عبارات مورد جستجو در ۵۱ گوهر پیدا شد:
خیام : رباعیات
رباعی ۴۹ - در هر دشتی که لاله‌زاری بوده‌ست
در هر دشتی که لاله‌زاری بوده‌ست
از سرخی خون شهریاری بوده‌ست
هر شاخ بنفشه کز زمین میروید
خالی است که بر رخ نگاری بوده‌ست
حافظ : غزلیات
غزل ۲۰۴ - یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ی ما پیدا بود
یاد باد آن که چو چشمت به عتابم می‌کشت
معجز عیسویت در لب شکرخا بود
یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس
جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آن که رخت شمع طرب می‌افروخت
وین دل سوخته پروانه ی ناپروا بود
یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب
آن که او خنده ی مستانه زدی صهبا بود
یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی
در میان من و لعل تو حکایت‌ها بود
یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی
در رکابش مه نو پیک جهان پیما بود
یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست
وآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود
یاد باد آن که به اصلاح شما می‌شد راست
نظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود
مولوی : غزلیات
غزل ۶۷۰ - پریر آن چهرهٔ یارم چه خوش بود
پریر آن چهرهٔ یارم چه خوش بود
عتاب و ناز دلدارم چه خوش بود
به یادم نیست هیچ آن ماجراها
ولیکن زین خبر دارم چه خوش بود
در آن بزم و در آن جمع و در آن عیش
میان باغ و گلزارم چه خوش بود
اگر چه مست جام عشق بودم
رخ معشوق هشیارم چه خوش بود
مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۸۷ - گران جانی مکن ای یار برگو
گران جانی مکن ای یار برگو
ازان زلف و ازان رخسار برگو
زباغ جان دو سه گل دسته بربند
حکایت‌های آن گلزار برگو
زحسنش گفتنی بسیار داری
ملولی گوشه نه بسیار برگو
زیاد دوست شیرین تر چه کار است؟
هلا منشین چنین بی‌کار برگو
چه گفتی دی که جوشیده‌‌ست خونم؟
بیا امروز دیگربار برگو
ز یاد عالم غدار بگذر
زلطف عالم الاسرار برگو
زلاف فتنهٔ تاتار کم کن
زناف آهوی تاتار برگو
زعشق حسن شمس الدین تبریز
میان عاشقان آثار برگو
مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۲۶ - فدیتک یا ستی النا سیة
فدیتک یا ستی النا سیة
الی کم تشد فم الخابیة
الا فاملئی منه لی کاسة
تذکرنی صفوة ناسیة
فما کاسة منه الا تجی
و تأتی باخت لها آبیة
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
ای گربه
ای گربه، ترا چه شد که ناگاه
رفتی و نیامدی دگر بار
بس روز گذشت و هفته و ماه
معلوم نشد که چون شد این کار
جای تو شبانگه و سحرگاه
در دامن من تهیست بسیار
در راه تو کند آسمان چاه
کار تو زمانه کرد دشوار
پیدا نه به خانه‌ای نه بر بام
ای گمشدهٔ عزیز، دانی
کز یاد نمی شوی فراموش
برد آنکه ترا به میهمانی
دستیت کشید بر سر و گوش
بنواخت تو را به مهربانی
بنشاند تو را دمی در آغوش
می گویمت این سخن نهانی
در خانهٔ ما ز آفت موش
نه پخته بجای ماند و نه خام
آن پنجهٔ تیز در شب تار
کردست گهی شکار ماهی
گشته است به حیله‌ای گرفتار
در چنگ تو مرغ صبحگاهی
افتد گذرت بخ سوی انبار
بانو دهدت هر آنچه خواهی
در دیگ طمع، سرت دگر بار
آلود به روغن و سیاهی
چونی به زمان خواب و آرام
آنروز تو داشتی سه فرزند
از خندهٔ صبحگاه خوشتر
خفتند نژند روزکی چند
در دامن گربه‌های دیگر
فرزند ز مادرست خرسند
