سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۰۴ - خبر بگیر ز احوال خضر در کویش
خبر بگیر ز احوال خضر در کویش
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۷۶۶ - نوریست که آن نور به آن نور توان دید
نوریست که آن نور به آن نور توان دید
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۵۲ - گرم خوانی ورم رانی ته دانی
گرم خوانی ورم رانی ته دانی
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۸۶ - هرکس کسکی دارد و هرکس یاری
هرکس کسکی دارد و هرکس یاری
عطار نیشابوری : بخش دوازدهم
الحكایة و التمثیل
پادشاهی دختری دلبند داشت
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۵۶۰ - نیست ممکن واژگونیهای طالع بیش ازین
نیست ممکن واژگونیهای طالع بیش ازین
عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی ۱۰۰ - مردیم که آه ما دل شب نگزد
مردیم که آه ما دل شب نگزد
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۷۲۶ - هر که بر خاک راه او افتاد
هر که بر خاک راه او افتاد
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۵۲۳ - عین دریائیم و ما را موج دریا می کشد
عین دریائیم و ما را موج دریا می کشد
کمال‌الدین اسماعیل : ترکیبات
شمارهٔ ۱۲ - و قال ایضاً فی مرثیة الصّدر السّعید جلال الاسلام طاب مثواه
دل بر احوال روزگار منه
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۷۰ - بنده را با تو دوستداری خوست
بنده را با تو دوستداری خوست
عطار نیشابوری : وصلت نامه
وله ایضاً
از سر تو هر که با نشان خواهد بود
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۲۴ - پیوسته تو را به صد هوا می طلبم
پیوسته تو را به صد هوا می طلبم
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۷۲ - دیدهٔ ما چو روی او بیند
دیدهٔ ما چو روی او بیند
قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۵۴ - در مدح ابوالیسر سپهدار اران
هرکه او را میل خاطر سوی ارزانی بود
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۷۴ - ناله ای گیراتر از چنگ عقابم داده اند
ناله ای گیراتر از چنگ عقابم داده اند
اوحدی مراغه‌ای : رباعیات
رباعی ۶۸ - خالی که رخ تو آشکارش پرورد
خالی که رخ تو آشکارش پرورد
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۱۲ - در بیان آنکه هر که ولی خداست راستین او را خودی نماند و پیش از مرگ ضروری که آن مرگ بیخبران و عوام است پیش عظمت خدای تعالی مرد و تمام نیست گشت، بامر موتوا قبل ان تموتوا از خدا هست شد زندگی یافت، اینچنین ذاتی نمیرد و تا ابد باقی باشد زیرا هستی مردارش در نمکلان وصال پاک گشت و سر بسر نمک شد همه عالم مرید چنین شیخ باشند اگر دانند و اگر ندانند زیرا خوشیهای عالم همه از پرتو اوست. همچنانکه زراندود هم از کان زر باشد هر که بزر اندود روی آرد از زرروی نگردانیده است بلکه روز و شب روی بزر دارد و ساجد و عابد زر است لیکن زر اینجا مستعار است عاقبت نخواهد ماندن پس خدای را بوجهی بندگی میکند که بخدا نرسد. بر این تقدیر معلوم میشود که همه عالم مرید شیخ‌اند و بهر سوی که رو میکند بشیخ رو میکنند و شیخ را می
هر چه اندر جهان خوشت آید
مولوی : دفتر سوم
بخش ۲۱۹ - تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متی
گفت پیغامبر که معراج مرا
رشیدالدین میبدی : ۲۲- سورة الحجّ- مدنیّة
۳ - النوبة الثانیة
قوله: «وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِیمَ مَکانَ الْبَیْتِ» اى و اذکر یا محمّد کیف کان بدؤا بناء البیت، و قیل فیه مضمر تقدیره، و اوحینا اذ بوّأنا لإبراهیم مکان البیت. «أَنْ لا تُشْرِکْ»، یقال تبوء الرّجل منزلا اتّخذه و بوّأه غیره منزلا اعطاه و اصله باء اذا رجع و بوّأته جعلت له منزلا یرجع الیه، و اللّام فى الإبرهیم زیادة لقوله: «بَوَّأْنا بَنِی إِسْرائِیلَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِینَ»، و المبوّأ و المباة، المنزل، «مَکانَ الْبَیْتِ» اصل شرف البیت شرف مکانه الّذى بنى فیه فانّه حرم الى الارض السابعة، قیل انّما ذکر مکان البیت لانّ الکعبة رفعت الى السماء زمن الطوفان، ثم لمّا امر اللَّه تعالى ابرهیم ببناء البیت لم یدر این یبنى، فبعث اللَّه تعالى ریحا یقال له الحجوج فى صورة حیّة لها رأس و جناحان فکنست لإبراهیم ما حول الکعبة عن اساس البیت الاوّل الذى بناه آدم (ع). و قال الکلبى: بعث اللَّه سحابة بقدر البیت فقامت بحیال البیت و فیها رأس یتکلم یا ابرهیم این على قدرى فبنى علیه. «أَنْ لا تُشْرِکْ بِی شَیْئاً» اى عهدنا الیه و امرناه ان لا تشرک بی شیئا، قیل تأویله انصب البیت قبلة للمصلّین الّذین لا یسجدون الّا اللَّه، «وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ» عن الاصنام و عبادة الاوثان، و ذلک انّ المشرکین کانوا یضعون الاصنام و یعلّقونها فى البیت، و قیل کانوا یذبحون باسم الاصنام و یلطخون البیت بدمائها کما تلطخ المساجد بالخلوق، و قیل طهّر بیتى من الاقذار و ان یجرى فیه ما یجرى فى سائر البیوت، «لِلطَّائِفِینَ» الّذین یطوفون بالبیت، «وَ الْقائِمِینَ» اى المقیمین فیه، و قیل القائمین، «وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ» یعنى المصلّین فانّ الصّلاة قیام و رکوع و سجود، الرّکّع جمع راکع و السّجود جمع ساجد و لم یذکر الواو بین الرّکّع و السّجود و ذکر بین القیام و بین الرّکوع لانّ الصّلاة قاعدا جائزة و لا تجوز بغیر الرکوع و السّجود. سخن در بناء کعبه مقدسه و اختلاف احوال آن از ابتداء آفرینش خلق تا بروزگار آخر در سورة البقرة مستوفى گفته‏ایم کسى که خواهد تا بداند کیفیت و قصّه آن آنجا مطالعه کند.