درباره فیاض لاهیجی
ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است.
او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد میکند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام میبرد. ملاصدرا به وی لقب «فیاض» را داد. دختر ملاصدرا و همسر لاهیجی، امکلثوم (۱۰۱۹-۱۰۹۰ق) نام داشت که زنی فرهیخته و فاضله بود که علوم حِکمی را نزد پدر و همسرش آموخت و گاه در مجالس علما شرکت میکرد و با آنان مباحثه میکرد.
در ویکی پدیا بیشتر بخوانید
آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - با عشق هوس سوز غم کام کجا
شماره ۲ - در وادی عشق پر مکش منّت پا
شماره ۳ - اصحاب پیمبر ارچه نورند و هُدا
شماره ۴ - ای راحت جان غصّه پرورد بیا
شماره ۵ - ای آرزوی دل غم اندود بیا
شماره ۶ - ای بینم جود تو همه بحر سراب
شماره ۷ - فیاض ازل که بزم هستی آراست
شماره ۸ - از ناز قضا چو چهرة حسن آراست
شماره ۹ - هر چند که دل لبالب از نور خداست
شماره ۱۰ - ماه رمضان عجب مه روحفزاست
شماره ۱۱ - ماییم که بیتکلّفیها فن ماست
شماره ۱۲ - درد تو تلافی تن آسانیهاست
شماره ۱۳ - در پیش کسی که علم و دانش بابست
شماره ۱۴ - در گلشن عشق خرمی نایابست
شماره ۱۵ - امشب ز غمت روح و روانم میسوخت
شماره ۱۶ - فیّاض بیا که عشق بارت دادست
شماره ۱۷ - ای شعله ز دست خوی بیدادگرت
شماره ۱۸ - امروز که دیدار تو ما را عیدست
شماره ۱۹ - فیّاض دگر عشق عبارت دادست
شماره ۲۰ - آنرا که به اوصاف تو دید دگرست
شماره ۲۱ - آنم که ز خرّمی دلم را عارست
شماره ۲۲ - دل بست به خود تارِ تعلّق ز نخست
شماره ۲۳ - هر کس که تعلّقش به هستی بیش است
شماره ۲۴ - فیّاض کجایی که مرا حال خوشست
شماره ۲۵ - آهم ز دل زبانه فرسود نشست
شماره ۲۶ - حسرت غم دیرینه دوا نتوانست
شماره ۲۷ - دور افکندن نشانة خواستن است
شماره ۲۸ - عشق است میی که ساقیش عرفانست
شماره ۲۹ - بگذر ز ره و رسم، سعادت اینست
شماره ۳۰ - چون در شب معراج نبی همّت بست
شماره ۳۱ - یک لحظه که در پیش من آن شوخ نشست
شماره ۳۲ - تا زلف به روی تو پریشان شده است
شماره ۳۳ - لطف تو به ما نه این چنین میبایست
شماره ۳۴ - هم گریة من ز چشم مست دگریست
شماره ۳۵ - در عشق تو، خون، چشم تر من نگذاشت
شماره ۳۶ - آن مه که به لب چشمة کوثر دارد
شماره ۳۷ - هر کس که چو من سری به دردش دارد
شماره ۳۸ - مرگم ز ره هلاک برمیدارد
شماره ۳۹ - در فکر شبم تا به سحر خواب نبرد
شماره ۴۰ - چون برق نگاه تو به من میتازد
شماره ۴۱ - زرگر پسری که حسن ازو مینازد
شماره ۴۲ - وصل است متاعی که به دیدن نرسد
شماره ۴۳ - دیده به وصال جز به دیدن نرسد
