به سوی جانان نگرد شماره ۱۹ - گفتم که ز خردی دل من نیست پدید شماره ۲۰ - چون باز به صید یاوه باز تو شود شماره ۲۱ - تا جزع هوات را دلم حرز افتاد شماره ۲۲ - پیوسته مرا دل به هوای تو کشد شماره ۲۳ - از هر که دهد پند شنودن باید شماره ۲۴ - ای مایه اعتصام خلق ای منصور شماره ۲۵ - در ظلمت شبهای فراق ای دلبر شماره ۲۶ - از بهر چرا مرا نداری معذور شماره ۲۷ - گر عاشق دلسوخته بی تدبیر شماره ۲۸ - ز آن عهد پر از نفاقت ای شمع سرور شماره ۲۹ - شبهای دراز تو به آرام و به ناز شماره ۳۰ - بادی که درآئی به تنم همچو نفس شماره ۳۱ - ای دل به سفر چرا نبندی مفرش شماره ۳۲ - سرمست به کوی دوست بگذشتم دوش شماره ۳۳ - آن را که چو ما سرشت باشد از گل شماره ۳۴ - ای عشق به خویشتن بلا خواسته ام شماره ۳۵ - ای رایت شه گرفته از نام تو نام شماره ۳۶ - تا چون گل لعل گونه بفروخته ام شماره ۳۷ - در عشق چو نار گفته شد رخسارم شماره ۳۸ - تا باز ترا به دیده ام زارترم شماره ۳۹ - این پند نگاه دار هموار ای تن شماره ۴۰ - برخاسته ام دوش بدبابی من شماره ۴۱ - از گرمی خورشید رخ روشن او شماره ۴۲ - ای جود و جمال ملک رام آمده ای شماره ۴۳ - ای بنده دولت تو هر آزادی شماره ۴۴ - ای دل مخور اندیشه فردا بیشی شماره ۴۵ - ای خدمت تو بر رهی آمال رهی شماره ۴۶ - هر تیر که در جعبه افلاک بود شماره ۴۷ - ای دوش فلک را علمت گشته ردا شماره ۴۸ - تا یک نفس از حیات باقیست مرا شماره ۴۹ - شاهی که جهان را به وجودش ناز است شماره ۵۰ - چون یار به بوسه دادنم بار گرفت شماره ۵۱ - تا جان مرا باده مهرت سوده است شماره ۵۲ - از روز نخست کاین دلم رای تو جست شماره ۵۳ - شاهی که ملوک را ز عدلش بیم است شماره ۵۴ - با انده جفت گشتم از شادی فرد شماره ۵۵ - ای کرده گران غمت سبکباری من شماره ۵۶ - چون زور ملک چرخ درآورد به زه شماره ۵۷ - از شیرینی چون به سخن بنشینی