بیگانه کجا و مهر مادر
چون عهد شد و شکست پیوند
گشتند بسان دوک لاغر
مردند و برون شدند زین دام
از بازی خویش یاد داری
بر بام، شبی که بود مهتاب
گشتی چو ز دست من فراری
افتاد و شکست کوزهٔ آب
ژولید، چو آب گشت جاری
آن موی به از سمور و سنجاب
زان آشتی و ستیزه کاری
ماندی تو ز شبروی، من از خواب
با آن همه توسنی شدی رام
آنجا که طبیب شد بداندیش
افزوده شود به دردمندی
این مار همیشه می زند نیش
زنهار به زخم کس نخندی
هشدار، بسیست در پس و پیش
بیغوله و پستی و بلندی
با حمله قضا نرانی از خویش
با حیله ره فلک نبندی
یغماگر زندگی است ایام
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۷۹ - آمدم از سرنو بر سر پیوند قدیم
آمدم از سرنو بر سر پیوند قدیم
نو شد آن سلسله ی کهنه و آن بند قدیم
آمدم من به سر گریهٔ خود به که تو نیز
بر سر ناز خود آیی و شکرخند قدیم
به وفای تو که تا روز قیامت باقیست
عهد دیرین به قرار خود و سوگند قدیم
نخل تو یک دو ثمر داشت به خامی افتاد
من و پروردن آن نخل برومند قدیم
بهر آن حلقه به گوشیم که بودیم ای باد
برسان بندگی ما به خداوند قدیم
خلوتی خواهم و در بسته ویک محرم راز
که گشایم سر راز و گله‌ای چند قدیم
وحشی آن سلسله نو کرد که آیند ز نو
پندگویان قدیمی به سر پند قدیم
خاقانی : غزلیات
غزل ۲۲۳ - نماند اهل رنگی که من داشتم
نماند اهل رنگی که من داشتم
برفت آب و سنگی که من داشتم
به بوی دل یار یک‌رنگ بود
به منزل درنگی که من داشتم
برد رنگ دیبا هوا لاجرم
هوا برد رنگی که من داشتم
خزان شد بهاری که من یافتم
کمان شد خدنگی که من داشتم
بجز با لب و چشم خوبان نبود
همه صلح و جنگی که من داشتم
چو شیر، آتشین چنگ و چست آمدم
پی هر پلنگی که من داشتم
کنون جز به تعویذ طفلان درون
نبینند چنگی که من داشتم
نه خاقانیم نام گم کن مرا
که شد نام و ننگی که من داشتم
انوری : غزلیات
غزل ۱۹۸ - بیا که با سر زلف تو کارها دارم
بیا که با سر زلف تو کارها دارم
ز عشق روی تو در سر خمارها دارم
بیا که چون تو بیایی به وقت دیدن تو
ز دیدگان قدمت را نثارها دارم
بیا که بی‌رخ گلرنگ و زلف گل بویت
شکسته در دل و در دیده خارها دارم
بیا که در پس زانو ز چند روز فراق
هزار ساله فزون انتظارها دارم
چو آمدی مرو از نزد من که در همه عمر
به بوسه با لب لعلت شمارها دارم
نه جور بخت من و روزگار محنت تو
ذخیره‌های بسی روزگارها دارم
مرا ز یاد مبر آن مبین که در رخ و چشم
ز گوش و گردن تو یادگارها دارم
خطاست اینکه همی گویم این طمع نکنم
که دست‌برد طمع چند بارها دارم
قرارهای مرا با تو رنگ و بویی نیست
که با زمانهٔ اینها قرارها دارم
زکار خویش تعجب همی کنم یارب
چو ناردان فروبسته کارها دارم
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۵۹۹ - دلا،خوش کرده ای منزل به کوی وصل دلداران
دلا،خوش کرده ای منزل به کوی وصل دلداران
دگر با یادم آوردی قدیمی صحبت یاران
ز خاکت بوی عهد یار می‌یابد دماغ من
زهی!بوی وفاداری، زهی!خاک وفاداران
خوشا آن فرصت و آن عیش و آن ایام و آن دولت
که با مطلوب خود بودم علی رغم طلب‌گاران
بمان ،ای ساربان،ما را به درد خویش و خوش بگذر
که بار افتاده همراهی نداند با سبک باران
خود ، ای محمل‌نشین، امشب ترا چون خواب می‌آید
که از دوش شتر بگذشت آب چشم بیداران
ز آه سرد و آب چشم خود دایم به فریادم
که اندر راه سودای تو این بادست و آن باران
