نجم‌الدین رازی : رسالهٔ عشق و عقل (معیار الصدق فی مصداق العشق)
بخش ۵ - فصل
چون بر حقائق آن اسرار که شرح داده شد اندک وقوفی افتد عاقل صاحب بصیرت منصف را محقّق شود که عقل درین بارگاه بر کار کردهٔ دیگرست چون دیگر عوامل او را قسمی از اقسام موجودات بلکه همه موجودات است و از تمویهات و هذیانات و ترّهات سرگشته گم گشته محترز باشد و بخاطر عزیز خود خیالات و شبهات راه ندهد که جمعی از ایشان گفتند بتلقین شیطان که عقل و عاقل و معقول هر سه یکی است و بدان باری تعالی خواستند لفظ عقل از اسماء مشترکه است که بدین لفظ هر طایفه حقیقتی دیگر می خواهند چنانکه بعضی از زنادقهٔ فلاسفه لفظ عقل ایراد می کنند و بدان خداوند تعالی می خواهند کفری بدین صریحی که او را بنامی می خوانند که او و انبیاء او ذات او را جلّ جلاله بدان نام نخوانده اند.
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
بیا ساقی بگردان جام می را
بیا ساقی بگردان جام می را
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۶۱۶ - آراسته آمد و چه آراستنی
آراسته آمد و چه آراستنی
ادیب صابر : قصاید
شماره ۸۰ - نبید روشن و آواز رود و روی چو ماه
نبید روشن و آواز رود و روی چو ماه
آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۸۶ - جانم، از جانان حکایت میکند
جانم، از جانان حکایت میکند
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۸۲ - عقد بیست و پنجم در فتوت که بار خود از گردن خلق نهادن است و زیر بار خلق ایستادن
ای که از طبع فرومایه خویش
شاطرعباس صبوحی : غزلیات
گرفتاران
پدر، خواهد ببرّد زلفکان چون کمندش را
میرزاده عشقی : نوروزی نامه
بخش ۷ - دفاع از نوروزی نامه
ندارم شکوه ای از عشق، در دل آتشی دارم
اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۴۲ - مدح ارسلان بن طغرل
چیست از احسان که خورشید کرم با من نکرد
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۵۹۶ - سودای سر بی سر و سامان یک سو
سودای سر بی سر و سامان یک سو
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۴۶ - شب و روز می بنالم ز جفای چشم مستت
شب و روز می بنالم ز جفای چشم مستت
سعدی : غزلیات
غزل ۱۵ - هر که هر بامداد پیش کسیست
هر که هر بامداد پیش کسیست
عمعق بخاری : مقطعات و اشعار پراکنده
شماره ۲۱ - سیمرغ وقت بود، ولیکن ز پنچ مرغ
سیمرغ وقت بود، ولیکن ز پنچ مرغ
امیر پازواری : دوبیتی‌ها
شماره ۲۷۳ - اَرْ تَختِ سُلَیْمُونْ به منْ هادنْ جایی،
اَرْ تَختِ سُلَیْمُونْ به منْ هادنْ جایی،
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۴۵۹ - کجا رفتی ز آغوش تماشا ای نگار من
کجا رفتی ز آغوش تماشا ای نگار من
حمیدالدین بلخی : مقامات حمیدی
المقامة الثامنة عشر - فی الفقه
حکایت کرد مرا دوستی که در ولا قدمی داشت و در رضا دمی، در اخوت کیلی و صاعی و در فتوت ذیلی و ذراعی که وقتی بحکم اقتباس فواید و اختلاس زواید خواستم که بصاحت نحلتی رحلت کنم و با اهل اهتداء اقتداء جویم و از افواه رجال دقایق حلال و حرام بیاموزم.
ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۵۶ - ابوعلی محمّدبن عبدالوهّاب الثَقَفی
و ازین طایفه بود ابوعلی محمّدبن عبدالوهّاب الثَقَفی امام وقت بود و صحبت ابوحفص کرده بود و آنِ حَمْدون قصّار و تصوّف به وی آشکار شد بنشابور و وفاة او اندر سنه ثمان و عشرین و ثلثمایه بود.
مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۵۸ - شکرست که جان لطف بر جای بماند
شکرست که جان لطف بر جای بماند
ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۳۳ - آمدن سلطان مسعود به بلخ
و هم درین راه بمرو الرّود خواجه حسن، ادام اللّه سلامته، کدخدای‌ امیر محمّد بدرگاه رسید و از گوزگانان میآمد و خزانه بقلعت شادیاخ‌ نهاده بود بحکم فرمان امیر مسعود و بمعتمد او سپرده تا به غزنین برده آید، و درین باب تقرّبی و خدمتی نیکو کرده؛ چون پیش آمد با نثاری تمام‌ و هدیه‌یی بافراط و رسم خدمت‌ را بجای آورد، امیر وی را بنواخت و نیکویی گفت و براستی و امانت بستود. و همه ارکان و اعیان دولت او را بپسندیدند بدان راستی و امانت و خدمت که کرد در معنی آن خزانه بزرگ که چون دانست که کار خداوندش ببود، دل در آن مال نبست و خویشتن را بدست شیطان نداد و راه راست و حق گرفت که مرد با خرد تمام بود گرم و سرد چشیده‌ و کتب خوانده‌ و عواقب را بدانسته، تا لاجرم‌ جاهش بر جای بماند.
غبار همدانی : غزلیات
شماره ۸۳ - چندانکه جهد کردم با زهد و پاسایی
چندانکه جهد کردم با زهد و پاسایی