صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۷۳ - سرد شد دست و دعا صبح به یک خندیدن
سرد شد دست و دعا صبح به یک خندیدن
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۵۶ - دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟
دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۱۶ - دی همایون خبری مژده دهانم دادند
دی همایون خبری مژده دهانم دادند
خاقانی : قطعات
شماره ۲۱۷ - خاقانیا به سائل اگر یک درم دهی
خاقانیا به سائل اگر یک درم دهی
سعیدا : غزلیات
شماره ۴۷۱ - به چوگانش اگر سر گو نمی کردم چه می کردم
به چوگانش اگر سر گو نمی کردم چه می کردم
نظامی عروضی : مقالت دوم: در ماهیت علم شعر و صلاحیت شاعر
بخش ۶ - حکایت چهار - فرخی سیستانی
فرخی از سیستان بود پسر جولوغ غلام امیر خلف بانو طبعی بغایت نیکو داشت و شعر خوش گفتی و چنگ تر زدی و خدمت دهقانی کردی از دهاقین سیستان و این دهقان او را هر سال دویست کیل پنج منی غله دادی و صد درم سیم نوحی، او را تمام بودی اما زنی خواست هم از موالی خلف و خرجش بیشتر افتاد و دبه و زنبیل درافزود فرخی بی برگ ماند و در سیستان کسی دیگر نبود مگر امراء ایشان فرخی قصه بدهقان برداشت که مرا خرج بیشتر شده است چه شود که دهقان از آنجا که کرم اوست غلهٔ من سیصد کیل کند و سیم صد و پنجاه درم تا مگر با خرج من برابر شود دهقان بر پشت قصه توقیع کرد که این قدر از تو دریغ نیست و افزون ازین را روی نیست فرخی چون بشنید مأیوس گشت و از صادر و وارد استخبار میکرد که در اطراف و اکناف عالم نشان ممدوحی شنود تا روی بدو آرد باشد که اصابتی یابد تا خبر کردند او را از امیر ابوالمظفر چغانی بچغانیان که این نوع را تربیت میکند و این جماعت را صله و جایزهٔ فاخر همی دهد و امروز از ملوک عصر و امراء وقت درین باب او را یار نیست قصیدهٔ بگفت و عزیمت آن جانب کرد
فردوسی : پادشاهی خسرو پرویز
بخش ۵۰ - ازآن پس چو خاقان به پردخت دل
ازآن پس چو خاقان به پردخت دل
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۳۰ - رفتیم و با غمت دل پر خون گذاشتیم
رفتیم و با غمت دل پر خون گذاشتیم
مولوی : غزلیات
غزل ۹۵ - زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۸۵ - گر درد کند پای تو ای حور نژاد
گر درد کند پای تو ای حور نژاد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۵۸ - گر کنی پنهان گهر را زیر دامان صدف
گر کنی پنهان گهر را زیر دامان صدف
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۲۹ - کو جهد که چون بوی‌ گل از هوش خود افتم
کو جهد که چون بوی‌ گل از هوش خود افتم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳۳ - زلفی که بر آن طرف بناگوش فتاده
زلفی که بر آن طرف بناگوش فتاده
ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۲۳۰ - خداوندا شنیدستم که چون یوسف به مصر اندر
خداوندا شنیدستم که چون یوسف به مصر اندر
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجا
بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجا
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۳۵ - به دل‌ گردی ز هستی یافتم از خویشتن رفتم
به دل‌ گردی ز هستی یافتم از خویشتن رفتم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۸۹ - در کاسه سپهر کند خاک گرد من
در کاسه سپهر کند خاک گرد من
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۰۸ - در عشق تو در هر دهنم افسانه
در عشق تو در هر دهنم افسانه
خاقانی : غزلیات
غزل ۱۶۶ - رخ به زلف سیاه می‌پوشد
رخ به زلف سیاه می‌پوشد
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۳۶ - تیره شد در چشمم از دنیا بدر باید شدن
تیره شد در چشمم از دنیا بدر باید شدن