نسیم صبح، اگر پیش طبیب من گذریابی
بگو: آخر گذاری کن، که بدحالند بیماران
اگر یاران مجلس را نصیحت سخت می‌آید
من از مستی نمیدانم، چه میگویند هشیاران؟
چنان با آتش عشقت دلم آمیزشی دارد
که آتش در نیامیزد چنان با عود عطاران
حدیثم را، که می‌سود ز شیرینی دل مردم
بخوان، ای عاشق و درده صلای انگبین خواران
مجوی، ای اوحدی، بی‌غم وصال او، که پیش از ما
درین سودا به کوی او فرو رفتند بسیاران
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۵۹۳ - ای فراق تو یار دیرینه
ای فراق تو یار دیرینه
غم تو غمگسار دیرینه
درد تو میهمان هر روزه
داغ تو یادگار دیرینه
غرق خونم که میخلد هر دم
در دلم خار خار دیرینه
ای دریغا که خاک خواهم شد
با دل بر غبار دیرینه
ای صبا زینهار یادش ده
گه گه از دوستدار دیرینه
گاهگاهی خرامشی نکنی
برسر خاک یار دیرینه
چند گاهی مرا زدل شده بود
زاری و کار و بار دیرینه
وه که بازآمدی و خسرو را
بردی از دل قرار دیرینه
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۸ - به مرغان چمن
خراب از باد پائیز خمارانگیز تهرانم
خمار آن بهار شوخ و شهر آشوب شمرانم
خدایا خاطرات سرکش یک عمر شیدایی
گرفته در دماغی خسته چون خوابی پریشانم
خیال رفتگان شب تا سحر در جانم آویزد
خدایا این شب آویزان چه می خواهند از جانم
پریشان یادگاریهای بر بادند و می پیچند
به گلزار خزان عمر چون رگبار بارانم
خزان هم با سرود برگ ریزان عالمی دارد
چه جای من که از سردی و خاموشی ز مستانم
سه تار مطرب شوقم گسسته سیم جانسوزم
شبان وادی عشقم شکسته نای نالانم
نه جامی کو دمد در آتش افسرده جان من
نه دودی کو برآید از سر شوریده سامانم
شکفته شمع دمسازم چنان خاموش شد کز وی
به اشک توبه خوش کردم که می بارد به دامانم
گره شد در گلویم ناله جای سیم هم خالی
که من واخواندن این پنجه پیچیده نتوانم
کجا یار و دیاری ماند از بی مهری ایام
که تا آهی برد سوز و گداز من به یارانم
سرود آبشار دلکش پس قلعه ام در گوش
شب پائیز تبریز است در باغ گلستانم
گروه کودکان سرگشته چرخ و فلک بازی
من از بازی این چرخ فلک سر در گریبانم
به مغزم جعبه شهر فرنگ عمر بی حاصل
به چرخ افتاده و گوئی در آفاقست جولانم
چه دریایی چه طوفانی که من در پیچ و تاب آن
به زورقهای صاحب کشته سرگشته می مانم
ازین شورم که امشب زد به سر آشفته و سنگین
چه می گویم نمی فهمم چه می خواهم نمی دانم
به اشک من گل و گلزار شعر فارسی خندان
من شوریده بخت از چشم گریان ابر نیسانم
کجا تا گویدم برچین و تا کی گویدم برخیز
به خوان اشک چشم و خون دل عمریست مهمانم
فلک گو با من این نامردی و نامردمی بس کن
که من سلطان عشق و شهریار شعر ایرانم
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۴۷ - مرا به غزنین بسیار دوستان بودند
مرا به غزنین بسیار دوستان بودند
به نامه‌ای ز من آن قوم را نیامد یاد
مگر که جمله بمردند و نیز شاید بود
خدای عزوجل جمله را بیامرزاد
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۶۵۴ - همرهان رفتند امّا داغشان از دل نرفت
همرهان رفتند امّا داغشان از دل نرفت
آتشی بر جای ماند کاروان چون بگذرد
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۲۵۱ - حاصل ما ز عزیزان سفرکردهٔ خویش
حاصل ما ز عزیزان سفرکردهٔ خویش
مشت آبی است که بر آینهٔ دیده زدیم
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۵۱۴ - شد از فشار گردون، موی سفید و سر زد
