تعداد ۶۱۴۷ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٧۵ - نکند عمر خویشتن ضایع
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٧٩ - هر که رنجی کشید و گنج نهاد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٨٠ - هر یکی از شهان بوقت شکار
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٨١ - هر که در کارها مشاوره کرد
هر که در کارها مشاوره کرد
گلبن باغ دولتش بشکفت
هر مهمی که باشد از بدو نیک
در جهان با دو شخص باید گفت
اولا آنکه او بحق گوئی
همچو الماس در تواند سفت
ثانیا با کسی که صورت صدق
با تو بیرون بیاورد ز نهفت
تا بینی که هر یکی ز ایشان
گرد غم از دلت چگونه برفت
سخن دوست در جهان طاق است
با دل خویش کرد باید جفت
ور قبول آیدت نصیحت خصم
غم خود خور که روزگار آشفت
گلبن باغ دولتش بشکفت
هر مهمی که باشد از بدو نیک
در جهان با دو شخص باید گفت
اولا آنکه او بحق گوئی
همچو الماس در تواند سفت
ثانیا با کسی که صورت صدق
با تو بیرون بیاورد ز نهفت
تا بینی که هر یکی ز ایشان
گرد غم از دلت چگونه برفت
سخن دوست در جهان طاق است
با دل خویش کرد باید جفت
ور قبول آیدت نصیحت خصم
غم خود خور که روزگار آشفت
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٨٢ - هر که در صبح از بگه خیزی
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٨٣ - هر که را در جهان همی بینی
هر که را در جهان همی بینی
گر گدائی و گر شهناهیست
طالب لقمه ایست و ز پی آن
در تک چاه یا سر چاهیست
مقصد خلق جمله یکچیز است
لیک هر یک فتاده در راهیست
اهل عالم بنان چو محتاج اند
پس بنزدیک هر که آگاهیست
شاهرا بر گدا چه ناز رسد
چون گدا شاه نیز نان خواهیست
اختلافی که هست در نام است
ور نه سی روز بیگمان ماهیست
گر گدائی و گر شهناهیست
طالب لقمه ایست و ز پی آن
در تک چاه یا سر چاهیست
مقصد خلق جمله یکچیز است
لیک هر یک فتاده در راهیست
اهل عالم بنان چو محتاج اند
پس بنزدیک هر که آگاهیست
شاهرا بر گدا چه ناز رسد
چون گدا شاه نیز نان خواهیست
اختلافی که هست در نام است
ور نه سی روز بیگمان ماهیست
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٩٣ - غرمائی که داشتم زین پیش
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٩۴ - هر که دارد کفاف عیش چنان
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١٩۵ - هر که را دسترس بنقره و زر
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٠۵ - ای دل ار چند در سفر خطرست
ای دل ار چند در سفر خطرست
کس سفر بیخطر کجا یابد
آنچه اندر سفر بدست آید
مرد آن در حضر کجا یابد
هر که در سایه گشت گوشه نشین
تابش ماه و خور کجا یابد
وانکه در بحر غوطه می نخورد
سلک در و گهر کجا یابد
وانکه پهلو تهی کند ازکان
صره سیم و زر کجا یابد
باز کز آشیان برون نپرد
بر شکاری ظفر کجا یابد
گر هنرمند گوشه ئی گیرد
کام دل از هنر کجا یابد
کس سفر بیخطر کجا یابد
آنچه اندر سفر بدست آید
مرد آن در حضر کجا یابد
هر که در سایه گشت گوشه نشین
تابش ماه و خور کجا یابد
وانکه در بحر غوطه می نخورد
سلک در و گهر کجا یابد
وانکه پهلو تهی کند ازکان
صره سیم و زر کجا یابد
باز کز آشیان برون نپرد
بر شکاری ظفر کجا یابد
گر هنرمند گوشه ئی گیرد
کام دل از هنر کجا یابد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٠٨ - ایدل ایام مستیت بگذشت
ایدل ایام مستیت بگذشت
بعد از اینت بهوش باید بود
از کدورات شیطنت رستی
با صفای سروش باید بود
سوی شیبت چو روی تاختن است
خیر را سخت کوش باید بود
سرفکنده چو نرگس اندر پیش
همچو سوسن خموش باید بود
بر سر آتش بلا چون دیگ
با دلی پر ز جوش باید بود
سینه گر گنج درهمی خواهی
چون صدف جمله گوش باید بود
اندرین دور تن زن ابن یمین
ورنه زو با خروش باید بود
که گرت باید این نه آن دوریست
کاندرو زهر نوش باید بود
گر نگوئی خوش آمد همه کس
نا خوش آمد نیوش باید بود
بعد از اینت بهوش باید بود
از کدورات شیطنت رستی
با صفای سروش باید بود
سوی شیبت چو روی تاختن است
خیر را سخت کوش باید بود
سرفکنده چو نرگس اندر پیش
همچو سوسن خموش باید بود
