صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۳۴ - بوی پیراهن زلیخا را کجا روشن کند؟
بوی پیراهن زلیخا را کجا روشن کند؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۰۵ - می کند دست نوازش هم دل ما را خموش
می کند دست نوازش هم دل ما را خموش
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۲۷ - از دل نرود آه غم‌آلود برون
از دل نرود آه غم‌آلود برون
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۸ - هر که هست، از می دیدار تو مست است اینجا
هر که هست، از می دیدار تو مست است اینجا
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۱ - بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرا
بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرا
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۸۱ - امروز قدر نکته موزون نمانده است
امروز قدر نکته موزون نمانده است
رشیدالدین میبدی : ۵- سورة المائدة- مدنیة
۹ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکُمْ هُزُواً وَ لَعِباً این در شأن دو جهود آمد که جایى خالى نشسته بودند، بانگ نماز شنیدند، خنده کردند، و بافسوس سخن گفتند. رب العالمین گفت: «ایشان که دین شما را بافسوس و بازى گرفتند بدوست مگیرید، و با ایشان موالات مکنید و در جمله سه قوم بودند که بافسوس سخن میگفتند، و مسلمانان را میرنجانیدند: مشرکان عرب و منافقان و اهل کتاب رب العالمین حوالت استهزا با مشرکان کرد، آنجا که گفت: إِنَّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ، و در صفت منافقان گفت: إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ، و در صفت اهل کتاب گفت: الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ الْکُفَّارَ أَوْلِیاءَ. و الکفار مجرور قراءت ابو عمر و کسایى است معطوف بر مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ اى: و من الکفار.
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۵۳ - ندانم کیست اندر دل که در جان می خلد بازم
ندانم کیست اندر دل که در جان می خلد بازم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۷ - اگر مردی مرو در پرده ناموس چون زنها
اگر مردی مرو در پرده ناموس چون زنها
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۳۲ - پیشگاه عشق را پیشان که یافت
پیشگاه عشق را پیشان که یافت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۱ - کند لیلی چنین گر جلوه مستانه در صحرا
کند لیلی چنین گر جلوه مستانه در صحرا
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۸۳ - ای دل ار یار منی با دگران کارت چیست
ای دل ار یار منی با دگران کارت چیست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۰ - چه پروا از عتاب و ناز عشاق بلاجو را
چه پروا از عتاب و ناز عشاق بلاجو را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۵ - زبان لاف رسوا می کند ناقص کمالان را
زبان لاف رسوا می کند ناقص کمالان را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۲ - نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران را
نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۳۵ - ز زخم تیغ زبان هوش من بلندی یافت
ز زخم تیغ زبان هوش من بلندی یافت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۰ - ز خلوت نیست بر خاطر غمی وحدت شعاران را
ز خلوت نیست بر خاطر غمی وحدت شعاران را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۶۳ - زپیری حرص دنیا نفس طامع را دو بالا شد
زپیری حرص دنیا نفس طامع را دو بالا شد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۹ - ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را
ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۸ - در شکر و قناعت گوید
درین دو روزه توقف که بو که خود نبود