شد از فشار گردون، موی سفید و سر زد
شیری که خورده بودیم، در روزگار طفلی
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۳۴۴ - یاد آن فرصت‌ که عیش رایگانی داشتیم
یاد آن فرصت‌ که عیش رایگانی داشتیم
سجده‌ای چون آستان بر آستانی داشتیم
یاد آن سامان جمعیت‌که در صحرای شوق
بسکه می‌رفتیم از خود کاروانی داشتیم
یاد آن سرگشتگی‌کز بستنش چون‌گردباد
در زمین خاکساری آسمانی داشتیم
یاد آن غفلت‌که ازگرد متاع زندگی
عمر دامن چیده بود و ما دکانی داشتیم
گرد آسودن ندارد عرصهٔ جولان هوش
رفت آن کز بیخودی ضبط عنانی داشتیم
دست ما و دامن فرصت که تیر ناز او
در نیستان بود تا ما استخوانی داشتیم
ذوق وصلی‌ گشت برق خرمن آرام ها
ورنه ما در خاک نومیدی جهانی داشتیم
ای برهمن بیخبر ازکیش همدردی مباش
پیش ازین ما هم بت نامهربانی داشتیم
هر قدر او چهره می‌افروخت ما می‌سوختیم
در خور عرض بهار او خزانی داشتیم
در سر راه خیالش از تپیدنهای دل
تا غباری بود ما بر خود گمانی داشتیم
دست ما محروم ماند آخر ز طوف دامنش
خاک نم بودیم گرد ناتوانی داشتیم
روز وصلش باید از شرم آب ‌گردیدن ‌که ما
در فراقش زندگی ‌کردیم و جانی داشتیم
خامشی صد نسخه آهنگ طلب شیرازه بست
مدعا گم بود تا ساز بیانی داشتیم
شوخی رقص سپند آمادهٔ خاکستر است
سرمه سایی بود اگر ذوق فغانی داشتیم
جرات پرواز هرجا نیست بیدل ور نه ما
در شکست بال‌، فیض آشیانی داشتیم
ناصرخسرو : سفرنامه
بخش ۴ - عزم نیشابور و کسوف
و بیست و سیوم شعبان به عزم نیشابور بیرون آمدم و از مرو به سرخس شدم که سی فرسنگ باشد و از آن جا به نیشابور چهل فرسنگ است. روز شنبه یازدهم شوال در نیشابور شدم.
چهارشنبه آخر این ماه کسوف بود و حاکم زمان طغرل بیک محمد بود برادر جعفری بیک.
و مدرسه ای فرموده بود به نزدیک بازار سراجان و آن را عمارت می‌کردند. و او به ولایت گیری به اصفهان رفته بود بار اول و دوم ذی القعده از نیشابور بیرون رفتم در صحبت خواجه موفق که خواجه سلطان بود.
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ اشعار ترکی
خان ننه
خان ننه ، هایاندا قالدین
بئله باشیوا دولانیم
نئجه من سنی ایتیردیم !
دا سنین تایین تاپیلماز
سن اؤلن گون ، عمه گلدی
منی گه تدی آیری کنده
من اوشاق ، نه آنلایایدیم ؟
باشیمی قاتیب اوشاقلار
نئچه گون من اوردا قالدیم
قاییدیب گلنده ، باخدیم
یئریوی ییغیشدیریبلار
نه اؤزون ، و نه یئرین وار
« هانی خان ننه م ؟ » سوروشدوم
دئدیلر کی : خان ننه نی
آپاریبلا کربلایه
کی شفاسین اوردان آلسین
سفری اوزون سفردیر
بیرایکی ایل چکر گلینجه
نئجه آغلارام یانیخلی
نئچه گون ائله چیغیردیم
کی سه سیم ، سینم توتولدو
او ، من اولماسام یانیندا
اؤزی هئچ یئره گئده نمه ز
بو سفر نولوبدو ، من سیز
اؤزو تک قویوب گئدیبدیر ؟
هامیدان آجیق ائده ر کن
هامییا آجیقلی باخدیم
سونرا باشلادیم کی : منده
گئدیره م اونون دالینجا
دئدیلر : سنین کی تئزدیر
امامین مزاری اوسته
اوشاغی آپارماق اولماز
سن اوخی ، قرآنی تئز چیخ
سن اونی چیخینجا بلکی
گله خان ننه سفردن
ته له سیک روانلاماقدا
اوخویوب قرآنی چیخدیم
کی یازیم سنه : گل ایندی
داها چیخمیشام قرآنی
منه سوقت آل گلنده
آما هر کاغاذ یازاندا
آقامین گؤزو دولاردی
سنده کی گلیب چیخمادین
نئچه ایل بو اینتظارلا
گونی ، هفته نی سایاردیم
تا یاواش – یاواش گؤز آچدیم
آنلادیم کی ، سن اؤلوبسن !
