عبارات مورد جستجو در ۲۵۹۸۰ گوهر پیدا شد:
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۳۷ - هر شب من و از گریه سر کوی تو شستن
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۴۱ - آنکه دلم شیفتهٔ روی اوست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۴۴ - تاراج گشت ملک دل از جور نیکوان
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۴۶ - عطار گو ببند دکان را که من ز دوست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۴۹ - هزار سال ترا بینم و نگردم سیر
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۵۰ - مشنو سخن عاشقی از هرزه زبانان
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۵۲ - بیش رفتارت بیاید راه کبکم در نظر
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۵۷ - سوزش سینهٔ من دید و کنارم نگرفت
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۶۱ - سرآن قامت چون سرو روان خواهم گشت
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۷۰ - ساقی بیار می که چنان سوخت دل ز عشق
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۷۱ - مشکلست آزاد بودن دل که با دلبر نشست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۷۴ - ستمی کز تو کشد مرد ستم نتوان گفت
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۷۷ - پیش تو بگو کای بت سوزنده چو هندویم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۸۵ - تغافل کردنت بیفتنهای نیست
تغافل کردنت بیفتنهای نیست
فریب صید باشد خواب صیاد
مرا گرد سران چشم بیمار
به گردان لیک قربان کن نه آزاد
چو یاد عاشقان در دل غم آرد
نمیدارم روا کز من کنی یاد
چو ذوق عشقبازی میشناسم
من از تو جور خواهم دیگران داد
دلا وقت جفا فریاد کم کن
که هنگام وفا خوش نیست فریاد
مکن خسرو حدیث عشق شیرین
اگر با خود نداری سنگ فرهاد
فریب صید باشد خواب صیاد
مرا گرد سران چشم بیمار
به گردان لیک قربان کن نه آزاد
چو یاد عاشقان در دل غم آرد
نمیدارم روا کز من کنی یاد
چو ذوق عشقبازی میشناسم
من از تو جور خواهم دیگران داد
دلا وقت جفا فریاد کم کن
که هنگام وفا خوش نیست فریاد
مکن خسرو حدیث عشق شیرین
اگر با خود نداری سنگ فرهاد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۸۷ - ای که عمر از پیسودای تو دادیم بباد
ای که عمر از پیسودای تو دادیم بباد
یاد میدارد که از مات نمی آید یاد
عهدها بستی و میداشتم امید وفا
ای امید من و عهد تو سراسر همه باد
هر چه دارند ز آئین نکویی خوبان
همه داری و بدان چشم بدانت مرساد
ماجرای دل گمگشتهٔ بی نام ونشان
هر که را باز نمودیم نشانی به تو داد
کام خسرو بده ای خسرو خوبان که شده است
لعلی جانبخش تو شیرین و دل او فرهاد
یاد میدارد که از مات نمی آید یاد
عهدها بستی و میداشتم امید وفا
ای امید من و عهد تو سراسر همه باد
هر چه دارند ز آئین نکویی خوبان
همه داری و بدان چشم بدانت مرساد
ماجرای دل گمگشتهٔ بی نام ونشان
هر که را باز نمودیم نشانی به تو داد
کام خسرو بده ای خسرو خوبان که شده است
لعلی جانبخش تو شیرین و دل او فرهاد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۸۸ - گفتم چگونه می کشی و زنده میکنی
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۹۱ - گر نیندیشد رقیب او بلای عاشقان
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۹۹ - دل نیست که در روی غم دلدار نگنجد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۰۰ - مرا گویی که دل بر یار دیگر به نهم لیکن
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۰۴ - تو خود بوسه دهی جان ولی نیارد گفت