فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۹۴ - آن را که غمت ز در براند
آن را که غمت ز در براند
فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۵۴ - لبی کز نازکی بار تبسم بر نمی‌تابد
لبی کز نازکی بار تبسم بر نمی‌تابد
سعدی : قطعات
شماره ۵۶ - آن را که تو دست پیش داری
آن را که تو دست پیش داری
ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۸۸ - دوش بدرالدوله را بوس از جبین برداشتم
دوش بدرالدوله را بوس از جبین برداشتم
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۹۳ - ز فیض باده شود پیکر ضعیف شگرف
ز فیض باده شود پیکر ضعیف شگرف
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۹۲ - کو صبر کز صبوری، تاب جفا بیارم؟
کو صبر کز صبوری، تاب جفا بیارم؟
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۶۷ - ای حسن تو بگرفته ز خوبان جهان باج
ای حسن تو بگرفته ز خوبان جهان باج
مولانا خالد نقشبندی : غزلیات
غزل ۴۱ - الا ای جامه صبر از غمت چاک
الا ای جامه صبر از غمت چاک
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۵۲ - ز خط گلعذاران است سودایی دماغ من
ز خط گلعذاران است سودایی دماغ من
جامی : دفتر اول
بخش ۹۹ - در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حجاب شود و خواطر پراکنده مستولی گردد به تأمل و تدبر در تفاصیل معانی بر وجهی که موافق شرع و سنت و مطابق اشارت کبراء امت باشد دفع آن خواطر بکند و در مذمت آنان که نه به این طریق در معانی آن غور کنند
بار دیگر چو برد حضرت شاه
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۷۹ - خاک راهیم و غبار ما چو آب گوهر است
خاک راهیم و غبار ما چو آب گوهر است
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۹۱ - آتبین و طیهور در نخچیرگاه
چو ده روز بگذشت طیهور شاه
همام تبریزی : غزلیات
شماره ۱۹۱ - خجسته زمانی و خوش روزگاری
خجسته زمانی و خوش روزگاری
ابوالفضل بیهقی : مجلد هشتم
بخش ۲۳ - گذشته شدن بوقی پاسبان
و با کالیجار و جمله گرگانیان خان و مانها بگذاشته بودند پر نعمت و ساخته‌ سوی ساری برفته و انوشیروان‌ پسر منوچهر را با خویشتن ببرده با اعیان و مقدّمان چون شهر آگیم‌ و مردآویز و دیگر گردنان‌ که با کالیجار با ایشان درمانده بود. دیگر روز که امیر مسعود، رضی اللّه عنه، آمد، جمله مقدّمان عرب با جمله خیلها- و گفتند چهار هزار سوار است- بدرگاه آمدند و امیر ایشان را بنواخت و مقدّمان را خلعتها داد و همه قوّت گرگانیان این عرب‌ بودند، و بر درگاه بماندند و اینک بقایای ایشان است اینجا . و با کالیجار گفتند این کار را غنیمت داشت که در تحکّم‌ و اقتراحات‌ ایشان مانده بود.
ملک‌الشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
گفتار هفتم در سیاست و شرط ریاست
آنچه اکنون سیاستش خوانی
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۴۲۸ - دلم بربود شیرینی نگاری سرو سیمینی
دلم بربود شیرینی نگاری سرو سیمینی
امیر پازواری : چهاربیتی‌ها
شماره ۱۲۱ - دوست نامسلمون دارنه کافر دین
دوست نامسلمون دارنه کافر دین
سعدی : مراثی
ذکر وفات امیرفخرالدین ابی‌بکر طاب ثراه
وجود عاریتی دل درو نشاید بست
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۱۵ - رنگ بیدار شدن، گل نکند از بختم
رنگ بیدار شدن، گل نکند از بختم
شاطرعباس صبوحی : غزلیات
بهانه
دلبر به من رسید و جفا را بهانه کرد