بیله بیلمییه هنوزدا
اوره گیمده بیر ایتیک وار
گؤزوم آختارار همیشه
نه یاماندی بو ایتیکلر
خان ننه جانیم ، نولیدی
سنی بیرده من تاپایدیم
او آیاقلار اوسته ، بیرده
دؤشه نیب بیر آغلایایدیم
کی داها گئده نمییه یدین
گئجه لر یاتاندا ، سن ده
منی قوینونا آلاردین
نئجه باغریوا باساردین
قولون اوسته گاه سالاردین
آجی دونیانی آتارکن
ایکیمیز شیرین یاتاردیق
یوخودا ( لولی ) آتارکن
سنی من بلشدیره ردیم
گئجه لی ، سو قیزدیراردین
اؤزووی تمیزلیه ردین
گئنه ده منی اؤپه ردین
هئچ منه آجیقلامازدین
ساواشان منه کیم اولسون
سن منه هاوار دوراردین
منی ، سن آنام دؤیه نده
قاپیب آرادان چیخاردین
ائله ایستیلیک او ایسته ک
داها کیمسه ده اولورمو ؟
اوره گیم دئییر کی : یوخ – یوخ
او ده رین صفالی ایسته ک
منیم او عزیزلیغیم تک
سنیله گئدیب ، توکندی
خان ننه اؤزون دئییردین
کی : سنه بهشت ده ، الله
وئره جه ک نه ایستیور سن
بو سؤزون یادیندا قالسین
منه قولینی وئریبسه ن
ائله بیر گونوم اولورسا
بیلیرسن نه ایستیه رم من ؟
سؤزیمه درست قولاق وئر :
سن ایله ن اوشاخلیق عهدین
خان ننه آمان ، نولیدی
بیر اوشاخلیغی تاپایدیم
بیرده من سنه چاتایدیم
سنیلن قوجاقلاشایدیم
سنیلن بیر آغلاشایدیم
یئنیدن اوشاق اولورکن
قوجاغیندا بیر یاتایدیم
ائله بیر بهشت اولورس
داها من اؤز الله هیمدان
باشقا بیر شئی ایسته مزدیم
۱۳۵۵
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی)
حیدر بابا گلدیم سنی یوخلیام (قسمت دوم منظومهٔ حیدر بابا)
(۱)
حیدربابا گلدیم سنی یوخلیام
بیر ده یاتام قوجاغوندا یوخلیام
عمری قوام بلکه بوردا حاخلیام
اوشاقلیغا دیم بیزه گلسن بیر
آیدین گونلر آغلار یوزه گلسن بیر
(۲)
حیدربابا چکدون منی گتیردون
یوردوموزا، یوامیزا یتیردون
یوسفوی اوشاق ایکن ایتیردون
قوجا یعقوب ایتمیشسمده تاپوپسان
قاوالیوب قورد آغزینان قاپوپسان
(۳)
گدنلرین یری بوردا گورونور
خانم ننم آغ کفنین بورونور
دالیمجادور، هارا گدیم سورونور
بالا گلدون، نیه بله گژ گلدون؟
صبریم سنن گوژلشدی سن گوژ گلدون
(۴)
من گؤردوگوم کروان چاتوپ کؤچیپدی
آیریلیغن شربتینی ایچیپدی
عمرموزون کؤچی بوردان گچیپدی
گچیپ گدیپ گدر گلمز یولارا
توزی قونوپ بو داشلارا کولارا
(۵)
بوردا شیرین خاطره لر یاتوپلار
داشلاریلان باشی باشا چاتوپلار
آشنالیغین داشین بیزدن آتوپلار
من باخاندا قاوزانیللار باخیللار
بیرده یاتوپ یاندریلار یاخیللار
(۶)
قبیله میز بوردا قوروپ اجاغی
ایندی اولموش قورد قوشلارون یاتاغی
گون باتاندا سؤنر بوتون چراغی
و بلدت لیس لها انیسٌ
الا الیعافیر و الا العیسٌ
(۷)
