صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۷۲ - دل را به آتش نفس گرم آب کن
دل را به آتش نفس گرم آب کن
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۲۶۶ - هیچ کس را دل نمی‌سوزد به درد ما، مگر
هیچ کس را دل نمی‌سوزد به درد ما، مگر
ترانه های کودکانه : بخش اول
باز باران با ترانه
باز باران با ترانه
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۸۱ - در بیان آنکه شمس الدین و شیخ صلاح الدین و چلبی حسام الدین قدس اللّه سرهم که خلفای حضرت مولانا قدسنا اللّه بسره العزیز بودند در ولایت و بزرگی و علوم مشهور نبودند از تقریر ولد همچون مولانا شهرت گرفتند و مشهور شدند اگرچه ولایت و بزرگی ایشان عظیم پنهان بود چون آفتاب ظاهر گشت
گرچه بدوالدش قوی مشهور
امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۲۱ - خبر یافتن شیرین از عقد کردن خسرو شکر را و به صحرا رفتن و ملاقاتش با فرهاد
خبر شد چون به شیرین مشوش
عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۶۲ - در مدح سلطان محمود غزنوی گوید
بفال نیک و بفرخنده روزگار ، جهان
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۴۸ - جز غم چو نیست حاصل ایام چون کنم
جز غم چو نیست حاصل ایام چون کنم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۷۱ - سرو این چنین ز شرم تو گر آب می شود
سرو این چنین ز شرم تو گر آب می شود
ملا احمد نراقی : باب چهارم
در صدد انتقام بودن و مذمت آن
صفت دهم در صدد انتقام بودن است و مذمت آن، یعنی کسی که بدی با او کند او نیز در صدد بدی کردن به مثل آنچه او کرده است یا بالاتر برآید، اگر چه شرعا حرام باشد، مانند: مکافات غیبت به غیبت، و فحش به فحش، و بهتان به بهتان و همچنین غیر اینها از افعال محرمه و شکی نیست در حرمت آن نیست رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که «اگر مردی تو را سرزنش کند به عیبی که در تو هست، تو سرزنش مکن او را به آنچه در اوست» و نیز فرمودند «دو نفر که یکدیگر را دشنام می دهند دو شیطان اند که همدیگر را می درند» «روزی در مجلس حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم شخصی به یکی از صحابه دشنام داد، و او ساکت بود، بعد از آن، او نیز شروع کرد به تلافی آن حضرت برخاستند و فرمودند که فرشته از جانب تو جواب می داد و چون خود به سخن آمدی فرشته رفت و شیطان آمد، و در مجلسی که شیطان در آن است من نمی نشینم» پس بر مرد دیندار لازم است که هرگاه از کسی نسبت به او ظلمی صادر شود در گفتار یا کردار، اگر از شریعت مقدسه جزائی و انتقامی به جهت آن مقرر است به آن اکتفا کند و از آن تعدی نکند، اگر چه بهتر آن است که از آن نیز چشم بپوشد و از آن شخص عفو کند و اگر در شرع، جزاء معینی به جهت آن نرسیده است، پا از دایره شرع بیرون ننهد و اگر سخنی بگوید، سخنی باشد که حرام نباشد، مثل اینکه در مقابل کسی که او را مذمت کند یا دشنام دهد و مانند آن از چیزهائی که در شرع مکافاتی ندارد همین قدر گوید که ای بی حیا، و ای بد خلق، و ای بی آبرو، و ای بی شرم «اگر این صفات را داشته باشد» یا بگوید خدا جزای تو را بدهد، یا خدا از تو انتقام کشد، یا تو کیستی که من جواب تو را گویم، یا ای جاهل، و ای احمق و این دروغ نیست، زیرا که هیچ کس از جهل و حمق خالی نیست همچنان که مروی است که «مردم همه در شناختن ذات خدا احمق اند» و بهتر این است که زبان به اینها نیز نگشاید و حواله آن را به رب الارباب نماید، زیرا که بعد از شروع در جواب، خود را نگاهداشتن مشکل است و اکثر مردم در وقت غضب از ضبط خود عاجزند بلی اگر مقامی باشد که اگر مطلقا متعرض نشود به بی غیرتی و بی حمیتی منجر شود، با حلم و حوصله و موافقت شریعت مقدسه، مکافات نماید و چون فی الجمله مکافات نمود زود راضی شود.
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۹۰ - هر روز بود تو را جفایی نو نو
هر روز بود تو را جفایی نو نو
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۰۴ - بت پرستی گرفته ایم همه
بت پرستی گرفته ایم همه
غبار همدانی : غزلیات
شماره ۲۶ - بر مشامم بوی جانان میرسد
بر مشامم بوی جانان میرسد
امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۹۵ - ترجیح ملک هند به عقل از هوای خویش بر روم و بر عراق و خراسان و قندهار
هند چو فردوس شد از صحبت من
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۴۴ - شمع فانوس خیال آسمان پیداست کیست
شمع فانوس خیال آسمان پیداست کیست
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۶۳ - زین من و ما زندگی سیر فنایی کرد و رفت
زین من و ما زندگی سیر فنایی کرد و رفت
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۳۹ - این باز سیه پیسه نگر بی‌پر و چنگال
این باز سیه پیسه نگر بی‌پر و چنگال
مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۳۱ - چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی
چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی
انوری : رباعیات
رباعی ۴۸ - زلف تو از آن دم که دلم بربودست
زلف تو از آن دم که دلم بربودست
شاطرعباس صبوحی : غزلیات
گل شب‌بو
دلبرا بر روی ماهت این پریشان مو است داری
نهج البلاغه : خطبه ها
راه رستگارى
و من خطبة له عليه‌السلام و هي كلمة جامعة للعظة و الحكمة