سعدی : غزلیات
غزل ۵۸۹ - دل دیوانگیم هست و سر ناباکی
دل دیوانگیم هست و سر ناباکی خاقانی : غزلیات
غزل ۲۰۷ - عقل ما سلطان جان میخواندش
عقل ما سلطان جان میخواندش ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۸۹ - تا کی کنی گله که نه خوب است کار من
تا کی کنی گله که نه خوب است کار من صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۶۳ - زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد
زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۴۶ - در سر مستی گر از زانوی من بالین کنی
در سر مستی گر از زانوی من بالین کنی عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۸۱ - میآیم و بس چون خجلی میآیم
میآیم و بس چون خجلی میآیم وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۲۷ - دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد
دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۷۳ - ایضاً در منقبت شاه ولایت مآب حضرت ابو تراب علیه السلام
چون ماه رخت به خواب بینم قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۶۰ - ای خوش آن عالم که در وی راه پای غم نداشت
ای خوش آن عالم که در وی راه پای غم نداشت سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹ - ای پستهٔ دهانت شیرین و انگبین لب
ای پستهٔ دهانت شیرین و انگبین لب عطار نیشابوری : خسرونامه
عشرت كردن گل و خسرو باهم
شبی خوشتر ز نوروز جوانی نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۳ - ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی
ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۶۴ - مفتی شهر ما که آگه نیست
مفتی شهر ما که آگه نیست ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۲۷ - گشتن این گنبد نیلوفری
گشتن این گنبد نیلوفری میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۲۸۹ - نز خدایم میتوان بگریختن
نز خدایم میتوان بگریختن خاقانی : غزلیات
غزل ۱۸۶ - در خوشاب را لبت سخت خوش آب میدهد
در خوشاب را لبت سخت خوش آب میدهد باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۶۹ - در جستن جام جم ز کوته نظری
در جستن جام جم ز کوته نظری جامی : سبحةالابرار
بخش ۱۱۵ - عقد سی و ششم در نیکخواهی ارکان دولت که در میان پادشاه و رعایا رابطه اند و در وصول آثار عدل و ظلم واسطه
ای می قرب شهت برده ز دست رشیدالدین میبدی : ۹۲- سورة اللیل- مکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم من لم تتعطّر القلوب الّا بنسیم اقباله، و لم تتفطّر الدّموع الّا للوعة فراقه او روح وصاله، فدموعهم على الحالتین منسکبة و قلوبهم فی عموم احوالهم ملتهبة، و عقولهم فی غالب اوقاتهم منتهبة. محتشم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۱۰۸ - وله ایضا
زین الانام خواجه قلیخان که جد او
غزل ۵۸۹ - دل دیوانگیم هست و سر ناباکی
دل دیوانگیم هست و سر ناباکی خاقانی : غزلیات
غزل ۲۰۷ - عقل ما سلطان جان میخواندش
عقل ما سلطان جان میخواندش ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۸۹ - تا کی کنی گله که نه خوب است کار من
تا کی کنی گله که نه خوب است کار من صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۶۳ - زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد
زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۴۶ - در سر مستی گر از زانوی من بالین کنی
در سر مستی گر از زانوی من بالین کنی عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۸۱ - میآیم و بس چون خجلی میآیم
میآیم و بس چون خجلی میآیم وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۲۷ - دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد
دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد محیط قمی : هفت شهر عشق
شمارهٔ ۷۳ - ایضاً در منقبت شاه ولایت مآب حضرت ابو تراب علیه السلام
چون ماه رخت به خواب بینم قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۶۰ - ای خوش آن عالم که در وی راه پای غم نداشت
ای خوش آن عالم که در وی راه پای غم نداشت سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹ - ای پستهٔ دهانت شیرین و انگبین لب
ای پستهٔ دهانت شیرین و انگبین لب عطار نیشابوری : خسرونامه
عشرت كردن گل و خسرو باهم
شبی خوشتر ز نوروز جوانی نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۳ - ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی
ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۶۴ - مفتی شهر ما که آگه نیست
مفتی شهر ما که آگه نیست ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۲۷ - گشتن این گنبد نیلوفری
گشتن این گنبد نیلوفری میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شماره ۲۸۹ - نز خدایم میتوان بگریختن
نز خدایم میتوان بگریختن خاقانی : غزلیات
غزل ۱۸۶ - در خوشاب را لبت سخت خوش آب میدهد
در خوشاب را لبت سخت خوش آب میدهد باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۶۹ - در جستن جام جم ز کوته نظری
در جستن جام جم ز کوته نظری جامی : سبحةالابرار
بخش ۱۱۵ - عقد سی و ششم در نیکخواهی ارکان دولت که در میان پادشاه و رعایا رابطه اند و در وصول آثار عدل و ظلم واسطه
ای می قرب شهت برده ز دست رشیدالدین میبدی : ۹۲- سورة اللیل- مکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم من لم تتعطّر القلوب الّا بنسیم اقباله، و لم تتفطّر الدّموع الّا للوعة فراقه او روح وصاله، فدموعهم على الحالتین منسکبة و قلوبهم فی عموم احوالهم ملتهبة، و عقولهم فی غالب اوقاتهم منتهبة. محتشم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۱۰۸ - وله ایضا
زین الانام خواجه قلیخان که جد او