زمان گچیر افق لرده توز قالیر
کروان کیمی اوزاقلاردا توز سالیر
دومان گلیر یورکلری چولقلیر
یورک دیر زمان کچمه، آمان دور
کچنلرده گوزوم وار بیر دایان ، دور
(۸)
روزگارین دگیرمانی فیرلانیر
مخلوق اونون دیشلرینه تولانیر
باخ که گنه بشر نجه آلانیر
همیشه لیک شادلیق بیلیر اؤزینه
قبری گؤرور توز قوندورمور یوزینه
(۹)
کهنه لرین سور سموکی دارتلوپ
قورتولانون چول چوخاسی یرتلوپ
ملا ابراهیم لاپ اریوب قورتلوپ
شیخ الاسلام سهمان قالوپ قبراخدی
نوروز علی قاچاق گچیپ قوچاخدی
(۱۰)
عاهیلارون یتمش کفن چورودوپ
جاهیلاری دنیا غمی کریدوپ
قیز گلینلر ات جانلاری اریدوپ
رخشندهنین نوه دوتور الینی
ننه قزین کورکنی گلینی
(۱۱)
چوق شکری وار، گنه گلدوخ گوروشدوخ
ایتنلردن بیتنلردن سوروشدوخ
کوسموشدوخ، آلله قویسا باریشدوخ
بیرده گوروش قسمت اولا، اولمیه
عمرلرده فرصت اولا، اولمیه
(۱۲)
بوردا خیال میدانلاری گنیشدی
داغلار داشلار بوتون منله تانیشدی
گورجک منی حیدربابا دانیشدی
بو نه سسدر سن عالمه سالوپسان
گل بیر گورک اوزون هاردا قالوپسان
(۱۳)
کجاویله بو چایدان چوق گچمیشیک
بو چشمه لردن نه سولار ایچمیشیک
بو یونجالیقلاردا کسوب بیچمیشیک
چپیشلری قیدیخلیان گونلریم
چپیش کیمی اویناخلیان گونلریم
(۱۴)
بو خرمنده آرادان خیر اویناردیخ
جومالاشوب قاریشقا تک قایناردیخ
یواش یواش باخچالارا آغناردیخ
آغاجلاردان چلینک آغاج کسردیک
قوروخجونون قورخوسوندان اسردیک
(۱۵)
بو طوله ده ساری اینک دوغاردی
خانم نم اینکلری ساغاردی
آنا ایسی دام دیواردان یاغاردی
من بزوی قوجاقلاردیم قاشماسین
دیردی باخ بایدا دولسین داشماسین
(۱۶)
بو داملاردا چوخلی جزیخ آتموشام
اوشاقلارین آشیقلارین اوتموشام
قورقوشوملی سقه آلوپ ساتموشام
اوشاق نجه هیچ زادینان شاد اولار
ایندی بیزیم غمی دوتمور دنیالار
(۱۷)
مکتب قالیر اوشاقلار درس آلیللار
هی یازیللار هی پوزیلار، یالیللار
ملا ابراهیم اوزی اوی قالیللار
آما بیزیم یولداشلاردان قالان یوخ
بونلاردان بیر بیزی یادا سالان یوخ
(۱۸)
بیر وقتینده بو مکتب پرگار ایدی
بیر مسیب، بیر ممدسن وار ایدی
بیری خلفه، بیری ورزشکار ایدی
آخود بیزله اویناماغا گدردی
ازی بیزه اویناماق ارگدردی
(۱۹)
ددیم بالام او مدسن نولوپدی
معلوم اولدی طفیل جوان الوپدی
نه وار نه وار، بورنونان قان گلوپدی
بیر یل اسیر باخیرسان ممدسن یوق
بو کتده بیر بورون قانین کسن یوق
(۲۰)
دیم دیون مسیبه نه گلدی
غلام گوردوم آغلار گوزیله گلدی
دی اودا بهالیق دوشدی الدی
دیم یازیق بیزله حاصیل بلنلر
بیتمینده آجلارینان النلر
(۲۱)
بو مکتبده شعرین شهدین دادمشام
