تعداد ۲۱۱۵۲ گوهر مطابق با وزن مورد نظر شما پیدا شد:
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۳۳ - یک ذره چو آن حکم دگرگون نشود
یک ذره چو آن حکم دگرگون نشود
بیمرگ کسی به راه بیرون نشود
خون گشت دلمْ ز خوف این وادی صعب
سنگی بود آن دل که ازین خون نشود
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۳۴ - دیرست که دور آسمان میگردد
دیرست که دور آسمان میگردد
میترسد و زان ترس بجان میگردد
چون دید که قبله گاه دنیا چونست
صد قرن گذشت و همچنان میگردد
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۳۵ - از واقعهٔ روز پسین میترسم
از واقعهٔ روز پسین میترسم
وز حادثهٔ زیر زمین میترسم
گویند مرا کز چه سبب میترسی
از مرگ گلوگیر چنین میترسم
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۳۶ - میترسم و بیقیاس میترسم من
میترسم و بیقیاس میترسم من
چون خوشه ز زخم داس میترسم من
شک نیست که سخت وادیی در پیش است
زین وادی پُر هراس میترسم من
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۳۷ - چون پنجه سال خویشتن را کُشتم
چون پنجه سال خویشتن را کُشتم
بر عمرِ نهاد سالِ شصت انگشتم
شک نیست که شست را کمانی باید
چون شصت تمام شد کمان شد پشتم
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۳۸ - چون روی به پنجاه و به شصت آوردیم
چون روی به پنجاه و به شصت آوردیم
چیزی که نشایست به دست آوردیم
امروز درین جهان دارم جز عجز
در نزد خدائیت شکست آوردیم
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۳۹ - گر هیچ ندیدم من و گر دیدم من
گر هیچ ندیدم من و گر دیدم من
خود را ز بدانِ بد بتر دیدم من
مویم همه شد سپید و بر خویش بگشت
امّا سرِ مویی بنگر دیدم من
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۰ - دردا که جوانی ز بَرَم دور رسید
دردا که جوانی ز بَرَم دور رسید
صد گونه بلای منِ رنجور رسید
کافور دمید از بناگوش برون
یعنی که: کفن ساز که کافور رسید
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۱ - شد عقل ز دست و سخت مضطر افتاد
شد عقل ز دست و سخت مضطر افتاد
تا موی چو سیم و روی چون زر افتاد
عمری که ز سر غرور سودا پختم
امروز مرا چو کفک با سر افتاد
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۲ - آن رفت که عیشِ این جهانی خوش بود
آن رفت که عیشِ این جهانی خوش بود
وان روز جوانی بخوانی خوش، بود
امروز که پیری به سر آمد شادم
وآن بود غلط زانکه جوانی خوش بود
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۳ - تا کی به هوس چارهٔ بهبود کنیم
تا کی به هوس چارهٔ بهبود کنیم
کان به که خوشی عزمِ سفر زود کنیم
چون عمرِ عزیز بود سرمایهٔ ما
سرمایه ز دست رفت چه سود کنیم
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۴ - دردا که ز خواب بس دل غافل ما
دردا که ز خواب بس دل غافل ما
تا موی سپید شد سیه شد دل ما
دردا و دریغا که به جز درد و دریغ
حاصل نامد ز عمر بیحاصل ما
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۵ - افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
وز آسِ سپهرِ سرنگون سوده شدیم
دردا و ندامتا که تا چشم زدیم
نابوده دمی بکام، نابوده شدیم
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۶ - جان را خطرِ روزِ پسین بایددید
جان را خطرِ روزِ پسین بایددید
دل را غمِ عقلِ‌ پیش بین باید دید
دیدیم ز عالم آنچه دیدیم وشدیم
تا خود چه ز عالم آفرین باید دید
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۷ - تا در بُنِ بحر عشق غرقاب شدیم
تا در بُنِ بحر عشق غرقاب شدیم
گُم گشتهتر از ذرّهٔ سیماب شدیم
افسانهٔ کارِ عشق چون برگوییم
کافسانهٔ تو دراز ودر خواب شدیم
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۸ - دردا که ز دُردی جهان مَست شدیم
دردا که ز دُردی جهان مَست شدیم
پشتی چو کمان و تیر از شست شدیم
آمد شدِ ما نگر که در آخرِ عمر
از پای درآمدیم و ازدست شدیم
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۹ - رفتیم و نبود هیچ کس محرم ما
رفتیم و نبود هیچ کس محرم ما
غم بود که بود روز و شب همدم ما
سبحان اللّه! به هرزه این عمرِ عزیز
امد بسر و بسر نیامد غم ما
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۵۰ - ای دل همه را بیازمودیم و شدیم
ای دل همه را بیازمودیم و شدیم
بسیار بگفتیم و شنودیم وشدیم
فی الجلمه چنان که رفته بودیم شدیم
کِشتیم وفا، جفا درودیم و شدیم
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۵۱ - گه دستخوشِ زمانه خواهیم شدن
گه دستخوشِ زمانه خواهیم شدن
گه پیشِ بلا نشانه خواهیم شدن
چون نیست به جز فسانهای کارِ جهان
در خواب، بدین فسانه خواهیم شدن
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۵۲ - از آز و طمع بیخور و خفتیم همه
از آز و طمع بیخور و خفتیم همه
وز حرص و حسد در تب وتفتیم همه
چیزی که شد اندر پی آن ضایع عمر
ضایع بگذاشتیم و رفتیم همه