جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۴۳ - به باغ شد دل من صبحدم به گل چیدن
به باغ شد دل من صبحدم به گل چیدن
امیر پازواری : دوبیتی‌ها
شماره ۱۷۵ - الهی تنه رو بکشه شماله
الهی تنه رو بکشه شماله
ادیب الممالک : قصاید
شماره ۷۰ - دی در هوای صحبت یاران غمگسار
دی در هوای صحبت یاران غمگسار
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۷۷ - ساقی بریز باده ی صافی به ساغرم
ساقی بریز باده ی صافی به ساغرم
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۱۰ - آید صدای نالهٔ دل از نگاه ما
آید صدای نالهٔ دل از نگاه ما
بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۸۱ - از جور گلرخان دل من خوار و زار شد
از جور گلرخان دل من خوار و زار شد
ترانه های کودکانه : بخش اول
خونه ی مادربزرگه
خونه ی مادربزرگه هزار تا قصه داره
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۴۳۷ - عشق تو چراغ دل هر خام نگردد
عشق تو چراغ دل هر خام نگردد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۸۲ - بی حاصلی که تربیت بید می کند
بی حاصلی که تربیت بید می کند
میرداماد : رباعیات
شماره ۳۲۰ - سر گشتگی دور زمان یعنی چه
سر گشتگی دور زمان یعنی چه
اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۱۰۳ - یک حاجت بی دلی روا می نکنند
یک حاجت بی دلی روا می نکنند
ادیب صابر : رباعیات
شماره ۵۳ - آن باده که من کشیدم از جام فراق
آن باده که من کشیدم از جام فراق
محمد کوسج : برزونامه (بخش کهن)
بخش ۱۹ - گفتار در گرفتار شدن طوس به دست سوسن رامشگر
چو طوس آمد از نزد گردان به در
اسدی توسی : گرشاسپ‌نامه
شگفتی جزیرۀ رونده
کُـــهـــی بــُد هــمــان جــا بــه دریــا کــنــار
یغمای جندقی : غزلیات ناتمام
شماره ۶ - جهان و آنچه اندرو یکسریکی ...خوانستی
جهان و آنچه اندرو یکسریکی ...خوانستی
ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواری‌ها
شمارهٔ ۹۶ - تاب آفتاب
گفت سکینه غمم حساب ندارد
غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴ - شکست رنگ تا رسوا نسازد بی قراران را
شکست رنگ تا رسوا نسازد بی قراران را
صفی علیشاه : غزلیات
شماره ۲۹ - در عشق تو آن بهره که حاصل شود آخر
در عشق تو آن بهره که حاصل شود آخر
یغمای جندقی : بخش دوم
شماره ۸ - رسید همایون نامه سرکاری بزم دوستان را مشک به خرمن و گوهر به دامن ریخت. نوید تندر
رسید همایون نامه سرکاری بزم دوستان را مشک به خرمن و گوهر به دامن ریخت. نوید تندرستی کلید درهای امید گشت، جان به مژده در آستین و پیشانی به ستایش و سپاس یزدانی به آستان نهادم. پرسش و روزگار دوران نزدیک و بریدگان پیوسته فرموده ای، پیداست روز آنکه جدا ماند و با رنج شکیب سوز تنهائی آشنا چگونه و چون خواهد بود؟ آن مایه هست و بود که دریافت دیدار جان افزای یار از بار خدا جوئیم هست، و پس آسیب گسستگی که با غوغای رستاخیزش پیوستگی هاست تیماری نیست. ندانم این شب دیر انجام را کی بامداد خواهد رست و این بست گران نشست را که با مرگ ناگهانی دامن به دامن بسته از کجا گشاد خواهد زاد.
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۵۷ - ای چرخ بر آتشم نهی همچو سپند
ای چرخ بر آتشم نهی همچو سپند