اوحدالدین کرمانی : رباعیات الحاقی
شماره ۵۸ - خود را به هوس مدار در پای دریغ
خود را به هوس مدار در پای دریغ
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۲۰ - دل رفت ز تن بیرون دلدار همان در دل
دل رفت ز تن بیرون دلدار همان در دل
رشیدالدین میبدی : ۷۶- سورة الانسان (الدهر)- مکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم جبّار توحّد فی آزاله بوصف جبروته و تفرّد فی آباده بنعت ملکوته. فازله ابده، و ابده ازله. جبروته ملکوته، و ملکوته جبروته. احدىّ الوصف، صمدىّ الذّات، سرمدىّ الصّفات، لا یشبهه کفو فی ذاته و صفاته. و لا یستفزّه لهو فی اثبات مصنوعاته و لا یعتریه سهو فی علمه و حکمته و لا یعترضه لغو فی قوله و کلمته فهو حکیم لا یلهو و علیم لا یسهو. و کریم یثبت و یمحوا، فالصّدق قوله، و الخلق خلقه و الملک ملکه.
ایرج میرزا : قطعه ها
مطایبه با مرحوم عبدالحسین آگاهی
نکویان را بباید آرزو داشت
احمد شاملو : ابراهیم در آتش
ترانه تاریک
بر زمینه‌ی سُربی‌ صبح
احمد شاملو : ابراهیم در آتش
اشارتی
به ایران درودی
حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۳۷ - صبح شد ساقیان مست و خراب
صبح شد ساقیان مست و خراب
سعیدا : غزلیات
شماره ۲۰ - انگشت تعرض نرسیده سخنم را
انگشت تعرض نرسیده سخنم را
مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۴۷ - با ما ز در صلح درآ تا کی جنگ
با ما ز در صلح درآ تا کی جنگ
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۰ - هر دم بگوشه ای ز خیالت وطن گرفت
هر دم بگوشه ای ز خیالت وطن گرفت
نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۳۶ - مطلع سیوم در صفت شعر
شعر مسیح دلست معنی او جان او
ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۱۸ - و هم در این هفته خبر رسید که رسول القادر باللّه‌، رضی اللّه عنه، نزدیک بیهق رسید و با وی آن کرامت‌ است که خلق یاد ندارند که هیچ پادشاهی را مانند آن بو
و هم در این هفته خبر رسید که رسول القادر باللّه‌، رضی اللّه عنه، نزدیک بیهق رسید و با وی آن کرامت‌ است که خلق یاد ندارند که هیچ پادشاهی را مانند آن بوده است. امیر، رضی اللّه عنه، برسیدن این بشارت تازگی تمام یافت. و فرمود تا استقبال او بسیچیدند سخت بسزا. و مردم شهر نزدیک قاضی صاعد آمدند و گفتند که «ایشان چون شنیدند که امیر نزدیک نشابور رسید، خواستند که خوازه‌ها زنند و بسیار شادی کنند. رئیس‌ گفت: نباید کرد که امیر را مصیبتی بزرگ رسیده است‌ بمرگ سلطان محمود، انار اللّه برهانه‌، هرچند بر مراد میآید و این بفرمان وی میگویم، با وقتی دیگر باید افکند ». و اکنون مدّتی برآمد و هر روز کارها بر مرادتر است و اکنون رسول هم از بغداد می‌آید با همه مرادها . اگر قاضی بیند، درخواهد از امیر تا به دل بسیار خلق شادی افکند، بدانکه دستوری دهد خداوند و رها کند تا تکلّف بی‌اندازه کنند.»
سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۷ - این چیست؟
چه . . . یر است این ز . . . یر خر زبر دست
نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح خان خانان بن بیرام خان واقعست
چو شمع سوز دلم عشق بر زبان انداخت
نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۲۲ - ایضا در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان در نوروز فرسی گفته شده است
ز سال و ماه نوم بیش رنجه شد دل تنگ
افسر کرمانی : رباعیات
شماره ۳۰ - عکاس چو عکس روی دلبند تو دید
عکاس چو عکس روی دلبند تو دید
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۳۹ - دو دیده تا که دلم دیده در جمال تو بست
دو دیده تا که دلم دیده در جمال تو بست
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۵۶ - حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۵۶ - باید که دلت ز غصه در هم نشود
باید که دلت ز غصه در هم نشود
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۲۲ - توبه کردم از می و معشوق سرمستم دگر
توبه کردم از می و معشوق سرمستم دگر