آخوندون آغزیندان قاپوپ اودمشام
گاهداندا بیر آخوندی آلادمشام
باشیم آغریر دیوپ قاچوپ گتمیشم
باخچالاردا گدوب گوزدن ایتمیشم
(۲۲)
آزاد اولاندا مکتبدن چخاردیخ
هجوم وروپ بیریبرین سخاردیخ
یولدا هر نه گلدی وروب یخاردیخ
اوشاق دیمه ایپین قرمیش دانا ده
بیر دانادا دیمه، اللی دانا ده
(۲۳)
ملک نیاز ایتگین گدوپ یوخ اولوب
امیر اصلان سکته ایله یخیلوب
هره قاچوپ بیر دره ده سیخیلوب
چرک غمی چیخوپ خلقین آینا
هر کس قالوب اوز جاننین هاینا
(۲۴)
کتدی یازیق چراغ تاپیر یاندیرا
گوروم سیزون برقوز قالسین آندیرا
کیم بو سوزی اربابلارا قاندیرا
نه دور آخر بو ملتین گناهی
دوتسون سیزی گوروم مظلوملار آهی
(۲۵)
هر نه آلیر بها وریر قیمتی
اوجوز فقط اکینچینون زحمتی
بیتندن آرتیق بیچنون اجرتی
کند اوشاقی گدیر یولدا ایشلیه
اوردا بلکه قندی تاپا دیشلیه
(۲۶)
کتدی گلین کیمی دنیانی بزر
اوز عورتی یاماخ یاماغه دوزر
ایگنه بزر خلقی ازی لوت گزر
ایندیده وار چرشابلاری آلباخدی
اوشاقلارون قیش پاچاسی چیلپاخدی
(۲۷)
بو باخچادا آش ترهسی اکردیک
هی سو آچوپ کردیه گوز تیکردیک
چیقماق همین دریپ آشا تکردیک
فینقلشلار قاشیقلاردان آسلانی
یاغلی دیسم قوری آغزون ایسلانی
(۲۸)
بو دشلرده قوزیلاری یایاردیخ
آخماسونلار اولدوز تکین سایاردیخ
قوش قوانی چکوب داشا دایاردیخ
قوش قوان دا ایله بیل که قاباندی
قورد اوزاقدان دیر بس که چوباندی
(۲۹)
خانم ننم ناخوش اولان ایلیدی
قیش وار ایکن کولکیدی، یلیدی
قیشدا چیخدی یاغیشیدی سلیدی
یوک یاپنی هی چاتیردوخ که گداخ
سل چیمخروب، مجبوریدوخ قیداخ
(۳۰)
نیسان دوشدی بیزده دوشدوخ یاغیشا
کیم باجارا سیللریله بوغیشا
هی دیردوخ بلکه یاغیش یغیشا
بالا کیشی فایطونچمیز گلمیشدی
امامیه قهوهسنده قالمیشدی
(۳۱)
بو زمیده گدوپ گوزدن اتردیک
تونقال قوروپ سوتوللری اتردیک
دیوپ گولمک مرادینه یتردیک
ایلده گولسون، مرادینه یتیشسون
یورکلرین یارالاری بیتیشسون
(۳۲)
خلورچیلر بوردا خلور داشیردی
بو کولوکدن الاخلار دیرماشیردی
سلر کیمی، نعمت آشوپ داشیردی
هر ایش دییدون هر کیمه گورردی
جان درمانی ایستییدون ورردی
(۳۳)
ایندی بشر آج قورد تکین اودوخوپ
چومبلنتی گوز قجردوپ دوروخوپ
باخیلار که گورسونر کیم سینخوپ
توکولسنلر اونون لشین یرتسونلار
هره بر دیش انسه سیندن قیرتسونلار
(۳۴)
حیدربابا سنده دفینه لر وار
داغلار ودیعه سی، خزینه لر وار
آما سنه بنزرده سینه لر وار
بو سینه لر داغلاریله دانشور
داغلار کیمی گوگلریله قونشور
(۳۵)
گور هاردان من سنه سالدیم نفسی
ددیم قیتر، سال عالمه بو سسی
سنده یاخشی سیمرغ ایتدون مگسی
سان که قاناد وردون یله نسیمه