شماره ۴۴ - هر گاه که آن زهره جبین میرقصد
شماره ۴۵ - ترک هوسات خام میباید کرد
شماره ۴۶ - تب رو به من از غایت بیشرمی کرد
شماره ۴۷ - دنیا آن به که خواجه پاکش بخورد
شماره ۴۸ - در روی تو کافتاب انور آمد
شماره ۴۹ - صد شکر که آن دُر به عدن باز آمد
شماره ۵۰ - چشمان تو در فتنهگری یکدلهاند
شماره ۵۱ - ای خواجه تو میروی و دنیا ماند
شماره ۵۲ - آنانکه رهی به عالم دل دارند
شماره ۵۳ - هر دل که هوای عالم راز کند
شماره ۵۴ - خورشید چو ذرّه آرزوی تو کند
شماره ۵۵ - گر دل ز فروغ عشق پیرایه کند
شماره ۵۶ - آمد به من از تو مصرعی چند بلند
شماره ۵۷ - آنانکه خدا را به نظر میدانند
شماره ۵۸ - هر دل که به اسرار جلی گرم بود
شماره ۵۹ - تا مرد مجرّد از من و ما نبود
شماره ۶۰ - با خلق جهان غیر نزاعی نبود
شماره ۶۱ - در عهد تو حسن را زکاتی نبود
شماره ۶۲ - گر مشکل حشر بر تو مفتوح شود
شماره ۶۳ - چون جبههاش از ناز گرهگیر شود
شماره ۶۴ - سعی تو کلید قفل مشکل نشود
شماره ۶۵ - تا از سر مرد عقل بیرون نشود
شماره ۶۶ - در کفر و در اسلام دری باز نبود
شماره ۶۷ - خود را با ما چو دیده بستیم نمود
شماره ۶۸ - تا نیش زبانم رگ اندیشه گشود
شماره ۶۹ - در دل هیچم ز خیر و شر درناید
شماره ۷۰ - دورم افکند چرخ اگر زان خورشید
شماره ۷۱ - دیروز که آن شکر لب از ما رنجید
شماره ۷۲ - تا پا سر زلفت از سر دوش کشید
شماره ۷۳ - گر بیعمل از علم کسی بهره ندید
شماره ۷۴ - آنرا که خبر ز عالم راز رسید
شماره ۷۵ - گر زانکه ز گفتگوی درس اسرار
شماره ۷۶ - در آرزوی وصال آن خوشرفتار
شماره ۷۷ - در کشور فضل کرده یزدانت صدر
شماره ۷۸ - دورم ز تو ای نگار خاکم بر سر
شماره ۷۹ - در سایة سرو قدت ای مایة ناز
شماره ۸۰ - فیاض ترا لاف حرامست هنوز
شماره ۸۱ - تا چند ز کس تاب جفا آرد کس
شماره ۸۲ - نوروز شد و شکفت گلزار هوس
شماره ۸۳ - ای غنچه چه دلتنگ نشینی خوش باش
شماره ۸۴ - جانا چو گل شکفته بیشرم مباش
شماره ۸۵ - شرعست سپهری که نیابی خطرش
شماره ۸۶ - آن شب که رسول ما سفر کرد به عرش
شماره ۸۷ - دل یافت حیات ابد از خدمت فیض
شماره ۸۸ - فیّاض شدم ز وضع یاران دلتنگ
شماره ۸۹ - هر چند که کعبه راست فضلی کامل
شماره ۹۰ - آن خاتم انبیا نبّی مرسل
شماره ۹۱ - ای گل شده بیرخ نکویت بدنام
شماره ۹۲ - بیمارم و آن نیم که یک جا افتم
شماره ۹۳ - مشهور به عشق تو ستمگر گشتم
شماره ۹۴ - هر چند که دور از درت میگردم
شماره ۹۵ - آخر ترک تو بیوفا دل کردم
شماره ۹۶ - صد شکر که آهوی ترا صید شدم
شماره ۹۷ - تا داغ غم عشق تو بر جان دارم
شماره ۹۸ - امروز به روی کار آبی دارم
