فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۳۶ - تیره شد در چشمم از دنیا بدر باید شدن
تیره شد در چشمم از دنیا بدر باید شدن
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۵۸۸ - خیز ای کمند آه و در زلف او درآویز
خیز ای کمند آه و در زلف او درآویز
حافظ : غزلیات
غزل ۱۷۷ - نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۵۹۰ - از جهان هرکه چو ما خرقه بدوشان گذرد
از جهان هرکه چو ما خرقه بدوشان گذرد
جلال عضد : مفردات
شماره ۱ - چنان با غم عشق خو کرد دل
چنان با غم عشق خو کرد دل
مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۳۵ - نه کار به آب دیده بر می آید
نه کار به آب دیده بر می آید
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۵۱ - زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۳۱ - ای دل بی جرم زندانی، تو در بندی هنوز
ای دل بی جرم زندانی، تو در بندی هنوز
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۶ - هر که چون خر فتنهٔ خواب و خور است
هر که چون خر فتنهٔ خواب و خور است
عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۷۶ - هر آنجا که پاره شد از در درون
هر آنجا که پاره شد از در درون
حافظ : غزلیات
غزل ۱۵۸ - من و انکار شراب این چه حکایت باشد
من و انکار شراب این چه حکایت باشد
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۲۹ - تا گل از ابر، آب حیوان یافت
تا گل از ابر، آب حیوان یافت
امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۴۱ - ای زاتش سودای تو داغم بر داغ
ای زاتش سودای تو داغم بر داغ
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۹ - می نماید پایکوبان دار را منصور ما
می نماید پایکوبان دار را منصور ما
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۵۴ - دل ماند بی‌حس و غمت افشانده بال رفت
دل ماند بی‌حس و غمت افشانده بال رفت
نهج البلاغه : حکمت ها
ارتباط ظاهر و باطن انسان
وَ قَالَ عليه‌السلام مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلاَّ ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ
اوحدالدین کرمانی : رباعیات الحاقی
شماره ۵۸ - خود را به هوس مدار در پای دریغ
خود را به هوس مدار در پای دریغ
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۲۰ - دل رفت ز تن بیرون دلدار همان در دل
دل رفت ز تن بیرون دلدار همان در دل
رشیدالدین میبدی : ۷۶- سورة الانسان (الدهر)- مکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم جبّار توحّد فی آزاله بوصف جبروته و تفرّد فی آباده بنعت ملکوته. فازله ابده، و ابده ازله. جبروته ملکوته، و ملکوته جبروته. احدىّ الوصف، صمدىّ الذّات، سرمدىّ الصّفات، لا یشبهه کفو فی ذاته و صفاته. و لا یستفزّه لهو فی اثبات مصنوعاته و لا یعتریه سهو فی علمه و حکمته و لا یعترضه لغو فی قوله و کلمته فهو حکیم لا یلهو و علیم لا یسهو. و کریم یثبت و یمحوا، فالصّدق قوله، و الخلق خلقه و الملک ملکه.
ایرج میرزا : قطعه ها
مطایبه با مرحوم عبدالحسین آگاهی
نکویان را بباید آرزو داشت