صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۹ - ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را
ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۸ - در شکر و قناعت گوید
درین دو روزه توقف که بو که خود نبود امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۰ - تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا
تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۲۴ - بگذارکه تا می خورم و مست شوم
بگذارکه تا می خورم و مست شوم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۹۹ - ناله ممکن نیست از دلهای پرخون سرزند
ناله ممکن نیست از دلهای پرخون سرزند همام تبریزی : غزلیات
شماره ۱۷۳ - چون منی را کی رسد روی جهان آرای تو
چون منی را کی رسد روی جهان آرای تو قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۱۰ - زلفین سیه که بر بناگوش تواند
زلفین سیه که بر بناگوش تواند انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۰۲ - امیر شجاعی شاعر در قدح انوری گفته
هر بلایی کز آسمان آید سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۲۵ - با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش
با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش ملکالشعرای بهار : غزلیات
غزل ۳ - رخ تو دخلی به مه ندارد
رخ تو دخلی به مه ندارد قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۹ - گر چرخ جفا کرد چه میباید کرد
گر چرخ جفا کرد چه میباید کرد صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۵۷ - بخت بد کآخر دمم شمشیر زد
بخت بد کآخر دمم شمشیر زد قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۷ - آمد مه شوال و مه روزه گذشت
آمد مه شوال و مه روزه گذشت قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۴ - تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است
تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۲۴ - در کمندی اوفتادستیم صعب
در کمندی اوفتادستیم صعب قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۱۷ - دو سال تلخ نشاند شراب را در خم
دو سال تلخ نشاند شراب را در خم قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۰۰ - ای که جویی جمال شاهد جان
ای که جویی جمال شاهد جان کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۳۴۹ - ایضا له
ای آفتاب ملک که از پرتو کرم قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۹۸ - هرچه بر من زمانه گیرد تنگ
هرچه بر من زمانه گیرد تنگ سعدالدین وراوینی : باب هفتم
داستان شتر با شتربان
روباه گفت که مردی شتربان شتری بارکش داشت. هر روز از نمکزار خرواری نمک بر پشت او نهادی و بشهر آوردی فروختن را. روزی بچشمِ رحمت با شتر ملاحظتی واجب دید و جهتِ تخفیف سرِ او بصحرا داد تا باختیارِ خویش دمی برآورد و لحظهٔ بیاساید. اتّفاقاً خرگوشی که در سابقِ حال با او دالّتی و آشنائی داشت، آنجا رسید. هر دو را ملاقاتی که مدتها پیش دیدهٔ آرزو بود ، از حجابِ انتظار بیرون آمد و بدیدارِ یکدیگر از جانبین ارتیاحی تمام حاصل شد و بتعرّفِ احوال تعطّفها نمودند. خرگوش گفت :
غزل ۴۰۹ - ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را
ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۸ - در شکر و قناعت گوید
درین دو روزه توقف که بو که خود نبود امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۰ - تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا
تا نظر سوی دو چشم تست یاران ترا قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۲۴ - بگذارکه تا می خورم و مست شوم
بگذارکه تا می خورم و مست شوم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۹۹ - ناله ممکن نیست از دلهای پرخون سرزند
ناله ممکن نیست از دلهای پرخون سرزند همام تبریزی : غزلیات
شماره ۱۷۳ - چون منی را کی رسد روی جهان آرای تو
چون منی را کی رسد روی جهان آرای تو قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۱۰ - زلفین سیه که بر بناگوش تواند
زلفین سیه که بر بناگوش تواند انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۰۲ - امیر شجاعی شاعر در قدح انوری گفته
هر بلایی کز آسمان آید سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۲۵ - با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش
با سینهٔ این و آن چه گویی غم خویش ملکالشعرای بهار : غزلیات
غزل ۳ - رخ تو دخلی به مه ندارد
رخ تو دخلی به مه ندارد قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۹ - گر چرخ جفا کرد چه میباید کرد
گر چرخ جفا کرد چه میباید کرد صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۵۷ - بخت بد کآخر دمم شمشیر زد
بخت بد کآخر دمم شمشیر زد قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۷ - آمد مه شوال و مه روزه گذشت
آمد مه شوال و مه روزه گذشت قاآنی شیرازی : رباعیات
رباعی ۴ - تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است
تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۲۴ - در کمندی اوفتادستیم صعب
در کمندی اوفتادستیم صعب قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۱۷ - دو سال تلخ نشاند شراب را در خم
دو سال تلخ نشاند شراب را در خم قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۰۰ - ای که جویی جمال شاهد جان
ای که جویی جمال شاهد جان کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۳۴۹ - ایضا له
ای آفتاب ملک که از پرتو کرم قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۹۸ - هرچه بر من زمانه گیرد تنگ
هرچه بر من زمانه گیرد تنگ سعدالدین وراوینی : باب هفتم
داستان شتر با شتربان
روباه گفت که مردی شتربان شتری بارکش داشت. هر روز از نمکزار خرواری نمک بر پشت او نهادی و بشهر آوردی فروختن را. روزی بچشمِ رحمت با شتر ملاحظتی واجب دید و جهتِ تخفیف سرِ او بصحرا داد تا باختیارِ خویش دمی برآورد و لحظهٔ بیاساید. اتّفاقاً خرگوشی که در سابقِ حال با او دالّتی و آشنائی داشت، آنجا رسید. هر دو را ملاقاتی که مدتها پیش دیدهٔ آرزو بود ، از حجابِ انتظار بیرون آمد و بدیدارِ یکدیگر از جانبین ارتیاحی تمام حاصل شد و بتعرّفِ احوال تعطّفها نمودند. خرگوش گفت :