شماره ۹۹ - کی جانب هند روی نیکو آرم
شماره ۱۰۰ - سرگشتة اوّلم به آخر نرسم
شماره ۱۰۱ - بینم چو وفا ز بیوفایی ترسم
شماره ۱۰۲ - از مکرِ خرد ز حد فزون میترسم
شماره ۱۰۳ - هر لحظه دُری نهد در آغوشم چشم
شماره ۱۰۴ - چشم سیه یار نپرسی حالم؟
شماره ۱۰۵ - غم نیست گر از درد غم افتاده شوم
شماره ۱۰۶ - من داغ علی به هیچ مرهم ندهم
شماره ۱۰۷ - ما بر در دوست بیدلایل رفتیم
شماره ۱۰۸ - دل را ز می عشق تو بیهش کردیم
شماره ۱۰۹ - بر فرق، کلاهِ خاک راهی داریم
شماره ۱۱۰ - با راه صواب از خطا میگردیم
شماره ۱۱۱ - ما خاک وجود خویش را زر نکنیم
شماره ۱۱۲ - عمری شده تا ز خیل مهجورانیم
شماره ۱۱۳ - رمزی ز قضا و قدرت میگویم
شماره ۱۱۴ - گاهی ز نبی گه ز ولی میگویم
شماره ۱۱۵ - وقت است که ترک پیر و استاد دهیم
شماره ۱۱۶ - هر چند کنی ز چرخ و انجم برهان
شماره ۱۱۷ - یارب کشتم به وصل حاصل برسان
شماره ۱۱۸ - اکنون که شد از عید گلستان خندان
شماره ۱۱۹ - اسرار نهان فاش نباید گفتن
شماره ۱۲۰ - بیذوق نشاید ره معنی رفتن
شماره ۱۲۱ - بیشرع ره خدا نشاید رفتن
شماره ۱۲۲ - جز مدح علی نمیتوانم گفتن
شماره ۱۲۳ - چون سنگ ستم پیشه کند دل خستن
شماره ۱۲۴ - در شوره زمین تاک نشاید کشتن
شماره ۱۲۵ - باید به لباس نیستی هست شدن
شماره ۱۲۶ - تا چند به فکر خودپرستی بودن!
شماره ۱۲۷ - آن شاخ گل ارچه هست پنهان ز چمن
شماره ۱۲۸ - فیّاض ز عقل سر به مستی بَر کُن
شماره ۱۲۹ - چون عقل قبولم نکند دردم من
شماره ۱۳۰ - ای عشق بیا که سخت بیدردم من
شماره ۱۳۱ - یک ره سوی دل که لوح جانست ببین
شماره ۱۳۲ - گر سایه نداشت همره آن شمع یقین
شماره ۱۳۳ - دنیا گردیست بر رخ شاهد دین
شماره ۱۳۴ - دامن ز تعلقات دنیا برچین
شماره ۱۳۵ - هر چند نیارم آمدن در بر تو
شماره ۱۳۶ - نوروز شد و یار به من بست گرو
شماره ۱۳۷ - ای دوست که با چهرة زردیم از تو
شماره ۱۳۸ - کردم برِ نامحرم اگر داد از تو
شماره ۱۳۹ - از پیش من ای ماه جهان گرد مرو
شماره ۱۴۰ - دلگیر بود نالة بلبل بیتو
شماره ۱۴۱ - هستی همه گر چه هست از فیض اله
شماره ۱۴۲ - یارب نفس گرم ثنا سنجم ده
شماره ۱۴۳ - دنیا چاهی است نزد دانا بیته
شماره ۱۴۴ - آمد سر زلف بند بند افکنده
شماره ۱۴۵ - یارب گرة غفلتم از دل بگشای
شماره ۱۴۶ - رفتی رفتی ز پیشم ای جان رفتی
شماره ۱۴۷ - هر دل که نداشت نور دانشمندی
شماره ۱۴۸ - ای آنکه دو لب به نشئة مل داری
شماره ۱۴۹ - لطف و کرم و طبع وفاجو داری
شماره ۱۵۰ - تا کی فیّاض ترک مستی تا کی!
شماره ۱۵۱ - تا کی هدف بوده و نابوده شوی
شماره ۱۵۲ - ای آنکه به چهره کمتر از باغ نیی