هر طرفدن سس وردیلر سسیمه
(۳۶)
حیدربابا سنی وطن بیلمیشدیم
وطن دیوب باش گتوروپ گلمیشدیم
سنی گؤروب گؤزیاشیمی سیلمیشدیم
حلبو که لاپ غملی غربت سندیمیش
قارا زندان، آجی شربت سندیمیش
(۳۷)
.کیم قالدی که بذه بوغون بورمادی
آتدان آتدان بزه کلک قورمادی
بیر مرد اوغول بزه هاوار دورمادی
شیطانلاری قوجاقلیوب گزدیر سیز
انسانلاری ایاخلیوب ازدیر سیز
(۳۸)
دووار اوجالدی گون بیزه دوشمدی
زندان قارالدی گؤز گؤزی سشمدی
گؤندوز گؤزی منیم لامپام گشمدی
سلده باسدی اموز دولوپ گؤل اولدی
چوق یازیغین اوی چونوپ چول اولدی
(۳۹)
اول باشی مندن استقبال اتدیز
سونان چونوب ایشیمده اخلال اتدیز
اوز ظنوزجه استادی اغفال ایدیز
عیبی یوقدور کچر گدر عمردور
قیشدا چیخار، یوزی قارا کمردور
(۴۰)
منیم یولوم محبت جاده سیدی
سؤن سؤزلریم حقون اراده سیدی
محبتون رسالت وعده سیدی
یوخسا منده بیر کسیله غرض یوخ
سیاست آدلی منده بیر مرض یوخ
(۴۱)
حق نه دیور؟ کفره قارشی گتمیوز
نوردان چیقوب ظلمات ایچره ایتمیوز
فریلداغا فرفرا تک بتمیوز
گوردوزده که اولمادی کفرین دیبی
پولدا ورسه آلماغا تیکمیش جیبی
(۴۲)
شیطان بیزیم قیبله میزی چوندریب
آلله دین یولدان بیزی دوندریب
ایلانلی چشمه یه بیزی گندریب
منت قویور که آرخوز نهر اولوب
بیز گوروروک سولار بیزه زهر اولوب
(۴۳)
حیدربابا گلیلیخ دان نه چیخار
ظلمون اوین صبر و تحمل ییخار
درویش اولان صبرون الین برک سیخار
گل قیداخ چیقاق آقا دوزینه
گچاق گنه محبتون سوزینه
(۴۴)
دینه اوشاق بیربریله سازاولسون
بلکه بو قیش بیرده چونوب یاز اولسون
چای چمن لر اردک اولسون غاز اولسون
بیزده باخوب فرحلنوب بیر اوچاق
سنیق سالخاخ قانادلاری بیر آچاق
(۴۵)
بو باخچادان آلچالاری درردیک
قیش آدینا چیقوب دامدا سرردیک
هی ده چیقوپ یالانان چوندرردیک
قیش زومارین یایدا ییوب دویاردیق
بیر کلی ده منت خلقه قویاردیق
(۴۶)
اولر قالیر اوصاحبی یوق اوزی
اجاقلارین آنجاق ایشیلدیر گوزی
گدنلرین چوق قلیپدور سوزی
بیزدنده بیر سوز قالاجاق آی آمان
کیملر بیزدن سالاجاق آی آمان
(۴۷)
بیزدن سورا کرسیلرین تویندا
کندین ناغیلاریندا سوز سویندا
قاری نه نه نین چاخماغیندا قویندا
حیدربابا ازین قاتار سوزلره
عیشقی کیمی خمار ورر گوزلره
(۴۸)
عاشیق دیر بیر نازلی یار واریمیش
عشقیندن اودلانوب یانار واریمیش
بیر سازلی سوزلی شهریار واریمیش
اودلار سونوب اونون اودی سونمیوپ
فلک چونوپ اونون چرخی چونمیوپ
(۴۹)
حیدربابا آلچاقلارون کشگ اولسون
بیزدن سورا قالانلارا عشق اولسون
کشمشلرون گلنلره مشگ اولسون
اولادیمیز مذهبنی دانماسون
هر ایچی بوش سوزلره آلدنماسون