بر سر آتش بلا چون دیگ
با دلی پر ز جوش باید بود
سینه گر گنج درهمی خواهی
چون صدف جمله گوش باید بود
اندرین دور تن زن ابن یمین
ورنه زو با خروش باید بود
که گرت باید این نه آن دوریست
کاندرو زهر نوش باید بود
گر نگوئی خوش آمد همه کس
نا خوش آمد نیوش باید بود
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢١١ - ای شه کامران وجیه الدین
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢١۶ - اهل دنیا سه فرقه بیش نیند
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٢١ - ای دل آخر ترا که باد هوس
ای دل آخر ترا که باد هوس
بر تن زار ناتوان باشد
کی توانی نهاد روی براه
چون گه کوچ کاروان باشد
خود گرفتم سبک روان گشتی
بارت ایدل چو بس گران باشد
چون کنی کی رسی بمقصد خویش
خاصه کاین راه بیکران باشد
لیکن ار خوی نیک همره تست
قطع این ره بیک زمان باشد
هر که میزان گران رکاب کند
اندرین ره سبک عنان باشد
هر فطیری که پخته ئی همه عمر
توشه راه توهم آن باشد
بر تن زار ناتوان باشد
کی توانی نهاد روی براه
چون گه کوچ کاروان باشد
خود گرفتم سبک روان گشتی
بارت ایدل چو بس گران باشد
چون کنی کی رسی بمقصد خویش
خاصه کاین راه بیکران باشد
لیکن ار خوی نیک همره تست
قطع این ره بیک زمان باشد
هر که میزان گران رکاب کند
اندرین ره سبک عنان باشد
هر فطیری که پخته ئی همه عمر
توشه راه توهم آن باشد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٢٣ - از طبیبی شنیده ام روزی
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٢۴ - آصف ثانی علاء دولت و دین
آصف ثانی علاء دولت و دین
چون سلیمان جهان بکام تو باد
تا بود عمر جاودانت چو خضر
چشمه آبحیات جام تو باد
زهره ازهر کنیز مجلس تست
خسرو سیارگان غلام تو باد
زینت و زیب و بهای سکه ملک
از لقب فرخ و ز نام تو باد
گفته قضا تیغ آبدار ترا
جفن عدو کمترین نیام تو باد
خصم جگر تشنه را در آتش غم
آبخور از چشمه حسام تو باد
هر شفق و صبح کز افق بدمد
فرخی فال صبح و شام تو باد
تا که بود سبز خنک چرخ شموس
ابلق تند زمانه رام تو باد
وز کرمت زیر پای ابن یمین
باره رهوار خوش لکام تو باد
چون سلیمان جهان بکام تو باد
تا بود عمر جاودانت چو خضر
چشمه آبحیات جام تو باد
زهره ازهر کنیز مجلس تست
خسرو سیارگان غلام تو باد
زینت و زیب و بهای سکه ملک
از لقب فرخ و ز نام تو باد
گفته قضا تیغ آبدار ترا
جفن عدو کمترین نیام تو باد
خصم جگر تشنه را در آتش غم
آبخور از چشمه حسام تو باد
هر شفق و صبح کز افق بدمد
فرخی فال صبح و شام تو باد
تا که بود سبز خنک چرخ شموس
ابلق تند زمانه رام تو باد
وز کرمت زیر پای ابن یمین
باره رهوار خوش لکام تو باد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢٣٩ - بهترین مراتب آن باشد
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۴٢ - با خرد گفتم ای مدبر کار
با خرد گفتم ای مدبر کار
که بدانش چو تو نشان ندهند
چیست حکمت که از خزانه غیب
برگ کاهی به راستان ندهند
بخسیسان دهند نعمت و ناز
اهل دلرا بجان امان ندهند
آنچه با جاهلان سفله دهند
با بزرگان نکته دان ندهند
گنج و دولت دهند نادانرا
با هنر پیشه نیم نان ندهند
سفله بر صدر و اهل دانش را
بغلط ره بر آستان ندهند
گجروان را دهند خرمن ها
قوت یکشب به نیکوان ندهند
مگسان را دهند شکر و قند
با همایان جز استخوان ندهند
عقل گفت اینحدیث نشنیدی
هر که را این دهند آن ندهند
که بدانش چو تو نشان ندهند
چیست حکمت که از خزانه غیب
برگ کاهی به راستان ندهند
بخسیسان دهند نعمت و ناز
اهل دلرا بجان امان ندهند
آنچه با جاهلان سفله دهند
با بزرگان نکته دان ندهند
گنج و دولت دهند نادانرا
با هنر پیشه نیم نان ندهند
سفله بر صدر و اهل دانش را
بغلط ره بر آستان ندهند
گجروان را دهند خرمن ها
قوت یکشب به نیکوان ندهند
مگسان را دهند شکر و قند
با همایان جز استخوان ندهند
عقل گفت اینحدیث نشنیدی
هر که را این دهند آن ندهند
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۴٣ - باغبانی بنفشه می انبود
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۵٠ - پنج روزیکه در کشاکش غم